عشق، بحري آسمان بروي كفي
چـون زليخـا در هواي يوسفي
دور گردونها ز موج عشق، دان
گر نبودي عشق، بِفْسردي جهان
مولانا جلالالدين محمّد، هنگامي كه حكايت عاشق شدن خليفة مصر را به كنيز زيباي ناديدة پادشاه موصل در دفتر پنجم مثنوي شرح ميدهد، صرف نظر از ريزهكاريهاي بسيار كه به جاي خود قابل تأمّل است، بيتهاي مطلع را ميسرايد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3:25  توسط کاظم خطیبی
|
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل - دلی لبریزِ مهر تو -
تو ای با دوستی دشمن.
—-
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 10:35  توسط کاظم خطیبی
|
ای برادر چشم را واکن گرانی را ببین
زنده ام با این گرانی سخت جانی را ببین
قیمت یک پاچۀ بزغاله شد پانصد تمن!
چشم واکن پاچۀ پانصد تومانی را ببین
گوسفند گله را گرگ گرانی خورد ورفت
گوسفندان را تماشا کن شبانی را ببین
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:2  توسط کاظم خطیبی
|
ای برادر چشم را واکن گرانی را ببین
زنده ام با این گرانی سخت جانی را ببین
قیمت یک پاچۀ بزغاله شد پانصد تمن!
چشم واکن پاچۀ پانصد تومانی را ببین
گوسفند گله را گرگ گرانی خورد ورفت
گوسفندان را تماشا کن شبانی را ببین
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:2  توسط کاظم خطیبی
|
با دوز وکلک کاسب بازار ولش کن
گر گشت گران قیمت اجناس جهنم !
گر داد کسی برکسی آزار ولش کن
گر زندگی از فقر ونداری وگرانی
بسیار بود بهر تو دشوار ولش کن
بیهوده به دکتر نبری بچۀ خود را
گردید اگر طفل تو بیمار ولش کن
گر بار گرانی بودت سخت نزن دم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 20:55  توسط کاظم خطیبی
|
من اينجا ريشه در خاكم،
من اينجا عاشقِ اين خاكِ از آلودگى پاكم.
من اينجا تا نفس باقىست مىمانم.
من از اينجا چه مىخواهم، نمىدانم!
اميدِ روشنايى گرچه در اين تيرگىها نيست،
من اينجا باز در اين دشتِ خشكِ تشنه مىرانم.
من اينجا روزى آخر از دلِ اين خاك، با دستِ تهى
گل بر مىافشانم.
من اينجا روزى آخر از ستيغِ كوه، چون خورشيد.
سرودِ فتح مىخوانم،
و مىدانم
تو روزى بازخواهى گشت!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط کاظم خطیبی
|
مرحوم گلشن آزادی می نویسد:(سهیلی )مردی شریف ومهربان ومقدس وعارف مشرب بود.مثنوی عشقی ناقصی دارد به سبک ((خسرو وشیرین ))نظامی که قبل ازپیدایش مشروطیت به نام ((بهرام وگل اندام))شروع به ساختن نمود درحدود 1000بیت که سرود جریان کارهای سیاسی سالها نظم آن رابه تعویق افکند وبعداز چند صد بیت دیگر که به تقاضای من بنده سرودبه دست فراموشی سپرده شدومرااین دوبیت ازآن مثنوی درنظر است:
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 15:4  توسط کاظم خطیبی
|
نامش ((سید علی اکبر))فرزند ((حاج سید محمد))مقلب به ((بهشتی ))متولد1304شمسی درتربت حیدریه است که اونیز مانند پسر عمش به نام خانوادگی((بهشتی ))تخلص می کند واین درعرف ادب پسندیده نیست،چون مورث اشتباه است.
خانواده((بهشتی ))از خاندان خوشنام تربت بوده وشاعر تحصیلات خود رادرزادگاه خویش تمام کرده وبه شغل پدرپرداخته است وی ازموسیقی وآواز هم بی نصیب نیست وبه تشویق استاد ((شیخ محمدتقی نحوی))ازپانزده سالگی سرودن شعر راآغازکرده وبا غزلسرایی وقتی خوش دارد.ازاوست:
هزارپاره شودسینه سنگ خا رارا
بر اوچو عرضه کنی شرحی از غم ما را
حریف میکدۀعشق هر گدایی نیست
نمی دهند از این باده نا شکیبا ر ا
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 20:0  توسط کاظم خطیبی
|
در باره شاعر عزيز و مردمي شهرمان
استاد قهرمان پيشتر بدانيم
محمد قهرمان متولد ۱۰ تير ۱۳۰۸ تربت حيدريه
- تحصيلات ابتدايى تا دوم متوسطه در تربت حیدریه
- عزيمت به مشهد و پايان تحصيلات متوسطه و عزيمت به تهران
- اخذ مدرك ليسانس حقوق در رشته قضایی
- سرودن اشعار محلى به زبان خراسانىاز دوران تحصيل
- کتابدار كتابخانه دانشكده ادبيات خراسان در دهه ۴۰تصحيح و تحقيق در متون كهن سبك هندى و انتشار نزديك به بيست اثر تحقيقى
- برخى از آثار تحقيقى او عبارتند از: تصحيح ديوان صائب تبريزى (۶جلد)، تصحيح ديوان صيدى تهرانى، انتشار و تصحيح مجموعه آثار ابوطالب کليم همدانى، تصحيح ديوان حاج محمد جان قدسى مشهدى، برگزيده اشعار صائب و ديگر شعراى معروف سبك هندى، صيادان معنى (برگزيده اشعار سخن سرايان شيوه هندى) و ...
- انتشار مجموعه «حاصل عمر» شامل مجموعه اشعار محمد قهرمان و نشر شعرهاى تربتى او با نام «خدى خلدى خودم»
- همچنين درباره محمد قهرمان كتاب «شناخت نامه محمد قهرمان» تأليف دكتر رضا افضلى و «پردگيان خيال» ارج نامه او منتشر شده است.
«خراسان حتى در محدوده امروزى اش، چشم و چراغ فرهنگ ايرانى است. درقرن بيستم با پروردن چهره هايى همچون بهار، فروزانفر، اخوان ثالث و شجريان، جايگاه والاى خود را در عرصه خلاقيت فرهنگى ايران زمين محفوظ نگاه داشته و از سنتهاى ديرينه ادب و هنر ايرانى، در وجه خلاق آن پاسدارى كرده است.
زبان پارسى در اين پاره از خاك ايران بزرگ، چه در عرصه حيات طبيعى اش و چه در قلمرو پژوهش ها و افزايش هاى عصرى، همچنان بالنده و بلند ايستاده است، در جايگاهى استوار. از آنها كه در نيمه دوم قرن بيستم، در خراسان توانسته اند به اين بالندگى و تعالى فرهنگى يارى برسانند يكى و در صف نخستين، استاد محمد قهرمان است كه در ۵۰ ساله اخير با خلاقيت شعرى و با پژوهش هاى ادبى و با محفل فرهنگى هفتگى اش، اين چراغ را همواره روشن نگه داشته است كه روشن باد و روشن تر باد. امروز كه جمعى از شيفتگان سنت هاى ارجمند فرهنگ ملى ما مجلسى در بزرگداشت اين شاعر و اديب برجسته عصر، تشكيل داده اند، وظيفه هر ايرانى فرهيخته است كه از جان و دل احساس شادمانى كند و در اين مجلس عزيز و روحانى حضور به هم رساند. اين بنده به عنوان كوچكترين عضو اين خانواده هنرى و فرهنگى و يكى از شاگردان قديمى اين استاد بزرگ، از يك يك دست اندركاران اين مجلس خجسته و فراهم آورندگان كتاب پردگيان خيال و همه شاعران و اديبان و هنرمندانى كه از سراسر كشور و بيرون از كشور در اين محفل مساهمت ورزيده اند، سپاسگزارم و از خداوند متعال براى استاد قهرمان و دوستداران بسيار او بهروزى و كاميابى مسألت دارم.» اين سخنان را استاد بزرگ زمان ما محمدرضا شفيعى كدكنى دروصف محمد قهرمان شاعر بزرگ خراسان ست.گفته است
خراسان؛ سرزمين خورشيد. از ديرباز همچون خورشيد در مشرق ايران پهناور درخشيده و به سبب موقعيت خاص جغرافيايى اش كه مطلع الشمس ايران به شمار مى آمده، به «خراسان» جايگاه طلوع خورشيد شناخته شده است. خراسان از ديرباز و در طول تاريخ سرزمين نام آوران و بزرگان ادب بوده است. بزرگانى چون رودكى، فردوسى، ناصرخسرو، خيام، عطار و ... در گذر زمان از دامان اين سرزمين برمى آمدند و در عصر حاضر نيز اديبانى چون ملك الشعراى بهار، عماد خراسانى، اخوان ثالث و محمدرضا شفيعى كدكنى بر تفاخر ادبى خراسان افزودند. يكى از شاعران بزرگ معاصر خراسان محمد قهرمان است.
«من كه محمد قهرمانم و بنده اى از بندگان پروردگار مهربان، در ۱۰ تير ۱۳۰۸ در تربت حيدريه به دنيا آمدم ... در سال ۱۳۲۸غزلى با اين مطلع ساخته بودم:
تا ازو دورا يكه ور سر ميه
دل مگه هونا دره دلبر ميه
... همين غزل را در همان سال براى استاد جاودان ياد ملك الشعراى بهار خواندم، و تحسين شنيدم. ايشان از جمله فرمودند: «لهجه هاى محلى، خواه ناخواه با نفوذ روزافزون راديو روبه نابودى خواهند رفت، ولى بسيارى از لغات اصيل به كمك شعر محفوظ مى مانند و اين كار تو خدمتى شايسته است. امر گردآورى دوبيتى ها و امثال و كنايات و لغات را هم ستودند و مرا به ادامه كار تشويق فرمودند.»
محمد قهرمان در كمال سادگى و متانت همه شور و شوقى كه اسباب اين غور و تفحص طولانى در ادبيات و شعر براى او مهيا كرده است را بيان مى دارد و تشويق ملك الشعراى بهار را مسبب اصلى اين سفر دراز مى داند. اما او دوست ديرين اخوان ثالث شاعر بزرگ نيمايى نيز بود و در جمع خراسانى هاى اهل ادب حضورى مستمر و پويا داشت.
تحصيلاتش را تا مقطع ليسانس در تربت، مشهد و تهران به پايان برد. از سال ۱۳۲۶ در دبيرستان با مهدى اخوان ثالث آشنا شد و اين آشنايى به رفاقت و دوستى نزديك آن دو منتهى گشت تا پايان زندگى اخوان ادامه داشت. نشانه اين دوستى اين روزها با نام «ده نامه از مهدى اخوان ثالث» انتشار يافته و با موضوع بررسى و نقد ادبى به پيشخوان كتابفروشى ها راه پيدا كرده است.
اين كتاب مجموعه ده نامه مفصل از مهدى اخوان ثالث به محمد قهرمان است. نامه ها كه پس از گذشت پانزده سال از مرگ اخوان منتشر مى شوند گوياى دوستى عميق اين دو و تصويرى از زندگى اخوان ثالث در تهران است.
اخوان از دهه ۴۰ محمد قهرمان را لقب شاعر فاضل داده بود آنجا كه در شرح كتابخانه دانشكده ادبيات خراسان نوشته است: «كتابخانه دانشكده كه به همت استاد دكتر على اكبر فياض تأسيس شده در حدود ۶ هزار جلد كتاب دارد. به تازگى شنيده ام كه شاعر فاضل محمد قهرمان تربتى را به تصدى آن گماشته اند كه جوانى اهل و صالح و دلسوز است. فرايند رونق و سودمندى اين كتابخانه از اين رهگذر روزافزون است.»
محمد قهرمان شاعرى را از دوران دبيرستان آغاز كرد. غزل هايش نزديك به شيوه هندى است. شعر محلى او كم نظير و پژوهش هايى در قلمرو شاعران سبك هندى برجسته و ممتاز است. «حاصل عمر» مجموعه شعرهاى رسمى و «خدى خلدى خودم» نام دفتر شعرهاى تربتى قهرمان است. از او ۱۶ كتاب منتشر شده است.
اما او در كنار شعرزمينه هاى تصحيح و تحقيق انتشار يافته و تنها در كتاب «حاصل عمر» ۳۲۳ غزل از سروده هايش پژوهش ادبى به خصوص درزمينه شاعران سبك هندى را به جد دنبال كرده است. از جمله است تصحيحات ديوان صائب، ديوان کليم، صيدى تهرانى، محمدجان قدسى مشهدى و ...
«صيادان معنى» نيز از جمله كتب قهرمان و برگزيده اى از اشعار شيوه مشهور به سبك هندى است. اين منتخب كه حدود يازده هزار بيت را شامل مى شود با در نظر گرفتن تاريخ فوت شاعران اين سبك تدوين شده و در ابتدا چندسطرى به عنوان شرح حال هر سخنور نوشته شده و مأخذ نقل اشعار او اعم از نسخه هاى چاپى يا خطى و يا ميكروفيلم آن ذكر گشته و سپس اشعارى از آن شاعر نوشته شده است. دقت و وسواس او در پژوهش ادبى نيز همپاى وسواس هاى شاعرانه اوست. به همين جهت است كه كتب پژوهشى محمد قهرمان، منابع دقيقى براى دانشجويان ادبيات است. به طور مثال «برگزيده اشعار صائب و ديگر شعراى معروف سبك هندى» را قهرمان براى دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسى در
مقطع كارشناسى به عنوان منبع اصلى بخشى از متون نظم، درس شرح و تفسير بخشهايى از ديوان
صائب و ديگر شاعران معروف سبك هندى تدوين كرده است.
قهرمان به راستى استاد بازشناسى و تصحيح ديوان هاى ادباى سبك هندى است.
«ديوان ميلى مشهدى» از جمله ديگر تصحيحات اوست
«مكتب وقوع نوعى از شعر است كه شاعر به جاى خيال پردازى و مضمون آفرينى، به واقعه اى، قضيه اى موجود توجه كرده است و با هنر تسلط خود بر واژگان، ملبوسى شعرى بر تن واقعه پوشانده است. درواقع نوعى شعر رئاليستى در نگاه اروپاييان است. اشعار اين ديوان نيز الهام گرفته از اين مكتب و دربرگيرنده ابياتى از غزلها، رباعى ها، قصايد، تركيب بند و ترجيع بند و تعليقات است. سبك اين ديوان سبك معروف به هندى است كه در زمان خود به طرز نو، اشتهار داشته و درواقع نخستين قدمى است كه از مرحله عرفان و مديحه سرايى و شعر دربارى گفتن، عبور كرده و وارد زندگى مردم شده است.»
فتوحى با بيان اين مطلب كه حضور «حزن» در شعر محمد قهرمان از شاخصه هاى اصيل شعر اوست، اظهاركرد: «اندوهى كه در شعرهاى استاد قهرمان ن معنا كه فراتر از اندوه و حزن شخصى است؛ قهرمان در شعرهايش با بيانى رسا و شيرين به امورى چون ناكامى انسان، ترس، پيرى، زوال عمر و... مى پردازد و اين نگاه كلان او در غزل هايش همواره بيانگر نوعى پاييز جاويد است.»
از ديگر شاخصه هاى شعر محمد قهرمان يكنواختى و يكدستى شعرهاى اوست كه اين يكنواختى نوعى روانى و ساده فهمى را نيز به دنبال دارد.
محمد فتوحى ويژگى ديگر شعر قهرمان كه او را تا حدودى در سبك هندى منحصر به فرد مى سازد را اصرار نداشتن او به دشوارگويى دانست و اينكه« شعر او كاملاً ساده و روان است و تصويرگرى ها در شعرش با عاطفه نسبت صادقانه دارد، حال اين كه در شعر سبك هندى شاعران آن قدر به دشوارگويى مشغول هستند و حتى براى آن تلاش مى كنند كه مدعى هستند كه فهميدن شعر ماكمال است.» نگاهى به آثار و نظريات ادباى سنتى قبل و بعد از مشروطه روشن مى كند كه آنان، تا چه حد با مكتب هندى بيگانه _ و حتى معارض _ بوده اند. كم كم كسانى چون مرحوم اميرى فيروزكوهى، محمد قهرمان و ديگران پاپيش گذاشتند و شاعران آن مكتب را مقبوليتى دوباره بخشيدند.
محمد قهرمان، همزمان با همه كسانى كه از اوايل دهه سى به خلوت رفتند، سكوت كرد و استاد قطعه ها و غزل هاى بى نظير سبك هندى ماند. محمد قهرمان خود درباره سبك هندى مى گويد: «سبك هندى از اوايل سده يازدهم متداول شده و تا دوره اى كه به «بازگشت ادبى» نام گرفته، رواج داشته است. خاستگاه اين شيوه، كه به غلط «سبك هندى» خوانده شده، ايران بوده است. دليل اين نامگذارى جعلى را شايد بتوان چنين توجيه كرد كه پيشگامان سبك مزبور، يعنى نوعى خبوشانى، نظيرى نيشابورى، كفرى تربتى، ظهورى ترشيزى، ملك قمى، شكيبى اصفهانى، انيسى شاملو، سنجر كاشانى، طالب آملى و تعدادى ديگر به هند كوچيده و در همان سرزمين ديده از جهان پوشيده اند. گذشته از اينان، كسانى بوده اند كه ميان دو كشور رفت وآمد مى كرده اند، مانند حكيم ركنا و شاپور طهرانى، يا شعرايى چون طائب كه چندسال درآن ديار گذرانده و به وطن بازگشته اند.
نوآورى سخن سرايان ايرانى چون جاى براى خود بازكرد و موردتوجه سلاطين و امراى هند قرارگرفت، شعراى هندى تبار نيز به پيروى از آنان به همان طرز سخن گفتند.»
قهرمان معتقداست: «گذشته از صنايعى كه لازمه شعر است، شاعر اين سبك از اصطلاحات رايج در زبان روز و نيز اعتقادات عامه هم بهره مى گيرد. شعر در دوران صفويه از دربار دور شد و به ميان توده مردم رفت و همين امر سبب گرديد كه امور «روزمره» وارد شعر شود. استفاده هوشمندانه و درست و درحد اعتدال از اصطلاحات رايج در زبان روز برغناى زبان شعرى مى افزايد. ولى برخى از اين اصطلاحات قبول عام نمى يابند و يا به عللى پس از چندى از يادها مى روند، آنچنان كه براى دريافتن معنى آنها بايد به كتب لغت مراجعه كرد، اگرچه احتمال دست خالى بازگشتن بسيار است. در مقابل، بعضى اصطلاحات كه در شعر آن دوره آمده ولى معناى آنها فراموش شده است، هنوز هم در محاورات به كار مى رود.
به عنوان مثال، ما معنى دقيق «طوق لعنت» را نمى دانيم و در فرهنگها نيز نشانى از آن نمى يابيم.»
محمد قهرمان در انجمن ادبى ۸۰ ساله «فرخ» در مشهد حضورى پررنگ داشته و جلسات شعر خوانى او نيز محفل گرم ادب دوستان و شاعران جوان بوده است.
دكتر محمدرضا راشد محصل درباره شعر قهرمان مى گويد: «در شعر قهرمان به لحاظ بيان احساسات طبيعى شاعر، مى توان تصويرسازى كرد و با آن تصوير پا به پاى شعر حركت كرد. در عصر امروز كمتر شاعرى را مى توان يافت كه به اين صراحت و سادگى و همراه با غناى ادبى و پختگى شعر بگويد، به نحوى كه مخاطبان زيادى را نيز بتواند جذب خود كند.»
وى افزود: «به نظر مى رسد روانى شعر قهرمان به لحاظ تجربه تمام صحنه ها و احساساتى است كه او در شعرهايش آورده است، ضمن اين كه نگاه وى به موضوعات و طبيعت پيرامون، تجربه هاى شخصى وى از حوادث و احساسات شخصى و چگونه تصويركردن اين احساسات در شعرهاى او كم نظير است.»
محمدرضا خسروى درباره محمدقهرمان مى گويد: «محمد قهرمان، «شعرمحلى استاد قهرمان» را دست مايه سخنرانى خود قرار داد و استاد محمد قهرمان با سرودن شعرهاى محلى درحقيقت توانست زمينه هاى ماندگارى گويش تربتى را كه لهجه و گويش مادرى اوست، آماده سازد. گشاده دستى و تبحر استاد قهرمان در استفاده از لهجه محلى خود براى شعرهايش بى بديل است. سرودن شعر محلى به لحاظ نامأنوس بودن و صيقل ناخوردگى واژه ها بسيار مشكل است كه قهرمان به دليل آشنايى با واژه ها توانسته است از پس كار به خوبى برآيد، ضمن اين كه استفاده از واژگان غبارگرفته و زنده كردن واژه هاى خوش تراش از ياد رفته محلى نيز از ويژگى هاى برجسته شعر قهرمان است.»
استاد محمدرضا شفيعى كدكنى كه آشنايى ديرينى با محمد قهرمان دارد از محمد قهرمان به عنوان فرد اكمل و اول در لهجه خراسانى ياد مى كند و مى گويد: «دراين خصوص حتى مرحوم ملك الشعرا بهار آن خصوصيت يك شاعر محلى را به صورت كامل، آن گونه كه قهرمان دارد، ندارد. درباره تحقيقات ادبى درباره سبك اصفهانى نيز بعد از شادروان اميرى فيروزكوهى و گلچين معانى، هيچكس جز قهرمان نتوانسته است به اين پهنه گسترده خدمت كند.» اين سخنان را شفيعى كدكنى در مراسم نكوداشت قهرمان گفت و در همين مراسم، كتاب هاى «پردگيان خيال» (ارج نامه محمد قهرمان)، «حاصل عمر» (مجموعه شعرهاى محمد قهرمان) و «شناخت نامه محمد قهرمان» نيز رونمايى شد. همزمان با آيين نكوداشت قهرمان در مشهد، يك لوح فشرده از اشعار محلى اين بومى سراى نامدار خراسانى، با صداى خود درزیر چاپ است .به راستى كه سبك هندى در شعر فارسى را اين روزها و سالها، محمدقهرمان به تنهايى پاس داشته و اعتبار بخشيده و شعرا و بازتاب بخشى از سنت شاعرانگى ايرانى و پاسداشت او اعتباربخشى به بخشى از فرهنگ وسيع زبان پارسى است.
ادامه عکس های مراسم نکوداشت استاد محمد قهرمان

استاد محمد قهرمان

استاد محمد رضا خسروی
استاد عثمان محمد پرست
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:7  توسط کاظم خطیبی
|
محمد رضا خسروی
شاعر نویسنده و همشهری صمیمی
را پیشتر بشناسیم

محمد رضا خسروی درسال 1322 خورشیدی د ر زاوه تربت حیدریه متولد شده ودوران تحصیلات ابتد ا یی را در مدرسه آذر دولت آباد به پایان رسانید
ایشان در طول سالهای 1333تا 1337 تحصیل علوم حوزوی را در مدارس مهد یه طبا طبایی تربت جام و حاج سلطان کاشمر ادامه داده اند.
بین سالهای 1337تا 1340در دبیرستان بهار زاوه و در سالهای 1340تا1342 خورشیدی در دبیرستانهای پهلوی و صدر جهان زنجان و سرانجام از سالهای 1342تا 1344 در دبیرستان هدایت مشهد تحصیلات خود را به پایان رسا ند
نامبرده در سال 1344وارد دانشگاه تهران شده وسال 1348 در رشته حقوق فارغ اتحصیل گردید.
ایشان پس پایان دوره نظام بسال 1351 در عد لیه مشغول بکار شده و تا سال 1383 در خراسان و تهران با سمتهای داد یار- دادرس- باز پرس- داد ستان –زیس دادگاه –مستشار- مشاور- وداد یار دادسرای دیوان عالی کشور اشتغال داشته اند
فعا لیتهای ادبی . فرهنگی و پژوهشی ایشان با مطبوعات از طریق مقا له به طور مستمر و متناوب با روزنامه های ستاره قطب –خراسان-قد س –همشهری- سیاه وسپید- .اطلاعات و با مجله های مشکوه – تحقیقات جغرافیا- خراسان پژوهی- خاورگلچرخ – کیهان فرهنگی –زنان –راه ابریشم –زمان- آدینه –قضاوت –
پیام آموزش –فردوسی –خوشه –جوانان بوده است
ایشان همچنین در سالهای 1369 تا 1373 با همکاری دکتر محمد جعفر یاحقی فصلنامه تحقیقات ادبی پاژ
را منتشر و سمت سر دبیری آن را بعهده داشته اند و در سالهای 1376 تا 1383 سر دبیری مجله حقوقی دادگستری را بر عهده داشته اند
کتابهای منتشر شده ایشان عبارتند از
جغرافیای تاریخی ولایت زاوه نشر مشهد 2-تاریخ کاشمر نشر مشهد –3در دایره قسمت (مجموعه داستان)نشر نیما4- بی چتر زیر باران نشر زمستان تهران-5- آین نگارش حقوقی نشر بنیه تهران
کتابهایی که برای چاپ میباشد
تذکره شاعران زاوه 2- واژه نامه اهل زاوه 3-سفر نامه اروپا4- سفر به لاهور-5- مثل چراغ در شب مهتاب
6-مجموعه مقالات ادبی وحقوقی
کارهای مشترک
کتاب هفت 1و2و3 چهره های شعر معاصر خراسان در سالهای 1373لغایت 1384
نوشتن مقا لات بر کتابهای مختلف
همکاری با دایرالمعارف بزرگ اسلامی
عضویت در انجمنهای ادبی خراسان
عضویت در هیئت امنای شاعران خراسان
تدریس در دانشگاه آزاد در سالهای 1372تا1376
تدریس آین نگارش برای کار آموزان قضایی از ابتدای تشکیل تا کنون
تدریس در اداره کل آموزش روحانیون قم
شرکت در چند همایش ادبی و حقوقی
وسفر به کشورهای اروپایی و خاور میانه به دفعات زیاد
استاد دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در خصوص کتاب بی چتر زیر باران سرودهای به شرح زیر سروده اند
(بی چتر زیر باران )
خوش راه می سپاری بی چتر زیر باران
اندیشه چه داری .بی چتر زیر باران
خوش لحظه ای است آری آن لحظه ای که در آن
یک دم نفس برآری . بی چتر زیر باران
صد گونه نقش جاری از جوی جستجویت
بر جاده می نگاری بی چتر زیر باران
تنهایت چه زیباست همچون درفش لاله
بشکوه وکوهساری بی چتر زیر باران
ای رهرو کویری تنها به این دلیری
خوش راه می سپاری بی چتر زیر باران
چون شبد رسفیدی بر رسته پای تاسر
ایمان و رستگاری بی چتر زیر باران
خاموش و تنگ میدان حیف است چون تو مردی
در اوج بی قراری بی چتر زیر باران
شادیت بیکران باد ای ارغوان تنها
دل پر امید واری بی چتر زیر باران
در شهریور ماه سال 1383 سروده شده است
استاد محمد رضا خسروی
شعر زیبای
(باران اگر نبارد)
باران محبوب
مثل همیشه خواهد آمد
وپاک خواهد کرد
مثل همیشه چرکهای قدیمیرا
از صورت زمین
****
باران اگر نبارد
ای وای
۲۰/۹/۱ ۳۴۹
برگرفته از کتاب بی چتر زیر باران
مجمو عه شعر از استاد
محمد رضا خسروی
امید واریم در آینده نه چندان دور از یافته های ایشان
در خصوص نویسندگان و شعرای دیارمان بهرمند شویم
زیرا استاد در این خصوص کمال محبت را نسبت به همشهریان دارند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:42  توسط کاظم خطیبی
|
ز
زندگي نامه استاد تيمور قهرمان :
ايشان در سال 1318 در جنت آباد مه ولات تربت حيدريه چشم به جهان گشود . تحصيلات مقدماتي و متوسطه را در تربت حيدريه گذراند و تحصيلات تكميلي را در مشهد به پايان رسانيد .
داراي همسر و سه فرزند مي باشد .
از سال 1338 تا سال1351در آموزش و پرورش تربت حيدريه مشغول به كارشد .واز سال 1351 الي 1378 درمشهد به امر معلمي ادامه دادند.
فعالیت
ازهمان اوان جواني در امور نمايشي نويسندگي بازيگري وكارگرداني ذوق وعلاقه وافر داشته وبه فعاليت پرداخت.مانند:
- به عنوان كارشناس شعر وادب درصدا وسيماي خراسان از1353_1358
- در زمينه كارگرداني ونويسندگي تاترتلويزيوني در سيما از سال 1353 به بعد.
- همكاري با روزنامه هاي : خراسان، آفتاب شرق، هيرمند، مشهد وكيهان و....به تناوب ازسال1338 به بعد
بازیگری درصحنه تاتر:
نمايش هاي:مهربي فرجام - ديروز،امروز،فردا - شبي كه صبح نشد – مستاجر - شب ديوانگان - بلوف
بزرگ ازسال1338 به بعد درتربت حيدريه.
واياس – رامروديها - آ رياداكاپو -،جعفرخان ازفرنگ برگشته رادرمشهدوجشنواره هاي كشوري اجراكردند.
نویسنده و کارگردان نمايشنامه هاي:
بلوف بزرگ، شب ديوانگان، تاخير ، مهر بي فرجام ، رنگ ونيرنگ ، گرگ طمعكاروروباه مكار، زاغ وگرگ وشغال ‘ د و پول سياه.
بازیگر سريا لهاي تلويزيوني از سال 1362به بعد:
روايت عشق درنقش حرابن رياحي ، كمند خاطرات ، سايه اي براي همه، ملاس ، قصه هاي آ بادي ، صفورا .
بازيگر فيلم هاي سينمايي:
توقف در مه و جاي پاي چنگيز .
در عرصه خدمت درآموزش وپرورش وفعاليت هاي هنري،افتخارات وجوايزي دريافت كرده اند از جمله:
- انتخاب از بين شعراي مشهد به عنوان تنها كارشناس شعر و سرود و ترانه در سيماي مشهدسال 1353
- كسب د يپلم افتخاربه عنوان بهترين كارگردان درجشنواره اميد درهمدان درسال 1372.
كتاب هاي ايشان:
پرواز در قفس ، مجموعه شعر (درسال1353 منتشر شد).
رنگ ونيرنگ نما يشنامه ي منظوم براي كودكان است
واشعار محلي تربتي ومه ولاتي به عنوان "جنت آ باد" در دست تهيه مي باشد.
نمونه اي ازاشعار:
هلاك رفتم د زير بار غربت خدا قسمت كنه ديدار تربتس
هواابره شووروزو دلگير سبنج ور اتش جوز د غلبير
. .
. .
. .
مزار غنچي وبادم زار كامه به رشتخوار قصر بلقيس وسلامه
بلندي باغ ملي و صنوبر كلته سنگي و بايگ پهند ر
به منصوريه رم باغ كريمي كنار تلخ و كريز قد يمي
كه هر كنجش نگات ميفتي بهش بو بهشت مفت مفت بي سرزنش بو
به بازار هادي اف بازار سر پوش شلوغي د م گمرگ آدم كوش
جوو رم مو د وبره مث گله همه جار گز كنم تاسر سه قله
به بند مجتهدي از سر بند حصار رود معجن وشادمهر وا زغند
به بر ياباد ود وبره خيابو مزار بيب حسنيه ازپوشت نوغو
محله شيب مزار قطب كوچه قضيو گذ ر باغ سلطني برزار وچار سو
به گردم سير همي د ور وبراتر رخ و زوه و خواف ومهولاتر
خب وبد هر چه هست نزديك ودورت ابدي تا كوير و كال شورت
كه موشت او د تف باد كويري هزار بهتر از شهر و اسيري
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 22:51  توسط کاظم خطیبی
|
|
از خيابان انقلاب که مي گذريد، بر تابلوي آبرنگ دانشگاه نوشته شده است که 70
سال از تاسيس دانشگاه تهران مي گذرد. فکر مي کنيد 70 سال پيش ، چه کساني براي نخستين بار وارد اين دانشگاه شده اند؟ همين فکر و پرسش باعث شد به سراغ يکي از اولين هاي دانشگاه تهران برويم ، دکتر پوران شجيعي. پوران شجيعي در مشهد متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهر به پايان رساند. او رتبه علمي درجه 2 را از دانشسراي علمي دريافت کرد و در طول تحصيل خود رتبه اول را داشت و از نخستين زناني بود که وارد دانشگاه تهران شد. از کتابهاي او مي توان به سبک شناسي فارسي ، طرح دستور زبان فارسي معاني حروف مفرد، گزيده نثرهاي عرفاني و فلسفي ، مسافر سرگشته ، صور معاني در مکتب درونگرايي و... اشاره کرد. |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه ششم مرداد 1385ساعت 17:3  توسط کاظم خطیبی
|
استاد صاحبکار
ذبیح الله صاحبکار متخلص به سهی فرزند ابراهیم اهل دهستان معروف جلگه زاوه است که در قریه
دولت آباد ۲۰ کیلومتری تربت حیدریه در سال 1314شمسی قدم بعرصه حیات نهاده است .
وی تحصیلات ابتدایی را در قریه طی کرده و برای تحصیل دوره د بیرستان به شهرستان تربت حیدریه رفته وازهمان اوان بشاعری پرداخته و از تشویقهای پدرش که مردی ادب دوست است تایید میشده است.
وی در شرح حال مختصری از خودش چنین مینویسد
چون از همان دوران کودکی جز آزادگی مفهومی برای زندگی تصور نمیکردم محیط مدرسه رامخصوصا"در آن زمان که نسبت بامروز رضایت بخش نبود منافی با عقیده خود می د ید م ولی سعی پد رم در باره تحصیلم اجبارا" مرا بصبر وادار میکرد تا بلا خره شبی تصمیم گرفتم فرار کنم و چون برادرم در تربت جام کارمند ارتش بود آن دیار را مقصد کرد ه بامدادی بطرف تربت جام حرکت کردم و روز قبل از حرکت غزلی ارتجالا" در د بیرستان گفته بر دیوار گچی آن نوشتم که:
من آن مرغم که درفصل گل از طرف چمن رفتم
درید ازدرد برتن غنچه پیراهن چو من رفتم
سرا پا سوختم چون شمع و ترسیدم که یاران را
بسوزد دل زسوز سینه ام .از انجمن رفتم
ازین پس باغبانا این تو و این گلشن واین گل
که من بود م اگر خاری زپای یاسمن رفتم
پس از ورود به تربت جام در مدرسه (علمیه مهد یه )که در شرف تاسیس بود مسو لیت بعضی امور را عهده دار و در ضمن بتحصیل علوم قدیمه و ادبیه مشغول شدم و مدت 5 سال که در تربت جام بودم از شدت تنهایی
ناراحتی ها دیدم که در اشعار آن سنواتم منعکس شده است و تنها کسیکه از اندرزها و مکارمش برخوردار بودم ( حاج قا ضی فخر الدین ) پیشوای مسلمانان حنفی تربت جام بود که مردی عارف و خلیقی و مهربان است و پس از 5 سال بتاکید و راهنمایی شاعر قادر ( قد سی) از تربت جام بمشهد آمده ودر مدرسه (باقریه)
و ( نواب) به تکمیل تحصیل از محضر اساتید ادب بهرمند م .
با آنکه آثار من مفقود گشته موجب دلشکستگی و اندوه من شد در حدود چهار هزار بیت که شامل مناقب حضرات و مراثی آنان و انتقادات اجتمایی است با تعدادی غزل و رباعی تدوین کرده ام
سهی جوانی است بلند قامت معمم و صد یق و متد ین طبع قادری دارد و از دهستان (زاوه )چند شاعر بر
خاسته اند که نام و اشعار آنهایکه بدست آمده
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:9  توسط کاظم خطیبی
|
خانم عشرت قهرماندر سال ۱۳۰۵در تربت حیدریه متولد شد نام پدر محمد صادق و مادرشان افسرالسلطنه
از خاندان قاجاربوده اند ایشان تا کلاس هشتم در تربت حیدریه بوده ودر سالهای ۱۳۲۲ ازدواج نموده اندوحاصل ازدواج اول ایشان با پسرعمویشان فتح الله قهرمانی دوفرزند بنامهای سعید وناهید قهرمانی بوده که درحال حاضرخانم ناهید قهرمان در مشهد بوده وآقای سعید قهرمانی درخارج از کشور زندگی مینمایند بعدها پس ازجدایی از همسرشان با پسرعموی دیگرشان بنام قهرمان قهرمان ازدواج نموده
وحاصل ازدواج دوم ایشان دوفرزند بنامهای لاله وعلی قهرمان بوده که در حال حاضر هردو در خارج از کشور زندگی مینمایند نکته جالب توجه اینجاست که خانم عشرت قهرمان در سنین ۵۰ سالگی شروع به شعر گفتن نمودند واز ابتدا کارشان را با شعر نو شروع کردندو بعدها بصورت غزل و ربایی ادامه دادند
تخلص خانم عشرت قهرمان به نکیسا معروف است و اولین کتاب ایشان که شعر نو است بنام شهر یادها
است ودیگر کتابهای ایشان عبارتند از کیمیا-اقیانوس-دیدار-سکوت-سروش-موج-تندر-نور-پرواز -اقیانوس-کهکشان-نور-وسروش -گلبانگ یاس-یادگار جاودانه-جذبه -سپهر-جلوه-کمند-پرنیان-گلبرگ-گلزار رباعی-گلشن رباعی-نسیم-منادی-اکسیر-نوای نی-آلاچیق-ققنوس-آتشکده-یک شب بارانی-میراث عشق-لاله زار-لعل -الهه غزل -و یاقو ت اشک که آخرین کتاب بوده و درزمان چاپ ایشان مرحوم شدند لازم به یاد آوریست اکثر کتابهای ایشان در سالهای ۱۳۵۸تا ۱۳۷۱ خورشیدی منتشر شده است واغلب شعرا وهنرمندان موسیقی ایران از جمله مر حوم استاد تجویدی وهچنین معینی کرمانشاهی ومهندس همایون خرم واستاد شجریان در خصوص اشعار نامبرده مطا لب جالبی نوشته اند وایشان هم با شعر پاسخ داده اند که درکتا ب یادگار جاودانه مرحو م عشرت قهرمان درج گردیده است
ایشان در تاریخ ۱۳اردیبهشت ۱۳۸۴در مشهد درگذشت ودر آرامگاه شهر طوس محل شاعران
آرمیده اند یادش گرامی باد ایشان خواهر گرامی شاعر فرزانه ومردمی استاد محمد قهرمان بوده که از افتخارات شهرمان میباشند
+
نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 22:45  توسط کاظم خطیبی
|