

وصف زيبايیهای ملکوه و بهاردل انگيز آنرا زياد شنيده بودم
و بهمين دليل بود که مجددا و اينبار در فصل بهار به منطقه
کدکن در شهرستان تربت حيدريه رفتم.ظهر پنجشنبه
با يک مينی بوس دربستی و بهمراه ۲۰ نفر از اعضای
هيئت کوهنوردی مشهد بطرف منطقه مذکور به راه
افتاديم. سه ساعت بعد در کدکن ۵ نفراز اعضای هيئت
کوهنوردی تربت حيدريه نيز به ما ملحق شدند با هماهنگی
که قبلا با پاسگاه انتظامی کدکن شده بود وچون چند نفر از
کوهنوردان تربتی از مامورین پاسگاه بودند؛ کوله ها را
باروانت پاسگاه كرديم و حدود يك چهارم راه را بدون
كوله طي نموديم! در نهايت ساعت30/7عصر به پاي ملكوه و
چشمه پونه معروف رسيديم.هنوز در دهليزها و شيارهاي جبهه
شمالي برف چالهايي ديده مي شد. اطراف چشمه پونه كه در واقع آب
همان برف ها است كه از دل ملكوه خارج شده از چمن هاي سرسبز
و گلهاي رنگارنگ پوشيده بود . آب چشمه آنقدر سرد است كه در
چله تابستان نمي توانيد يك دقيقه دست خود را در آن نگهداريد!
آن شب ماه نيز كامل بود و به محفل ما صفاي ديگري داده بود.ساعتي
بعد در ميان تاريكي چند كوهنورد از گروههاي كوهنوردي احد و فرا
ز مشهد نيز به محل رسيدند و مشغول بر پايي چادرها شدند
. خلاصه كمپي شده بود كه بيا و ببين.تا نصف شب كارمان شده بو
د مهمان بازي و از اين چادر به آن چادر رفتن!يكي براي خودش آواز
مي خواند؛ يكي با چراغ پيشاني كتاب مطالعه مي كرد؛ چند نفر براي
هم لطيفه مي گفتند؛ چند نفر دور آتش نشسته بودند و ازخاطرات كوهنوردي
خود تعريف مي كردند خلاصه نشان به اين نشان كه فردا صبح هيچكس
حال وحوصله سحرخيزي را نداشت
بالاخره تا ساعت ۷ همه به زور از كيسه خوابها بيرون آمدند! كلي تمرين
كرده بوديم و قرار بود كه من و دونفر ديگر از بچه ها قله را از طريق
ديواره شمالي وشكاف مركزي صعود كنيم هرچند هيچكدام تا آن
موقع مسير را نرفته بوديم و فقط از ديگر همنوردان مشهدي اطلاعاتي
درباره طول صعود و وضعيت مياني ها گرفته بوديم؛ ولي چون تعداد
گروه مان زياد بود واز نوجوان ۱۸ ساله تا پيرمرد۷۰ ساله در بين
آنها بودند با تصميم سرپرست(باقر پيشه كار) قرارشد من به عنوان
مشاور فني با گروه اصلي كه قرار بود از گرده جنوبي صعود كنند
باشم تا سرعت صعود گروه ديواره هم كه معلوم نبود چقدر صعودشان
ارتفاع کوه ۳۰۱۰متر میباشد