هرگلان يکي از روستاهاي استان آذربايجان شرقي است که در دهستان کوهستان بخش قلعهچاي شهرستان عجبشير واقع شدهاست.جمعيت اين روستا بر پايه نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال1385 خورشيدي،3494 نفر بودهاست .روستاي هرگلان درشهرستان عجبشير با تصويب در سفر دوم رييس جمهوري به شهر ارتقا خواهد يافت









ارگ راین بنایی است در جنوب غربی شهر راین که بعد از ارگ بم کهن ترین بنای خشتی استان کرمان به شمار میرود. این بنا حدوداً 5 قرن قبل ساخته شده و 20 هزار متر مربع مساحت دارد. طبق مدارک موجود قلاعی قبل از این ارگ در منطقه وجود داشته اند که به طور کامل از بین رفتهاند


خبرگزاری مهر : یک مرد انگلیسی به همراه فرزند 18 ماهه خود با استفاده از چتری در منطقه توریستی دریاچه مرده در شهر موغلا پرش آزاد کرد


















۱ - باغ گلشن ۲-امامزاده حسين (ع)




نماز عيد در تهران

مسلمانان فيلپينی سر سفره عيد

مسلمانان چين هنگام مراسم سنتی عيد فطر

نماز عيد در عراق







| |||||||

| ||||
|
| ||||





| |
| ناصرالدين شاه در سفر اروپا به ساخت بناهايي همچون برجهاي اروپايي تمايل پيدا كرد. به اين ترتيب، به دستور او، بناي مرتفعي ساختند تا خود و زنانش بتوانند منظره شهر تهران و دورنماي آن را تماشا كنند. بناي شمسالعماره توسط دوستعليخان نظامالدوله معيرالممالك در سمت شرقي ارگ سلطنتي طي دو سال ساخته شد و تاريخ اتمام آن سال1284 ق است. شمسالعماره از لحاظ ارتفاع و تقسيم بندي طبقات مانند بناهاي غربي است، اما تزيين و آرايش داخلي و خارجي بنا ايراني و در آن از سازههاي سنتي استفاده شده است. طرح و نقشه شمس العماره از معير الممالك و معماري آن با استاد علي محمد كاشي بوده است. اين عمارت با تالار آينه و ستونهاي بلند بزرگ مرمرين و راه پلهها و دو برج و يك مهتابي، از جمله بناهاي عالي آن زمان به حساب مي آ يد. در اين عمارت همه اسباب و اشياي، بسيار نفيس است و همچنين ساعت بزرگي در بالاي اين عمارت موجود است كه در قديم صداي زنگ آن در اكثر مواقع شنيده ميشد. اين بنا پنج طبقه است و امروزه تنها طبقه اول و اصلي آن قابل بازديداست. شمس العماره هم از نظر نقشه و شكل ظاهري و آرايش داخلي و آينه كاريها و نقاشيها و گچبريها و ازارهها و ديوار و سقفهاي آن و هم از حيث نمايش شيوههاي مختلف و متنوع تزيينات داخلي بناها، در ايران بي نظير است و در واقع نمونهاي كامل از معماري و تزيينات داخلي آن دوره از تاريخ ايران به حساب مي آيد. براي ساخت و تزيين بنا در آن زمان بالغ بر 40 هزار تومان خرج شده است. نماي بيروني داراي كاشيكاريهاي منحصر به فرد و هر ديوار داراي طرح و رنگ آميزي خاصي است. در اين كاشي كاريها بيشتر از رنگهاي زرد و سياه استفاده شده است كه شاخصه رنگهاي جديد كاشي كاري در اين دوران است. هر چند اين بنا مشابه كاخ عالي قاپوي اصفهان است،اما شمسالعماره اولين كاخ به سبك اروپايي در ايراناست. شمسالعماره به معناي خورشيد عمارتهاي سلطنتي است كه در واقع به دليل ويژگيهاي منحصر به فرد و پنج طبقه بودنش، اولين ساختمان بلند در آن زمان به حساب مي آيد. | |

| : | شهر ري، جاده ورامين |
| آتشكده ري و تپه ميل، در جاده ورامين و در نزديكي روستاي قلعهنو، برفراز تپهاي موسوم به تپه ميل قرار دارد. قدمت اين آتشكده عظيم به بيش از 2000 سال قبل باز ميگردد. مساحت كل تپه و آتشكده بالغ بر 2000 متر مربع است. اين آتشكده پيش از اين داراي چهار طاق بزرگ به ارتفاع 20 متر بوده كه هر يك بر سه پايه استوار بوده است. اما درحال حاضردو طاق به طور كامل تخريب شده و دو طاق ديگر استوار مانده است. ارتفاع تپه و آتشكده بالغ بر 300 متر است. قسمت وسيعي از بناي آتشكده تاچندي قبل در زير خاك مدفون بود كه اخيراً ،توسط باستان شناسان، شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است. اين بخش از ساختمان كه شامل دهليزها و راهروهاي تو در تو است توسط راهرويي زير زميني به منتهي اليه غربي بنا، كه همانا ضلع غربي تپه نيز محسوب ميشود، متصل ميگردد. تعداد زياد سفالينهها و ستونهاي به دست آمده از اين مكان بيانگر اهميت،ابهت و ارزش بسزاي آن در دوران ايران باستان است. بر طبق روايات، اين آتشكده يكي از مهمترين آتشكدههاي ايران بوده كه احتمالاً توسط اسكندر مقدوني تخريب شده است. |


|
خلاصه: موقعيت جغرافيائي خواف ـ روستاهاي بخش خواف و تعداد آسيابهاي بادي در آنها ـ بادهايي كه در منطقه خواف ميوزد ـ اصطلاحات و مفاهيم قسمتهاي مختلف يك آسياب ـ تهيه سنگهاي آسيا ـ طريقه كار و از كار انداختن آسيا. |
|
|
|
آسياهاي بادي را در نقاط مختلف ايران نميتوان ديد، زيرا كه چرخش اين آسياها مستلزم وجود بادهاي قوي و مداوم و طولاني است و خوشبختانه خواف اين شرايط لازم را داراست و سالها و قرنها موقعيت جغرافيائي خود را در خدمت گرفته، ولي با پيدايش آسياهاي ماشيني كه در اين منطقه از آن بعنوان آسياي آتشين ياد ميكنند، آسياهاي بادي بدست فراموشي سپرده ميشوند و روز بروز از تعداد آنها كمتر وشايد روزي نه آنقدر دور ماشين جايگزين آن خواهد شد. در حال حاضر در بعضي از روستاهاي خواف از وجود آسياهاي بادي استفاده ميكنند در حاليكه از چندين آسياي كنار هم شايد فقط يكي دو عدد آنها كار ميكنند و بقيه تنها ياد آور روزگار آبادي و بهره دهي ميباشد و زنده كننده تأثري عميق از انهدام آنها كه نشانة لطف طبيعت و توجه و بهره برداري بموقع بشر بوده است. موقعيت جغرافيائي خواف:
بخشي است در جنوب شرقي مشهد، فاصله آن از تايباد كه در شرق آن قرار دارد 65 كيلومتر و تا تربت حيدريه كه در سمت غربي آن واقع است 122 كيلومتر و از جنوب غربي به قاين و از شمال شرقي به تربت جام محدود است. بخش خواف و روستاهاي اطراف آن از قديمترين ايام از وجود اين آسياها استفاده ميكرده است ، و همانطور كه قبلا" ذكر شد، بواقع كسي نميداند كه پايه هاي اوليه اين نوع آسياهاي بادي از چه زماني شروع شده است، قرنها پيش از آنها استفاده ميشده و اين شيوه طي ساليان دراز همچنان مورد استفاده بوده است و هيچگونه تغيير يا تحولي در ساختمان اساسي آنها داده نشده است ولي متأسفانه همانطور كه ذكر شد ماشين بر روي اين شيوة سنتي بي اثر نبوده و آنها را به نابودي كشانده است، در بسيار از روستاهاي بخش خواف كم و بيش آسياي بادي وجود دارد كه از آنجمله ميتوان ياد كرد: |
|
ط: مهر آباد – در 10 كيلومتري جنوب خواف، داراي چندين آسياي بادي بوده، كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند. ل: شنگان – در 22 كيلومتري جنوب خواف داراي چندين آسياي بادي بوده، كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند. م: نيشتفان – در 18 كيلومتري جنوب خواف، داراي چندين آسياي بادي بوده كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند. آنچه مسلم است، اينست كه بجز روستاهاي ذكر شده بسياري ديگر از روستاهاي اطراف داراي چنين آسياهائي هستند و تعداد آنها نسبتا" زياد بوده است ولي شرايط زمان استفاده از آنها را بفراموشي سپرده است. |
|
ب: باد هرات يا فره فره (باد جنوب) – كه از منطقه جنوب جريان دارد و آن نيز مداوم نبوده و قدرت چنداني ندارد. ج: باد كوه : كه از سمت شرق باين منطقه ميوزد و همان بادي است كه مشهور به باد 120 روزه سيستان است، و بقول اهالي اين منطقه زمان شروع باد كوه از اواسط فصل بهار است. و تا اوايل پائيز ادامه دارد، و با قدرتي بسيار زياد و مداوم وشبانه روزي ميوزد و اين تنها بادي است كه ميتواند آسياها را با سرعتي بسيار بچرخش در آورد و مردم ميتوانند تمامي گندم هاي خود را آرد نمايند، وجه تسميه اين باد بخاطر وزيدن آن از سمت كوههائي است كه در شرق اين منطقه واقع است. قبل از اينكه عمل كردن آسيا و قسمتهاي مختلف آن را توضيح دهم، لازم ميدانم قبلا" راجع به مفاهيم لغات و اصطلاحاتي كه مردم محلي در مورد آسيا بكار ميبرند شرحي مختصر دهم، تا خوانندگان عزيز، هنگام مطالعه دچار اشكالي نگردند و مفاهيم برايشان مجهول نباشد. 1: پل – Pol- عبارتست از چوبهائي كه با زدن شاخ و برگ آن حالت درختي خود را از دست ميدهند و بصورت الوار در ميآيند. 2: سر پل – خر پل – Sar-Pol- عبارتست از تير چوبي بصورت تخت با عرض تقريبي 45 سانتيمتر و طول 4 متر و ضخامت 30 سانتيمتر بصورت يكپارچه وتخت كه از دو طرف به ديوارهاي آسيا تكيه دارد و در قسمت وسط با محور چوبي آسيا متصل است و عمل كردن آن جلوگيري از حركات جانبي ‹‹ تير پل›› ميشود. 3: تير پل – Tir-Pol- با طول 8 متر و قطر 35 و با محيط 101 سانتيمتر بصورت مدور ساخته ميشود، قطر تير پل در قسمت بالا و پائين يكسان است و چون يافتن درختي با چنين ابعادي امكان ندارد، از اين نظر از سه قسمت تشكيل شده كه بهنگام ساختن، آن را در محل اتصال بهم بصورت نر وماده يا قفل وبست درآودره اند وگوه اتصالي از وسط آن عبور داده تا باينوسيله مانع حركات جانبي و احتمالا" در رفتگي ناشي از فشار حاصله از باد شود، جنس چوب تير پل و خر پل از چوب كاج است كه مردمي بومي از آن بعنوان ‹‹ ناجو›› نام ميبرند. 3: بازو – باهو : چوبهائي هستند بطول 175 سانتيمتر و بقطر و عرض 7 سانتيمتر كه سر آن به ‹‹ پرها›› و انتهايش ته تير پل متصل است و در حقيقت رابط بين تير پل و ‹‹ پرها›› است و نيروي چرخش پره ها ناشي از باد را به تير پل منتقل نموده و باعث چرخش تير پل ميگردد. هر پره داراي 6 تا 7 بازو است براي توضيح بيشتر اينكه طرز كار گذاشتن بازوها در محل اتصال به تير پل طوري كار شده كه هم مانع شكستن تير پل ميشود وهم استحكام و مقاومت بيشتر تير پل را فراهم ميسازد. |
|
5: پر – چوبهائي با عرض 14 و ضخامت 1 سانتيمتر (علت كم بودن ضخامت پره ها بي علت نبوده و منظور بسك نمودن پره ها بوده كه در اثر وزش باد تابستاني بچرخش درآيد) و طول تقريبي 6 متر، تعداد پره ها درهر پره 4 يا 5 عدد است، عرض پره ها باندازه دريچه ورودي باد ميباشد. 6: پشتيبان- چوبهائي بطول 74 و عرض 6 و قطر 1 سانتيمتر كه بوسيله ميخ، درست در پشت محل اتصال بازوها به پره ها كوبيده ميشده وهدف اتصال و استحكام بيشتر بجهت جدا نشدن بازوها از پره ها بوده است. 7: چوب دو شاخ – چوبي با ارتفاع 140 سانتيمتر و قطر 7 تا 10 سانتيمتر كه انتهاي آن بصورت دو شاخه است، عمل كرد اين چوب هنگامي است كه بخواهند آسيا را متوقف سازند. 8: ني باد، عبارتست از ني هاي بافته شده بهم همچون حصير كه عمل كرد آن هنگاميست كه بخواهند آسيا را متوقف سازند. 9: درگاه – فواصل بين پره ها را گويند، و فواصل آن 62 سانتيمتر ميباشد و براي اينكه پره ها در اثر وزش شديد باد احتمالا" واژگون نشود بوسيله سيم يا طناب بصورت ضرب در آنها را مهار و بهم اتصال ميدهند. |
|
15: چوب موشته – چوبي محكم ومخروطي شكل از چوب ‹‹سرون›› S a ron و ‹‹ بنوش›› Benosh كه اسامي محلي دو درخت است، ارتفاع موشته 40 الي 50 سانتيمتر است و قطر آن در باريكترين قسمت آن 3 تا 4 سانتيمتر ودر پهن ترين آن 13 تا 15 سانتيمتر ميباشد، انتهاي چوب موشته بر روي قطعه چوب مكعبي شكلي كه وسط آن را باندازه تكيه گاه چوب موشته گود نموده اند قرار دارد، با بدينوسيله از حركات جانبي يا در رفتگي چوب موشته جلوگيري نمايند. بر زير چوب مذكور قطعه چوب مكعلي ديگري كه داراي سطح اتكاء بيشتري است قرار داده اند تا عدم حركت چوب موشته را تضمين نموده باشند، كه هنگي بر روي شو تخت تكيه دارد، و ابتداي آن از قسمت ريزش سنگ آسيا گذشته و به وسط توره (كه داراي فرو رفتگي كه بهمين منظور تعبيه شده است) متصل است. 16: شو تخت – (ش تخت) در حقيقت تكيه گاهي چوبس است با طول تقريبي 2 متر وعرض 30 سانتيمتر و بقطر 4 سانتيمتر كه سر آن در داخل فرورفتگي زير سنگ زيرين آسيا كه بهمين منظور تعبيه شده قرار دارد و انتهايش بر روي اهرم چوبي متكي است. 17: وركش (تلم) – اهرمي چوبي است، كه شو تخت بر روي آن قرار دارد و با قرار دادن چوبي در زير آن حالت اهرمي را بوجود ميآورد. 18: آغاز چوبي – در حقيقت همان ‹‹ گاز›› چوبي است. 19: در باد – كانالي است بطول و عرض 50*50 كه از پشت آسيا در مسير باد تعبيه شده است، اين كانال تا داخل آسيا تا مكاني كه بخواهند گندم را از پوسته خود جدا سازند ادامه مي يابد. 20: شش در گلو – اصطلاحي است كه اهالي درمورد قطر (دو برابر شعاع) سنگ آسيا بكار ميبرند، مثلا" اگر كسي بپرستد كه قطر آن چقدر است ميگويند ‹‹ شش در گلو›› است يعني از هر دو طرف تا گلوگاه، شش وجب است. 21: آجينه – همان تيشه است، البته تيشه مخصوصي كه بوسيله آن سنگ آسيا را پس از جدا نمودن از كوه پرداخت ميكنند. |
تهيه سنگهاي آسيا:
سنگهاي آسيا در منطقه خواف را از منطقه اي صخره اي نزديك قلعه نيشتفان كه در 18 كيلومتري جنوب خواف قرار دارد تهيه ميكنند، و عده اي متخصص فن در اين محل سكونت دارند وكارشان فقط تهيه سنگهاي آسيا است. اصولا" سنگهاي آسيا را بسته به كاركرد آنها تعويض مينمايند و زمانيكه ضخامت سنگهاي آسيا به 10 الي 15 سانتيمتر برسد، موقع تعويض آن فرا رسيده است قطر سنگهاي آسيا حدود 35 تا 40 سانتيمتر است ولي بيشتر اوقات ضخامت آن بخاطر عدم تعويض آن است، چرا كه سنگ زيرين بعلت عدم تحرك و چرخش، فرسايش كمتري دارد و بنابر اين عمر آن سنگ روئي آسيا همانطور كه ذكر شد بنابه كاركرد آن و نازك شدنش تعويض ميشود ولي اصولا" آنها را حداقل 5 و حداكثر 10 سال پس از شروع كار تعويض مينمايند. براي تهيه سنگهاي آسيا، استاد كاران قسمتي از صخره را كه صاف و بي رگه باشد، انتخاب نموده و قطر (دو برابر شعال) سگ را مشخص ميكنند و سپس باندازه 30 تا 40 سانتيمتر دور آن را خط مينمايند وبعد با وسايل خاصي كه مخصوص اينكار در اختيار دارند با زحمات فراوان دور آن را گود مينمايند و پس از اتمام آن با كمك چندين نفر از چند طرف بوسيله ديلم و ابزار ديگر آن را از روي صخره جدا ميسازند كه مستلزم چندين روز كار سخت و مداوم است. پس از جدا نمودن سنگ ها به جدا نمودن قسمتهاي اضافي آن و پس از اتمام كار آن را به نقطة مورد نظر حمل و در محل سوار مي كنند و چون سنگهاي پرداخت شده آنطور كه بايد وشايد صاف نيستند و براي مرتفع نمودن اين اشكال، با بكار انداختن آسيا و ريختن شن و خورده سنگ در داخل سنگ و آسيا شدن، تا حدودي سطح زيرين سنگ صاف ميشود، اين عمل را چندين بار تكرار ميكنند، ولي هنوز سنگها آماده بهره برداري نيستند و براي پرداخت بيشتر، اينبار از جو استفاده ميكنند و پس از آن از ارزن استفاده ميشود، اين سلسله مراتب چندين بار متوالي صورت ميپذيرد تا بالاخره سنگهاي آسيا براي آرد نمودن گندم كاملا" مناسب شود و مورد بهره برداري قرار گيرد. متأسفانه امروزه بعلت آنكه از اين آسياها آنطور كه ميبايست استفاده نميشود و همانطور كه قبلا" ذكر شد در بيشتر روستاها آسياهاي ماشيني جاي آسياهاي بادي را گرفته و از طرفي چون تهيه اين سنگها مستلزم هزينه و وقت زيارد ميباشد و فقط 5 ماه از سال را هم بيشتر نميشود از وجود آسياها استفاده نمايند، و با فراموش شدن آسياهاي بادي و بالنتيجه عدم مراجعه صاحبان آسياها براي تهيه سنگ، استادكاران نيز از حرفه دست كشيده و بكارهاي ديگر اشتغال دارند. همانطور كه قبلا" گفته شد، موقع بهره دهي اين آسياها حدود 5 ماه از سال و خوشبختانه پس از بازدهي محصول شروع ميشود و بديهي است كه بقيه اوقات سال با گذشتن ني باد و مهار كردن پره ها توسط چوب دو شاخ در حقيقت آنها را تا سال آينده متوقف ميكنند، اصولا" آسياهاي بادي بصورت مجزا ساخته نميشود، بعبارت ديگر تمامي آسياهاي يك روستا در يك محل و در كنار يكديگر با يك طول و عرض و ارتفاع و با يك سيستم ساخته ميشود، اول بخاطر اينكه بادهاي قوي چون باد كوه نتواند ان را منهدم سازد وبهمين خاطر آنها را در كنار يكديگر ميسازند كه در حقيقت يكسطح وسيعي بوجود آودره و يكپارچگي و مقاومت آن را بيشتر كرده اند، دوم بخاطر اينكه مركزيت داشته باشد و در حقيقت محلي است كه كشاورزان در آنجا پس از بازدهي محصول جمع ميشوند و باينوسيله اجتماع كوچكي را براي داد و ستد و فروش گندم و آرد بوجود مي آورند. وقتي زمان آرد نمودن گندم ها فرا ميرسد و باد كوه (كه همان باد 120 روزه سيستان است كه در اين منطقه به باد كوه مشهور است) شروع ميشود، كشاورزان گندمهائي را كه آماده نموده اند، بنوبت يا برطبق ضوابط محلي به آسيا ميآورند و چون مقداري از گندمها هنوز از پوست خود خارج نشده است، در محلي كه در مقابل دريچه ‹‹ در باد›› بمنظور كوبيدن آنها با ‹‹كاجر كوب›› بجهت جدا نمودن گندم از پوسته تعبيه شده است ميريزند و شروع به كوبيدن آن ميكنند و آنقدر اينكار را ادامه ميدهند كه تقريبا" گندم ها از پوست خود جدا شوند، سپس گندمها را در داخل سرندي نسبتا" بزرگ كه بهمين منظور تهيه شده ميريزند و دريچه در باد را باز مينمايند و باينوسيله جريان باد را بداخل آسيا هدايت ميكنند و با تكان دادن سرند و بالا ريختن گندم با طريقة خاصي پوسته ها بخاطر سبك بودنشان بعلت وزش بادي كه از دريچه در باد جريان دارد از گندمها جدا شده و به قسمت ديگري ريخته ميشود واحتمالا" سنگهائي كه ممكن است در گندم وجود داشته باشد از سرند گذشته و در پائين جمع ميشود و با اين وسيله كه ساده ترين روش جدا سازي گندم از مواد اضافي است پاكسازي آن صورت ميپذيرد. پس از اتمام كار، دريچه ي باد را مسدود ميكنند وبعد از آماده شدن گندم ها موقع آرد شدن آنها فرا ميرسد مقداري از گندم ها را در محلي بنام پرخو گندم جاي ميدهند و با ريختن نمك در پرخو نمك كه از يكديگر جدا هستند، در حقيقت قدم اول براي شروع آرد نمودن برداشته شده است، حال، با برداشتن ني باد كه مانع ورود باد را براي چرخش پره هاي آسيا وهمچنين چوبهاي دو شاخ كه عامل مهار نمودن پره ها ميباشد، عملا" كار آسيا شروع ميشود و با چرخش آن تير پل و ميلة انتهائي آن كه به ‹‹ توره›› كه آن نيز قبلا" از قسمت زيرين در سنگ روئي آسيا جايسازي شده است بچرخش در ميآيد و با چرخش آن ‹‹ لك لكه›› كه يك سر آن بصورت آزاد بر روي سنگ آسيا قرار دارد و يك سر ديگر بوسيله نخي به ناودان بسته شده بحركت در آمده و لرزش پيدا ميكند، لازم به تذكر است كه قسمت بالائي سنگ روئي آسيا را عمدا" ناصاف ميسازند تا لرزش ‹‹ لك لكه›› تشديد شود، اين لرزش را ‹‹لك لكه›ت به ناودان منتقل كرده و لرزش ناودان باعث سرازير شدن گندم از پرخو به ناودان و ريخته شدن آن در گلوگاه سنگ و آرد شدنش ميشود. گاهي مواقع پيش ميآيد كه در اثر لرزش زياد ناودان ناشي از لرزش ‹‹لك لكه›› گندم بمقدار زيادي وارد ناودان و گلوگاه آسيا ميود و بالنتيجه گلوگه پر ميگردد و گندم از آن سرازير شده و باطراف پراكنده ميشود، براي اينكه از اين بابت جلوگيري نمايند از وجود دانه كش كه يك سر آن بوسيله نخي بديوار نزديك ناودان بسته شده است استفاده ميكنند، باين معني كه بنابر احتياج يك يا دو عدد دانه كش در داخل ناودان قرار مي دهند كه باعث كند شدن جريان گندم از پرخو به گلوگاه ميشود. البته اين وضع بستگي خاص با شدت جريان باد و چرخش پره هاي آسيا دارد. چرا كه اگر چرخش پره هاي آسيا كند بوده و مقدار گندمي كه از پرخو به گلوگاه ريخته ميشود بيش از ظرفيت باشد بديهي است كه مقدار اضافي گندم مازاد بر خورند و ظرفيت سنگ آسياست كه در گلوگاه جمع و پراكنده ميشود و هر قدر تحرك سنگ آسيا ناشي از چرخش پره ها و وزش باد بيشتر باشد روشن است كه گندم بيشتري آرد ميشود، از اين نظر ‹‹ دانه كش ها›› را از ناودان برمي دارند و باعث ورود بيشتر گندم به گلوگاه ميشوند و بهمين صورت با كم و زياد شدن شدت جريان باد و چرخش پره آسيا تعداد دانه كش ها را در ناودان كم و زياد ميكنند. گاهي مواقع پيش ميآيد كه گندم كاملا" آرد نشده وتقريبا" درشت است و اين زمانيست كه فاصله سنگها از يكديگر زمانيست كه فاصله سنگها از يكديگر زياد است، توضيح اينكه سنگ روئي آسيا كه متحرك است از قسمت زيرين با فشار آوردن به ‹‹ وركش (تلم)›› باعث بالا آمدن ‹‹شوتخت›› (ش تخت) و چوب موشته ميشود و بالنتيجه باعث بالا رفتن سنگ روئي آسيا ميگردد، با پائين آوردن ‹‹ چوب موشته›› حد طبيعي ما بين سنگها را حفظ نموده و باينوسيله مانع درشت شدن گندم ها هنگام آرد شدن ميشود، گندم هاي آرد شده را در آرد خانه نگهداري ميكنند، در گوش، ديگر ترازوئي قرار دارد كه براي خريد و فروش گندم از آن استفاده ميكنند. |