تبليغاتX
شهرستان تربت حیدریه
در باره شهرستان تربت حیدریه
     واكنش‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬و‭ ‬اوقاف‭ ‬به‭ ‬يك‭ ‬خبر


در‭ ‬پاسخ‭ ‬به‭ ‬مطلب‭ ‬مندرج‭ ‬در‭ ‬ويژه نامه‭ ‬خراسان‭ ‬رضوي‭ ‬آن‭ ‬روزنامه‭ ‬مورخ‭ ‬‮٩١/٢/٦٨‬‭ ‬با‭ ‬عنوان‭ ‬‮«‬اولين‭ ‬پروژه‭ ‬افتتاح‭ ‬شده‭ ‬سفر‭ ‬رئيس‭ ‬جمهور‭ ‬به‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬در‭ ‬آستانه‭ ‬تعطيلي‭ ‬قرار‭ ‬گرفت‮»‬‭ ‬خواهشمند‭ ‬است‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬درج‭ ‬پاسخ‭ ‬ذيل‭ ‬براي‭ ‬تنوير‭ ‬افكار‭ ‬عمومي‭ ‬اقدام‭ ‬كنيد‮.‬‭ ‬در‭ ‬خصوص‭ ‬موضوع‭ ‬فوق الذكر‭ ‬به‭ ‬آگاهي‭ ‬مي‮ ‬رساند‭ ‬از‭ ‬آنجا‭ ‬كه‭ ‬حكم‭ ‬صادر‭ ‬شده‭ ‬قابل‭ ‬تجديد‭ ‬نظر‭ ‬مي‮ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬موقع‭ ‬مناسب‭ ‬نيز‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬آن‭ ‬اعتراض‭ ‬شده‭ ‬است،‭ ‬اقدام هاي‭ ‬مناسب‭ ‬ديگري‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬خصوص‭ ‬حفظ‭ ‬حقوق‭ ‬اين‭ ‬سازمان‭ ‬معمول‭ ‬شد‭ ‬كه‭ ‬ان شاءا‮...‬‭ ‬با‭ ‬صدور‭ ‬حكم‭ ‬شايسته‭ ‬توسط‭ ‬مقامات‭ ‬محترم‭ ‬قضايي‭ ‬از‭ ‬تعطيلي‭ ‬موزه‭ ‬مردم شناسي‭ ‬جلوگيري‭ ‬به‭ ‬عمل‭ ‬خواهد‭ ‬آمد.شايان‭ ‬ذكر‭ ‬است‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي،‭ ‬صنايع‭ ‬دستي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬خراسان‭ ‬رضوي‭ ‬حسب‭ ‬وظايف‭ ‬و‭ ‬تكاليف‭ ‬قانوني‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬توجه‭ ‬به‭ ‬ثبت‭ ‬اثر‭ ‬تاريخي‭ ‬مذكور‭ ‬در‭ ‬فهرست‭ ‬آثار‭ ‬ملي‭ ‬كشوراقدام‭ ‬به‭ ‬مرمت،‭ ‬حفظ‭ ‬و‭ ‬نگهداري‭ ‬و‭ ‬بهره برداري‭ ‬مناسب‭ ‬و‭ ‬موردنياز‭ ‬شهرستان‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬از‭ ‬مكان‭ ‬مذكور‭ ‬كرده‭ ‬است‮.‬
روابط‭ ‬عمومي‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي،‭ ‬صنايع‭ ‬دستي‭ ‬وگردشگري‭ ‬خراسان‭ ‬رضوي‭ ‬
با‭ ‬صلوات‭ ‬بر‭ ‬محمد‭ ‬و‭ ‬آل‭ ‬محمد‭ ‬‮(‬ص‮)‬‭ ‬،‭ ‬با‭ ‬احترام‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬پاسخ‭ ‬به‭ ‬دو‭ ‬مطلب‭ ‬درج‭ ‬شده‭ ‬در‭ ‬شماره‭ ‬‮٢٩٦٦١‬‭ ‬مورخ‭ ‬‮٩١/٢/٦٨‬‭ ‬ويژه نامه‭ ‬‮٠٣٧‬‭ ‬و‭ ‬‮٨٩٦٦١‬‭ ‬چهارشنبه‭ ‬‮٦٢/٢/٦٨‬‭ ‬ويژه نامه‭ ‬‮٦٣٧‬‭ ‬پيرامون‭ ‬كاروان سراي‭ ‬وقفي‭ ‬مرحوم‭ ‬طبسي‭ ‬در‭ ‬شهرستان‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬تحت‭ ‬عنوان‭ ‬اولين‭ ‬پروژه‭ ‬افتتاح‭ ‬شده‭ ‬سفر‭ ‬رئيس‭ ‬جمهور‭ ‬و‮...‬‭ ‬و‭ ‬تاكيد‭ ‬وراث‭ ‬مرحوم‭ ‬طبسي‭ ‬بر‭ ‬ادامه‭ ‬فعاليت‮...‬‭ ‬خواهشمند‭ ‬است‭ ‬براي‭ ‬روشن‭ ‬شدن‭ ‬ذهن‭ ‬خوانندگان‭ ‬محترم‭ ‬و‭ ‬شهروندان‭ ‬عزيز‭ ‬آن‭ ‬شهرستان‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬منظوراطلاع رساني‭ ‬صحيح‭ ‬امور‭ ‬دستور‭ ‬فرماييد‭ ‬طبق‭ ‬قانون‭ ‬مطبوعات‭ ‬مطالب‭ ‬زير‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬يكي‭ ‬از‭ ‬شماره هاي‭ ‬آن‭ ‬روزنامه‭ ‬به‭ ‬طريق‭ ‬مقتضي‭ ‬چاپ‭ ‬فرمايند‮.‬
در‭ ‬وقفيت‭ ‬كاروان سراي‭ ‬مرحوم‭ ‬طبسي‭ ‬و‭ ‬عمل‭ ‬به‭ ‬وقف‭ ‬در‭ ‬طي‭ ‬ساليان‭ ‬متمادي‭ ‬از‭ ‬زمان‭ ‬احداث‭ ‬آن‭ ‬و‭ ‬تنظيم‭ ‬وقف نامه‭ ‬در‭ ‬‮٠٠١‬‭ ‬سال‭ ‬پيش‭ ‬توسط‭ ‬واقف‭ ‬محترم‭ ‬هيچ گونه‭ ‬ترديد‭ ‬وشبهه اي‭ ‬وجود‭ ‬ندارد‭ ‬به‭ ‬نحوي‭ ‬كه‭ ‬سند‭ ‬مالكيت‭ ‬آن‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬موقوفه‭ ‬صادر‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬اختيار‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬اين‭ ‬اداره‭ ‬كل،‭ ‬ثبت‭ ‬آن‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬يك‭ ‬اثر‭ ‬تاريخي‭ ‬در‭ ‬فهرست‭ ‬آثار‭ ‬ملي‭ ‬منافاتي‭ ‬با‭ ‬وقفيت‭ ‬آن‭ ‬ندارد‭ ‬و‭ ‬مواردي‭ ‬از‭ ‬اين‭ ‬قبيل‭ ‬در‭ ‬سطح‭ ‬استان‭ ‬خراسان‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬كه‭ ‬آثار‭ ‬تاريخي‭ ‬وقفي‭ ‬با‭ ‬هماهنگي‭ ‬بين‭ ‬اداره‭ ‬كل‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬امور‭ ‬خيريه‭ ‬خراسان‭ ‬و‭ ‬سازمان‭ ‬محترم‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬خراسان‭ ‬مورد‭ ‬بهره برداري‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬توافق‭ ‬لازم‭ ‬فيمابين‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬حتي‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬همين‭ ‬كاروان سرا‭ ‬اين‭ ‬اداره‭ ‬كل‭ ‬مجوزي‭ ‬براي‭ ‬واگذاري‭ ‬و‭ ‬تنظيم‭ ‬قرارداد‭ ‬به‭ ‬رسم‭ ‬اجاره‭ ‬بنا‭ ‬به‭ ‬درخواست هاي‭ ‬مكرر‭ ‬سازمان‭ ‬محترم‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬خراسان‭ ‬اخذ‭ ‬كرده‭ ‬و‭ ‬آخرين‭ ‬مكاتبه‭ ‬سازمان‭ ‬مذكور‭ ‬مربوط‭ ‬به‭ ‬اواخر‭ ‬سال‭ ‬‮٣٨‬‭ ‬بوده‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬متقاضي‭ ‬تنظيم‭ ‬سند‭ ‬اجاره‭ ‬بوده اند‭ ‬بنابراين‭ ‬تصديق‭ ‬خواهيد‭ ‬كرد‭ ‬كه‭ ‬خود‭ ‬سازمان‭ ‬محترم‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬وقفيت‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬قبول‭ ‬دارند‭ ‬و‭ ‬خواهان‭ ‬رابطه‭ ‬استيجاري‭ ‬مي‮ ‬باشند‭ ‬ولي‭ ‬مشكل‭ ‬از‭ ‬آنجا‭ ‬آغاز‭ ‬مي‮ ‬شود‭ ‬كه‭ ‬سازمان‭ ‬محترم‭ ‬مذكور‭ ‬با‭ ‬طرح‭ ‬دادخواست‭ ‬در‭ ‬دادگاه‭ ‬خواستار‭ ‬ابطال‭ ‬وقف نامه اي‭ ‬شد‭ ‬كه‭ ‬رقبه‭ ‬وقفي‭ ‬آن‭ ‬قدمت‭ ‬يك‭ ‬صد‭ ‬ساله‭ ‬دارد‭ ‬و‭ ‬سال‭ ‬ها‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬وقف‭ ‬بهره برداري‭ ‬شده‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬مي‮ ‬شود‮.‬‭ ‬با‭ ‬وصف‭ ‬موجود‭ ‬اداره‭ ‬اوقاف‭ ‬آيا‭ ‬چاره اي‭ ‬جز‭ ‬دفاع‭ ‬ازحقوق‭ ‬موقوفه‭ ‬خواهد‭ ‬داشت؟
آيا‭ ‬بهتر‭ ‬نبود‭ ‬به‭ ‬جاي‭ ‬كشاندن‭ ‬موضوع‭ ‬به‭ ‬جرايد‭ ‬طي‭ ‬تشكيل‭ ‬جلسه اي‭ ‬موضوع‭ ‬با‭ ‬توافق‭ ‬طرفين‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬حفظ‭ ‬حقوق‭ ‬موقوفه‭ ‬و‭ ‬جلب‭ ‬رضايت‭ ‬متولي‭ ‬قانوني‭ ‬و‭ ‬موافقت‭ ‬اداره‭ ‬اوقاف‭ ‬محل‭ ‬حل‭ ‬و‭ ‬فصل‭ ‬مي‮ ‬شد‭ ‬تا‭ ‬بيش‭ ‬از‭ ‬اين‭ ‬اذهان‭ ‬شهروندان‭ ‬مشوش‭ ‬نمي‮ ‬شد‭ ‬در‭ ‬پايان‭ ‬ضمن‭ ‬تقدير‭ ‬و‭ ‬تشكر‭ ‬از‭ ‬احساس‭ ‬مسئوليت‭ ‬آن‭ ‬روزنامه‭ ‬محترم‭ ‬پيشنهاد‭ ‬مي‮ ‬كند‭ ‬سازمان‭ ‬محترم‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬با‭ ‬استرداد‭ ‬دادخواست‭ ‬خود‭ ‬از‭ ‬دادگاه‭ ‬ترتيبي‭ ‬اتخاذ‭ ‬كند‭ ‬كه‭ ‬اين‭ ‬موضوع‭ ‬نيز‭ ‬مانند‭ ‬ساير‭ ‬موضوعات‭ ‬با‭ ‬مذاكره‭ ‬و‭ ‬گفتگوي‭ ‬دو‭ ‬طرف‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬تعامل‭ ‬مثبت‭ ‬و‭ ‬حفظ‭ ‬حقوق‭ ‬موقوفه‭ ‬حل‭ ‬و‭ ‬فصل‭ ‬شود‮.‬
روابط‭ ‬عمومي‭ ‬اداره‭ ‬كل‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬امور‭ ‬خيريه‭ ‬خراسان
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:24  توسط کاظم خطیبی  | 

تاكيد وراث مرحوم طبسي بر ادامه فعاليت موزه مردم شناسي تربت حيدريه


؛چاپ
گزارشي تحت عنوان «اولين پروژه افتتاح شده سفر رئيس جمهور در تربت حيدريه در آستانه تعطيلي قرار گرفت»، باعث واكنش چند تن از شهروندان اين شهر شد.
اين
پروژه كه از آن به عنوان موزه مردم شناسي تربت حيدريه ياد مي شود، در كاروان سراي تاريخي طبسي افتتاح شده بود.واقف رباط سال ها قبل اين مكان را بر اي امور عام المنفعه وقف كرده بود و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي با صرف هزينه زياد آن را به موزه مردم شناسي تبديل كرد.
در
پي اين اقدام و شكايت اداره اوقاف از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي تربت حيدريه، حكم استرداد اين محل به اداره اوقاف صادر شد.يكي از نوادگان مرحومحاج محمد ابراهيم طبسي كه مقيم آمريكا مي باشد، در سال ٤٨ توانست حكم تنفيذ توليت اين كاروان سرا را دريافت كند.با انتشارگزارش ياد شده اين خبر يكي ديگر از نوادگان وي با مراجعه به روزنامه خراسان و ارائه مدارك مختلف و در حالي كه خود را نماينده وراث مرحوم طبسي معرفي كرد، از جانب خود و ديگر وراث، خواستار لغو حكم دادگاه و باقي ماندن شكل فعلي كاروان سرا به صورت موزه مردم شناسي شد و گفت: موضوع را تا هنگام رسيدن به نتيجه كامل دنبال خواهم كرد. محسن طبسي اين كاروان سرا را يك اثر تاريخي و متعلق به همه مردم ايران و به ويژه شهروندان تربت حيدريه دانست و از اقدام اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي در تبديل اين بنا به موزه مردم شناسي تربت حيدريه قدرداني كرد.
وي
با رد توليت فعلي كاروان سرا، به دست نوشته اي استناد كرد كه به امضاي تعدادي از وارثان رسيده است و طي آن امضاكنندگان به عنوان وراث نسل دوم واقف رباط و متعلقات مربوطه در تربت حيدريه، به محسن طبسي براي انجام امور ازجمله تعيين وكيل و... اختيار تام داده اند. در اين نامه همچنين بر دعوت از وارثان و انتخاب متولي جديد تاكيد شده است
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:41  توسط کاظم خطیبی  | 

گراميداشت ياد روز حكيم ابوالقاسم فردوسي در تربت حيدریه


؛تربت حيدريه-
غضنفري-به مناسبت گراميداشت يادروز شاهنامه گوي شگرف توس حكيم ابوالقاسم فردوسي ، مراسمي در محل مزار قطب الدين حيدر با حضور جمعي از مسئولان تربت حيدريه و گروه زيادي از دوستداران ادب و فرهنگ كهن ايران زمين برگزار شد.در اين مراسم ابتدا «دكتر رشيد» استاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تربت حيدريه و پيام نور به جايگاه فردوسي در ادب و هنر ايران زمين اشاره كرد وگفت: آنچه فردوسي و فردوسي ها را جاودانه مي كند اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و اولين سخن فردوسي بحث از اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و همان چيزي كه مقام معظم رهبري به عنوان شعار سال ٦٨ اعلام فرمودند،يعني توجه به معنويات اسلامي و فرهنگ ارزشمند ديني در سايه اتحاد و حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور كه در شاهنامه فراوان ديده مي شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 0:36  توسط کاظم خطیبی  | 

 

  

  

   

استاد دکتر مرتضی کاخی

ایشان در ۲۵/۰۸/۱۳۱۷ در تربت حیدریه در محله باغسلطانی

 متولد شده اندو پس از تحصیلات

ابتدایی جهت ادامه تحصیلات به مشهد عزیمت نمودند 

 متن زیر مصاحبه خبرگزاری ایسنادر باره ایشان راملاحظه خواهید نمود

امروز وقتي از تدوين جلد سوم دايره‌المعارف مصاحب و مشاركت در تنظيم قرارداد 1975 بين ايران و عراق ياد مي‌كند، آنها را از كارهاي ارزشمند سال‌هاي زيستنش مي‌داند.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مرتضي اخوان كاخي - ديپلمات سابق و اديب معاصر كه امروز در انتشاراتي‌هاي رسمي و دولتي سرويراستاري مي‌كند - سال‌هاي سال در وزارت امور خارجه فعاليت كرده و دكتري حقوق قضايي دارد. به تناسب شغلش، زبان‌هاي خارجي را ياد مي‌گيرد و كم‌كم با شعر اروپايي و قبل‌تر از آن با شعر عربي آشنا مي‌شود. آشنايي با آن شعرها و مكاتب غربي نگاه او را به شعر تغيير مي‌دهد و با كساني چون مهدي اخوان ثالث، احمد شاملو و كمتر با فروغ فرخزاد و سهراب سپهري آشنا مي‌شود.

آشنايي‌اش با اخوان ثالث به آشنايي‌اش با شعر مربوط است كه نمي‌داند از كي شروع شده است.

با او نزديكي بيشتري از ميان شاعران داشته، شايد به اين دليل كه هر دو خراساني بودند و ديگر اين‌كه هر دو اشتراك فاميل "اخوان" را داشته‌اند.

در ديدار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مي‌گويد: ابتدا با شعر اخوان آشنا شدم و سپس با خود او و اين رابطه تا زمان حياتش ادامه داشت و بعد از مرگش هم رابطه‌ام با شعرهاي او همچنان ادامه دارد.

از كودكي از وقتي كه مكتب مي‌رفته با شعر كلاسيك فارسي هم‌دم بوده است. اوايل آشنايي‌اش با شعر در همان مكتب بوده، سپس در مدرسه و بعد از آن، از كتاب‌هايي كه مي‌خوانده. در همان ابتدا كه بايد انتخابي مي‌كرده، ادبيات را در زمره علايقش مي‌گذارد. مسلما در آن زمان هم شعر كلاسيك بيشتر مورد توجه بود؛ تا شعر نو.

كاخي در اين‌باره مي‌گويد: در آن دوره شاعراني بودند كه به نيما خيلي نزديك بودند و شعر آنها چندان مورد توجه نبود، چراكه در مقابل

كهن‌سرايان گارد گرفته بودند. در همان زمان بود كه متوجه شدم اگر بخواهيم به شعر نو نزديك شويم، مانند يك درخت، بايد به ريشه‌هايش توجه كرد و بررسي كرد كه چرا شعر امروز ما، نو شده؟ آيا اين فقط كاري است كه عده‌اي از روي ذوق و سليقه آمده‌اند انجام داده‌اند يا ضرورت تاريخي و ادبي ايجاب مي‌كرد كه چنين تحولي ايجاد شود.

وي شاعراني چون فريدون توللي، نادر نادرپور و تا حدودي فريدون مشيري را كساني مي‌داند كه خيلي از موازين شعر كلاسيك را قبول داشتند، اما نگاه نوتري از كهنه‌سرايان سنتي داشتند.

كاخي معتقد است: اين عده مانند پلي بودند كه او به همراه كساني چون محمدرضا شفيعي كدكني و اسماعيل خويي از آن عبور كردند و بعد از گذشتن از اين مرحله، شاعران با توصيف و تعبيرهاي جديد مواجه شدند. در همان دوره بود كه تازه به دبيرستان وارد شده بود. با زبان عربي كه آشنايي داشت، در اين دوره هم با زبان فرانسه و انگليسي آشنا مي‌شود. او با استفاده زبان‌هاي خارجي مي‌خواست كه بفهمد و كتاب خواند و اين كار را كرد و آن وقت بود كه با مكاتب غربي و شعر اروپايي آشنا شد.

در اين دوره بود كه با اخوان ثالث و شعرش آشنا مي‌شود و با شاملو و شعرش. خودش مي‌گويد: آشنايي با شاملو و اخوان در آن دوره ايجاب مي‌كرد، فروغ را يك‌بار بيشتر نديدم و يكي دو بار هم سپهري را. اين چهار نفر از پيروان اوليه و مشهور نيما بودند. كساني ديگر هم بودند كه نزديكي‌شان كمتر از اين‌ها نبود، مثل هوشنگ ابتهاج (ه.ا. سايه)، ولي پرداختن او به غزل و كمتر توجه كردنش به شعر نو باعث شد كه كم‌كم در قالب كلاسيك‌ها برود، يا سياوش كسرايي چون بيشتر شعرهاي سياسي خوبي مي‌گفت، به همان طرز فكر سياسي كشيده شد.

وي معتقد است كه هر چند شاملو، اخوان ثالث و نيما نيز تفكر سياسي داشتند، ولي بعد از كودتاي 28 مرداد از آن جريانات سياسي سرخورده شدند. البته نه اين‌كه كاملا سياسي نباشند، بلكه مخالف رژيم بودند و از طريق حزب توده به سياست نگاه كردن را رها كرده بودند و اين موضوع در شعرشان هم منعكس بود. اين‌ها پي بردند كه توده‌يي‌ها هم با خارجي‌ها سازش‌كاري دارند و چون آنها بيشتر تفكر ايراني، وطني و انساني داشتند، از آن‌گونه ابتلائات و ارتباطات، خود را كنار كشيدند و در نتيجه شعرشان مستقل‌تر شد.

كاخي پيش از آن‌كه به عنوان يك شاعر شناخته شود، سال‌ها در خارج از ايران در سفارتخانه كار مي‌كرد. 22 سال از عمرش را به اين كار گذرانده و بعد از اتمام ماموريتش علي‌رغم اصرار بر ابقاي وي در سمت كاردار سفارت، به ايران بازمي‌گردد. در دوران جنگ هم مشاور عالي سياسي بود، اما ترجيح داد ديگر بازنشسته شود و به كارهاي فرهنگي كه از اول ذوق آن‌را داشته، بپردازد.

مي‌گويد: اگر روزي كارهاي اداري را قبول كردم، ضرورت ايجاب مي‌كرد، ازجمله اين‌كه خيلي زود ازدواج كرده بودم و مي‌خواستم استقلال مالي داشته باشم.

اما مي‌بيند كارهاي نيمه‌كاره فراواني دارد كه بايد يك روز آنها را تمام كند، به اين دليل تصميم مي‌گيرد ديگر بازنشته شود و به كارهاي

عقب‌مانده‌اش برسد. بعد از آزادي از كارهاي اداري، به كارهاي دانشگاهي پرداخت و در دانشگاه تهران تدريس كرد كه هنوز هم ادامه دارد.

بعد از مرگ اخوان ثالث، به درخواست خانواده‌اش و خواهش خود او كه گويا از قبل به او گفته بود كه مي‌خواست منتخبي از شعرهايش دربياورد، اين كار را انجام داد. «اخوان در زمان شاه براي هميشه از كار معلمي كنار گذاشته شد و از انجام كارهاي دولتي هم منع شد. او فقط يك شاعر بود و خارج از شاعري‌اش يك روستايي ساده؛ و اعتبار عمده‌اش در كار شاعري‌اش خلاصه مي‌شد. ديدم كه آثار پراكنده‌اي دارد و خانواده‌اش نيز به درآمدي نياز داشتند، پس پسر اخوان را به كارهاي مقدماتي انتشاراتي واداشتم. او هم انتشارات «زمستان» را راه‌انداخت، بعد از آن كتاب‌هاي مربوط به اخوان را به زمستان مي‌دادم.»

آن‌چه كه كاخي درباره اخوان ثالث نوشته، شش كتاب است كه بعضي از آنها به چندين و چند چاپ رسيده است، مثل «باغ بي‌برگي» كه همه حقوق مربوط به خود را به خانواده اخوان ثالث بخشيده است و اين‌گونه توانسته قدري به خانواده اخوان، كه غير از شاعري شغلي نداشت، كمك كند.

وي با برشمردن نحله‌هاي شعري امروز مي‌گويد: از جوانان شاعر امروز، يك‌دسته مايه‌هاي ادبي شاملو يعني نثر كلاسيك را مي‌شناسند، درنتيجه ميزان واژگاني ذهني دارند، ‌ضمن اين‌كه ماده اوليه شعر، زبان است و كسي كه شعر مي‌گويد، بايد با زبان آشنا باشد. مقداري از شعر شاملو زبان آركاييك و كلاسيك بوده كه سنگين‌ و سنتي است. كساني كه جزو اين گروه نيستند، در شعرگويي دچار شكست شدند و شعرشان به جايي نرسيد، اما آن عده‌اي كه به‌دنبال شاملو رفتند، هم بسيار كم هستند و هم اين‌كه كسي به مايه‌هاي شعر او نرسيد.

اين شاعر درباره شاملو معتقد است: شاملو درختي را در شعر پارسي بارور كرد كه يك سيب بيشتر نداشت و خود، آن سيب را برداشت. مثل شاملو شدن سخت است، زيرا او مقدمات آشنايي با شعر خارجي و همچنين زبان كلاسيك و نثر فاخر فارسي را با هم داشت و جهان‌بيني و قريحه و نبوغي هم كه شاملو داشت، مزيد بر علت ‌شد.

وي ادامه مي‌دهد: اول بايد با چيزهايي كه مربوط به شعر كلاسيك است آشنا شد و بعد قدم در آن گذاشت. اخوان، هم قريحه شاملو را داشت و هم شاعر ايراني صادق اينجا و اكنون بود كه درباره ايران، مردم ايران و علايق آنها و ريشه‌هاي فرهنگي صحبت مي‌كرد، اما شاملو بيشتر شاعر خارج از مرز و جهاني بود، هرچند كساني كه از او تقليد مي‌كنند و خود را جهاني مي‌دانند، مي‌خواهند از شيوه شاملو استفاده كنند، ولي قادر به اين كار نيستند.

اخوان كاخي در بخش ديگري به خبرنگار ايسنا مي‌گويد: پست‌مدرنيسم در شعر در هيچ جاي دنيا جا نيفتاده است، به نظرم بيشتر در نقاشي و تئاتر كاربرد دارد تا در شعر.

وي نمونه‌هايي را كه در شعر ايران به اسم پست‌مدرن وجود دارند، پست‌مدرن نمي‌داند: من پست مدرن را از نزديك ديده‌ام، نه اين‌كه آن‌را از طريق ترجمه فهميده باشم. چيزهايي كه اين‌جا مي‌بينم، ادا و تقليدي از پست‌مدرن است. اگر بخواهم صريح صحبت كنم و ترسم را كنار بگذارم من شعر اينها را شعر نمي‌دانم، چراكه اين دسته خودشان براي خود شعر مي‌گويند و براي خود نقد و نظري هم مي‌دهند و غالبا به هزينه خود كتابهاي‌شان را چاپ مي‌كنند.

او در عين حال ترديدي ندارد كه شعر فارسي چيزهايي كه اخوان، شاملو، سهراب، نيما، فروغ و ... گفتند، نيست و چهان امروز در حال پيشرفت است و شيوه‌هاي ديگري همچنان كه در گذشته آمده، در آينده هم خواهد آمد، ولي چيزي كه اينك آمده، قطعا آن شعر نيست.

كاخي درباره جهاني شدن شعر ايران مي‌گويد: امروز پر فروش‌ترين كتاب شعر جهان همان ترجمه نصفه و نيمه غزليات شمس است. به قول شفيعي كدكني اين سعادتي خداوندي بود كه اين مرد براي ابدي كردن زبان فارسي به زبان فارسي شعر گفته، يعني تا زبان هست و شعر هست، زبان فارسي و شعر و غزل مولانا وجود دارد. شعر امروز جهان با موسيقي اجرا مي‌شود و اين باعث جهاني شدن آن شده است. شعر كلاسيك ما هم داراي ريتم و موسيقي بود، ولي شعر امروز‌مان با موسيقي همراه نيست، ضمن اين‌كه امروز ديگر مثل گذشته شعر گفته نمي‌شود و هنرهاي ديگر مانند موسيقي، تئاتر و سينما بيشتر معمول شده و به شعر كمتر توجه مي‌شود.

وي درباره اين موضوع كه چرا شعر نزد ايرانيان، هنر اول است، توضيح مي‌دهد: ما شاعران بزرگي را به جهان معرفي كرده‌ايم. به اين دليل كه به علت وضع جغرافيايي و اجتماعي كه داشتيم، زياد در بخش هنرهاي سالني مثل موسيقي، رقص يا تئاتر پيشرفتي نكرده‌ايم و اگر چيزي هست مربوط به سا‌ل‌هاي اخير است. ضمن اين‌كه ما در قصه‌نويسي در سالهاي اخير پيشرفت بيشتري داشته‌ايم. اگر اروپايي‌ها به آن بخش از شعر ما كه كلاسيك است، توجه بيشتري دارند تا شعرهاي معاصر، به اين دليل است كه اول از شعر كلاسيك ما قرنها گذشته‌. از شعر امروز ما هم بايد قرنها بگذرد؛ اگر چيزي ماندني باشد، مي‌ماند. ضمن اين‌كه شعر مدرن امروز ما پيرنگي از شعر اروپايي دارد، اروپايي‌ها هم كه خود اصل آن شعر را دارند، پس آن علاقه‌اي را كه به شعر حافظ و مولانا دارند به شعر مدرن ما ندارند؛ شعر كلاسيك ما براي آنها تازگي دارد، همان‌طور كه شعر مالارمه، آراگون، اليوت و ازراپاند براي ما تازگي دارد.

كاخي در عين حال معتقد است: كار ارزشمند هرگز روي زمين نمي‌ماند. مرزهاي فرهنگ مثل مرزهاي جغرافيايي نيست؛ فرهنگ مرزها را مي‌شكند و نمي‌توان سدي در مقابل آن ايجاد كرد. اگر كاري از ما برجسته باشد، قطعا جهاني خواهد شد.

كاخي كه سالها كار تدريس در دانشگاه تهران را به عهده داشته، درباره راه نيافتن ادبيات معاصر به دانشگا‌ه‌ها مي‌گويد: من از اين بابت بسيار متاسفم و تاسفم را بارها هم گفته‌ام. خيلي از دوستانم كه طرفدار و دلبسته سبك كلاسيك بوده‌اند، مرا مورد انتقاد قرار داده‌اند كه تو كه شعر كلاسيك فارسي و ابهت آن‌را مي‌شناسي؛ چرا از شعر مدرن تعريف مي‌كني؟ در حالي‌كه خودشان كه اين همه از شعر مدرن انتقاد مي‌كنند، شعرهايي از اين دست را نخوانده‌اند و معلوم نيست بر چه اساسي قضاوت مي‌كنند. من اگر از شعر مدرن طرفداري مي‌كنم، لااقل شعر كلاسيك را كامل خوانده‌ام. بعضي از كساني كه با ادبيات معاصر مخالفت مي‌كنند و با آن دشمني دارند، دليل علمي نمي‌آورند و تحليلي هم نمي‌آورند تا بفهميم كه اشكال آن چيست.

اين مدرس دانشگاه مي‌گويد: عده‌اي هم هستند مانند شفيعي كدكني كه شعر معاصر و كلاسيك را مي‌شناسند و صحبت مي‌كنند. اگر كتابشان را هم چاپ نمي‌كنند، مهم نيست؛ جاهاي ديگر آن‌قدر در تيراژهاي بالا چاپ مي‌كنند كه دانشجويان هم آن را مي‌خوانند.

وي ادامه مي دهد: عده‌اي مرتجع و متحجر در دانشگاه‌هاي ما هستند كه اين موضوع را گزك قرار داده‌اند كه كساني كه شعر مدرن مي‌گويند ادبيات كلاسيك را نمي‌شناسند و بي‌سوادند. بايد گفت كه اگر اين عده بي‌سوادند، بي‌سوادي چيز مهمي نيست؛ با خواندن رفع مي‌شود، ولي تحجر با خواندن هم حل نمي‌شود و مي‌ماند، چرا كه مرض است و به معالجه نياز دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 20:5  توسط کاظم خطیبی  | 

صدور‭ ‬حكم‭ ‬استرداد‭ ‬كاروان سراي‭ ‬طبسي‭ ‬از‭ ‬سوي‭ ‬دادگاه‭ ‬بدوي
اولين‭ ‬پروژه‭ ‬افتتاح‭ ‬شده‭ ‬سفر‭ ‬رئيس جمهور‭ ‬به‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬در‭ ‬آستانه‭ ‬تعطيلي‭ ‬قرار‭ ‬گرفت


تربت حيدريه،‭ ‬داها‮-‬‭ ‬موزه‭ ‬مردم شناسي‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬اولين‭ ‬و‭ ‬تنها‭ ‬پروژه‭ ‬افتتاح‭ ‬شده‭ ‬از‭ ‬پروژه هاي‭ ‬سفر‭ ‬رياست جمهوري،‭ ‬اينك‭ ‬به‭ ‬دليل‭ ‬صدور‭ ‬حكم‭ ‬دادگاه‭ ‬بدوي،‭ ‬مبني‭ ‬بر‭ ‬استرداد‭ ‬محل‭ ‬احداث‭ ‬اين‭ ‬موزه‭ ‬‮(‬كاروان سراي‭ ‬تاريخي‭ ‬طبسي‮)‬‭ ‬به‭ ‬اداره‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬نظر‭ ‬اين‭ ‬دادگاه‭ ‬بر‭ ‬اوقافي‭ ‬بودن‭ ‬ملك‭ ‬مذكور،‭ ‬در‭ ‬آستانه‭ ‬تعطيلي‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬است‮.‬
اين‭ ‬در‭ ‬حالي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬تاكنون‭ ‬اعتباري‭ ‬بالغ‭ ‬بر‭ ‬‮٠٥٤‬‭ ‬ميليون‭ ‬ريال‭ ‬از‭ ‬محل‭ ‬اعتبارات‭ ‬سفر‭ ‬رياست جمهوري‭ ‬و‭ ‬بودجه‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي،‭ ‬صنايع دستي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬براي‭ ‬آماده سازي‭ ‬فضا‭ ‬و‭ ‬نيز‭ ‬راه اندازي‭ ‬اين‭ ‬موزه‭ ‬هزينه‭ ‬شده‭ ‬است‮.‬
اصل‭ ‬ماجرا‮...‬
در‭ ‬سال‭ ‬‮٣٣٣١‬‭ ‬هجري‭ ‬قمري‭ ‬يكي‭ ‬از‭ ‬ملاكين‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬ابراهيم‭ ‬تاجر‭ ‬طبسي،‭ ‬كاروان سرايي‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬احداث‭ ‬كرد‭ ‬تا‭ ‬براي‭ ‬مصارف‭ ‬عامه‭ ‬و‭ ‬اسكان‭ ‬مسافران‭ ‬عبوري‭ ‬تا‭ ‬حداكثر‭ ‬‮٠١‬‭ ‬روز‭ ‬مورد‭ ‬استفاده‭ ‬قرار‭ ‬گيرد‭ ‬اين‭ ‬نيت‭ ‬واقف‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬احداث‭ ‬كاروان سرا‭ ‬تا‭ ‬سال ها‭ ‬اجرا‭ ‬مي‮ ‬شد‭ ‬ولي‭ ‬به‭ ‬مرور‭ ‬زمان،‭ ‬با‭ ‬تغيير‭ ‬بافت‭ ‬شهري‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬و‭ ‬نيز‭ ‬احداث‭ ‬مكان هاي‭ ‬جديد،‭ ‬اين‭ ‬كاروان سرا‭ ‬جايگاه‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬دست‭ ‬داد‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬حال‭ ‬خود‭ ‬رها‭ ‬شد،‭ ‬به‭ ‬گونه اي‭ ‬كه‭ ‬از‭ ‬سال‭ ‬‮٤٦‬‭ ‬ديگر‭ ‬كسي‭ ‬توليت‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬نپذيرفت‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬تدريج‭ ‬تبديل‭ ‬به‭ ‬مخروبه‭ ‬شد‮.‬
در‭ ‬سال‭ ‬‮٥٧‬،‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬وقت‭ ‬اين‭ ‬كاروان سرا‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬فهرست‭ ‬آثار‭ ‬ملي‭ ‬كشور‭ ‬قرار‭ ‬داد‭ ‬و‭ ‬احيا‭ ‬و‭ ‬نگهداري‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬آغاز‭ ‬شد.به‭ ‬هر‭ ‬تقدير‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬با‭ ‬صرف‭ ‬اعتباري‭ ‬بالغ‭ ‬بر‭ ‬‮٠٥١‬‭ ‬ميليون‭ ‬تومان‭ ‬اين‭ ‬كاروان سرا‭ ‬را‭ ‬سر‭ ‬و‭ ‬سامان‭ ‬داد‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬آنجا‭ ‬موزه اي‭ ‬از‭ ‬آثار‭ ‬كشف‭ ‬شده‭ ‬در‭ ‬مزار‭ ‬قطب الدين‭ ‬حيدر‭ ‬را‭ ‬احداث‭ ‬كرد.پس‭ ‬از‭ ‬گذشت‭ ‬‮٠٢‬‭ ‬سال،‭ ‬يكي‭ ‬از‭ ‬نوادگان‭ ‬مرحوم‭ ‬طبسي‭ ‬كه‭ ‬هم اينك‭ ‬مقيم‭ ‬آمريكا‭ ‬مي‮ ‬باشد،‭ ‬مدعي‭ ‬توليت‭ ‬اين‭ ‬كاروان سراي‭ ‬تاريخي‭ ‬شد‭ ‬كه‭ ‬با‭ ‬درخواست‭ ‬وي‭ ‬و‭ ‬بررسي‭ ‬موضوع‭ ‬توسط‭ ‬اداره‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬امور‭ ‬خيريه،‭ ‬در‭ ‬سال‭ ‬‮٤٨‬‭ ‬حكم‭ ‬تنفيذ‭ ‬توليت‭ ‬كاروان سراي‭ ‬طبسي‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬وي‭ ‬صادر‭ ‬شد.با‭ ‬صدور‭ ‬اين‭ ‬حكم،‭ ‬درگيري‭ ‬بين‭ ‬ادارات‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬نيز‭ ‬آغاز‭ ‬شد‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬بين‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬كه‭ ‬مالكيت‭ ‬خود‭ ‬بر‭ ‬اين‭ ‬مكان‭ ‬را‭ ‬قطعي‭ ‬مي‮ ‬دانست،‭ ‬به‭ ‬حكم‭ ‬توليت‭ ‬توجهي‭ ‬نكرد‭ ‬و‭ ‬كار‭ ‬احداث‭ ‬موزه‭ ‬مردم شناسي‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬مكان‭ ‬آغاز‭ ‬كرد،‭ ‬تا‭ ‬آن‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬كش‭ ‬و‭ ‬قوس‭ ‬دادگاه،‭ ‬حكم‭ ‬عليه‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬صادر‭ ‬و‭ ‬اين‭ ‬سازمان‭ ‬محكوم‭ ‬به‭ ‬استرداد‭ ‬اين‭ ‬محل‭ ‬به‭ ‬اداره‭ ‬اوقاف‭ ‬شد.در‭ ‬اين‭ ‬ارتباط‭ ‬وكيل‭ ‬موقوفه‭ ‬عام‭ ‬مرحوم‭ ‬طبسي‭ ‬به‭ ‬خبرنگار‭ ‬ما‭ ‬گفت‮:‬‭ ‬متاسفانه‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬از‭ ‬سال‭ ‬‮٥٧‬‭ ‬كاروان سراي‭ ‬طبسي‭ ‬را‭ ‬تصرف‭ ‬كرده‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬بدون‭ ‬هماهنگي‭ ‬با‭ ‬اوقاف‭ ‬و‭ ‬متولي‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬بهره برداري‭ ‬مي‮ ‬كند‮.‬
حسين‭ ‬حسني‭ ‬بايگي‭ ‬با‭ ‬اشاره‭ ‬به‭ ‬نيت‭ ‬واقف‭ ‬مبني‭ ‬بر‭ ‬استفاده‭ ‬مسافران‭ ‬از‭ ‬كاروان سرا‭ ‬گفت‮:‬‭ ‬اقداماتي‭ ‬كه‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬در‭ ‬كاروان سراي‭ ‬طبسي‭ ‬انجام‭ ‬مي‮ ‬دهد‭ ‬بر‭ ‬خلاف‭ ‬نيت‭ ‬واقف‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬اين‭ ‬مسئله‭ ‬غيرشرعي‭ ‬مي‮ ‬باشد‮.‬
در‭ ‬اين‭ ‬ارتباط‭ ‬رئيس‭ ‬دفتر‭ ‬نمايندگي‭ ‬سازمان‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي،‭ ‬صنايع دستي‭ ‬و‭ ‬گردشگري‭ ‬با‭ ‬اشاره‭ ‬به‭ ‬اين‭ ‬كه‭ ‬حاضر‭ ‬به‭ ‬پاسخگويي‭ ‬در‭ ‬ارتباط‭ ‬با‭ ‬مشكلات‭ ‬حقوقي‭ ‬موزه‭ ‬مردم شناسي‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬نمي‮ ‬باشد،‭ ‬گفت‮:‬‭ ‬موزه‭ ‬مردم شناسي‭ ‬تربت حيدريه‭ ‬در‭ ‬‮٣١‬‭ ‬غرفه‭ ‬‮٤٢‬‭ ‬اسفند‭ ‬ماه‭ ‬سال‭ ‬گذشته‭ ‬با‭ ‬حضور‭ ‬استاندار‭ ‬و‭ ‬رئيس‭ ‬سازمان‭ ‬افتتاح‭ ‬شد‮.‬
محمد‭ ‬انصاري‮ ‬پور‭ ‬افزود‮:‬‭ ‬پيشنهاد‭ ‬احداث‭ ‬غرفه هاي‭ ‬جديد‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬موزه‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬سازمان‭ ‬داده ايم‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬صورت‭ ‬موافقت،‭ ‬بخش هايي‭ ‬از‭ ‬آثار‭ ‬مكتوب‭ ‬نويسندگان‭ ‬تربتي‭ ‬نيز‭ ‬به‭ ‬اين‭ ‬موزه‭ ‬افزوده‭ ‬مي‮ ‬شود‮.‬
وي‭ ‬گفت‮:‬‭ ‬در‭ ‬صورتي‭ ‬كه‭ ‬مشكل‭ ‬حقوقي‭ ‬كاروان‭ ‬سراي‭ ‬طبسي‭ ‬حل‭ ‬شود،‭ ‬به‭ ‬طور‭ ‬حتم‭ ‬اين‭ ‬روند‭ ‬فعاليت‭ ‬فرهنگي‭ ‬ادامه‭ ‬پيدا‭ ‬خواهد‭ ‬كرد.رئيس‭ ‬دفتر‭ ‬نمايندگي‭ ‬ميراث‭ ‬فرهنگي‭ ‬در‭ ‬تربت حيدريه،‭ ‬با‭ ‬بيان‭ ‬اين‭ ‬كه‭ ‬حتي‭ ‬در‭ ‬صورت‭ ‬انتقال‭ ‬كاروان سراي‭ ‬طبسي‭ ‬كسي‭ ‬حق‭ ‬تخريب‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬ندارد،‭ ‬گفت‮:‬‭ ‬هر‭ ‬اقدامي‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬مجموعه‭ ‬بايد‭ ‬با‭ ‬مجوز‭ ‬سازمان‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬هر‭ ‬كاربري‭ ‬كه‭ ‬به‭ ‬اين‭ ‬بنا‭ ‬خسارت‭ ‬وارد‭ ‬كند،‭ ‬برخورد‭ ‬مي‮ ‬كنيم‮.‬
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:24  توسط کاظم خطیبی  | 

 

جشنواره شکوفه های آلو در کدکن برگزار شد.

خراسان رضوی - خبر گزاری مهر :همزمان بافصل شکوفایی درختان و بهار طبیعت جشنواره شکوفه های آلو ونزولات آسمانی و بهاری سبز و پربار مراسم نیایشی تحت عنوان " جشنواره شکوفه های آلو "  در کدکن تر بت حیدریه برگزار شد.

به گزارش خبر نگار مهر در مشهد، این جشنواره با همکاری سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری  خراسان رضوی ، فرمانداری تربت حیدریه و سایر نهادها و ادارات کدکن تربت حیدریه از هفتم اردیبهشت ماه  به مدت سه روز برگزار شد.

جشنواره در دو نوبت صبح و بعد از ظهر با انجام مسابقات مختلف ورزشی از جمله مسابقات دو و میدانی، کشتی با چوخه، طناب کشی، جشنواره بادبادک ها، نقاشی کودکان،غذاهای سنتی، نان های سنتی و انواع دسر برگزار شد.

کلیه مدعوین این جشنواره با حلیم کدکن یکی از انواع غذاهای سنتی این شهرستان پذیرایی شدند که مورد استقبال شرکت کنندگان واقع شد و در پایان مراسم نیز برگزیدگان این مسابقات هدایایی دریافت کردند.

شهرداری کدکن بین نیشابور و تربت حیدریه در دامنه کوه های ملکان (مل کوه) و مشرف به جلگه رخ و کوه های پوشیده از برف سپید رود واقع شده است .

این شهرستان زادگاه فرید الدین عطار نیشابوری است که توانسته طی سالهای طولانی فرهنگ اصیل و سنت های دوران گذشته خود را حفظ نماید.

 عکسهایی از طبیعت زیبای کدکن

و قله باشکوه ملکوه  در بهار

 

کدکن

 طبیعت کدکن


قله ملکوه کدکن  

کدکن

قله ملکوه کدکن   

ملکو ه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:15  توسط کاظم خطیبی  | 

 

بمناسبت فرارسیدن بهار سال جاری عکسهای زیبایی که از روستای بسیار قشنگ توسط اقای کاخکی در سایت ایسنای خراسان موجود بود برای همشهریان   ودوستاران   طبیعت به نمایش گذاشتیم  لازم بیادآوریست در این روستا به غیر از تولیدات ابریشم گردو و سایر تولیدات کشاورزی معادن غنی طلا جاذبه های توریستی  نیزوجود دارد که  میتواند در جهت توسعه این منطقه  بر اساس اقتصاد بدون نفت  گسترش نماید .

 

آبشار رودمعجن

آبشار رود معجن در تربت حیدریه

بهار رود معجن

روستای رود معجن

 بهار رود معجن

روستای رود معجن تربت حیدریه

 بهار رود معجن

روستای رود معجن تر بت حیدریه

بهار رود معجن  

روستای رود معجن تربت حیدریه

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:33  توسط کاظم خطیبی  | 

همشهری هنرمند حسین مخلصی را بشناسیم

حسین مخلصی

 

حسين مخلصي سال 1349 در خانواده‌اي هنرمند و سرشناس در تربت حيدريه ديده به جهان گشود. پدرش «علي محمـّد مخلصي» در تعزيه‌خواني و آواز تبحـّر خاصـّي داشت و حسين هم از همان دوران كودكي گرايش فراواني به هنر خوشنويسي و موسيقي در خود احساس مي‌كرد و تحت تأثير صداي خوش پدر اين مسير را ادامه داد و به آواز روي آورد.

حسين مخلصي ابتدا آثار استاد تاج اصفهاني را پيگيري كرد و در شيوه‌ي اجرا پيرو حسين خواجه‌اميري (ايرج) بود ولي از پانزده سالگي براي ادامه‌ي‌ اين رشته به صورت علمي‌و اصولي به آموختن رديف‌هاي آواز ايراني با استفاده از مجموعه آثار استاد محمود كريمي‌پرداخت. وي با كليـّه‌ي‌ دستگاههاي موسيقي و رديف‌هاي آواز ايراني آشنايي كامل دارد و در حال حاضر مشغول تعليم هنرجويان علاقه مند در اين زمينه مي‌باشد و با توجـّه به آموختن تجربي اين رشته به صورت آزمون و خطا شيوه‌ها‌ي بسيار جالب و كارآمدي براي آموزش بهتر به هنرجويانش به كار مي‌برد.

مخلصي تا به حال با گروه‌ها‌ي مختلف موسيقي اصيل ايراني اجراهاي بسيار زيادي در تهران و ساير شهرستانهاي استان خراسان داشته و با استاداني چون : محمـّدجليل عندليبي (سرپرست گروه‌مولانا)، فريدون خشنود، عثمان محمدپرست و كاووس سمندر همكاري مستمري داشته‌است.

حسين درآخرين آلبومش ترانه‌هاي قديمي و خاطره‌انگيزي چون : گل‌مريم (گيتي)، آسمون‌كبود، (ايرج مهديان) شاخه‌به‌شاخه (پوران)، ضيافت‌عشق (رضا منفرد)، بلاي من و فرياد (سيمابينا) را با تنظيم كاووس سمندر بازخواني نموده‌است.

حسين مخلصي درحال‌حاضر مسؤول دايره‌ي فرهنگي شهرداري تربت حيدريه مي‌باشد ضمن آنكه به علاقه‌مندان به آواز رديف‌هاي استاد عبدالله دوامي و استاد محمودكريمي را درس مي‌دهد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:27  توسط کاظم خطیبی  | 

حسن تاج

  

حسن تاج

 .حسن تاج متولـّد 1348 تربت حيدريه، صداي خوش را از پدر و پدربرگش كه از قاريان قرآن بودند به‌ارث برد و از دوران دبستان به سرودخواني پرداخت و در نوجواني زيرنظرحسين مخلصي با رديف‌هاي آواز موسيقي‌ايراني آشناگرديد. برنامه‌هاي طنز و ترانه‌هاي فكاهي او در سطح‌كشور شهرت دارد. تاج با گروه موسيقي سكوت (تاج) كنسرت‌هاي مختلفي را در سطح استان خراسان برگزار نموده‌ و به‌بازخواني ترانه‌هاي مردمي قديم پرداخته‌است.

حسن تاج در اسفند ماه 1384 با گروه هنري سكوت ( محمّرضا كوهجاني و محمّدرضا فاضل‌بهشتي ) چند كليپ فكّاهي و جدّي را با عنوان آلبوم «بي‌وفا» به بازار موسيقي عرضه‌داشت كه در سراسر كشور و خارج از كشور مورد استقبال فراوان قرارگرفت و چند كارهاي او از طريق شبكه‌هاي ماهواره‌اي پخش گرديد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:24  توسط کاظم خطیبی  | 

محمدرضا كوهجاني

محمد رضا کوجانی

 

محمدرضا كوهجاني متولّد 1358 تربت حيدريه ، از كوهجاني . محمدرضا

سن چهارده سالگي موسيقي را با نواختن كيبورد آغازكرد و با وجود مخالفت خانواده‌اش ، همراه با برادر كوچكترش (عليرضا) كه خواننده است تا امروز با عشق و علاقه‌ي در عرصه ي موسيقي فعاليت داشته‌است. او با آنكه مي‌خواست در رشته‌ي موسيقي تحصيل كند اما فارغ‌التحصيل آموزشكده‌ي برق مشهد مي‌باشد.

سال 78 كه دانشگاه را تمام كرد به اتفاق برادرش يك گروه موسيقي تشكيل داده و در زمان جشن و سرور به اجراي برنامه‌هاي هنري در نهادها و ادارات مي‌پرداختند. سال 84 به همراه با برادرش چند قطعه‌ي فكاهي با آهنگ‌هاي مدرن انتخاب كردند و يك آلبوم كليپ‌هاي تصويري به‌نام «زن ذليل» به بازار موسيقي فرستادند كه مورد استقبال قرارگرفت. سال 85 هم با گروه هنري «سكوت» به خوانندگي حسن تاج و نوازندگي ويلن محمدرضا فاضل بهشتي در آلبوم «بي‌وفا» به همكاري پرداخت كه اين مجموعه در سراسر كشور و حتي خارج از كشور پخش گرديد و مورد استقبال فراروان قرارگرفت.

محمدرضا در آلبوم «بي‌وفا» ضمن نواختن كيبورد به اجراي چند قطعه نيز پرداخت و چون صدايش دوستداران زيادي داشت در بهمن ماه 85  آلبوم «شاپركها» كه شامل ده قطعه كليپ تصويري با صداي خودش بود ، به بازار موسيقي روانه ساخت.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:22  توسط کاظم خطیبی  | 

 

علیرضا کوهجانی

 

 

علیرضا کوجانی

 

عليرضا كوهجاني متولد 1359 تربت حيدريه مي‌باشد. خوانندگي را از سال 1377 در كنار برادربزرگش «محمّدرضا »كه نوازنده‌ي كيبورد مي‌باشد آغازكرد و اين دو چند كنسرت در سراسر استان خراسان برگزارنمودند.

عليرضا سال 83 به خواندن ترانه‌هاي طنز و فكاهي روي‌آورد و مجموعه‌‌اي از كليپ‌هاي تصويري‌اش را كه درآنها برروي آهنگ‌هاي مشهور وقت اشعار محلّي ، طنزو تفريحي اجراكرده‌بود در سراسركشور منتشر كرد و شهرت زيادي برايش به‌دنبال داشت. در تدوين اين مجموعه برادرانش محمّدرضا و علي و جعفر نوري (نوازنده‌ي كيبورد) با او همكاري داشتند.  پس از اينكه صدا و سبك و اجراي او در اولين آلبوم  مخاطبان زيادي پيداكرد ، سال 84 دومين آلبوم كليپ‌هاي تصويري‌اش را به نام « آبي و قرمز» به بازار فرستاد و به شهرت بيشتري رسيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:18  توسط کاظم خطیبی  | 

بيدلى گر رفت
« اقبالى » رسيد

ليدا گفت وگو با محمدحسين ساكت به مناسبت سالروز درگذشت اقبال

فخرى
بخش نخست

اخيراً انتشارات خوش ابتكار و گزيده كار ميراث مكتوب اثرى را با عنوان «ماهتاب شام شرق؛ گزاره و گزينه انديشه شناسى اقبال» منتشر كرده كه دراين كتاب دو دفتر يكجا فراهم آمده است؛ دفتر يكم، گزارش همايش هايى است كه از ديرباز تا امروز براى علامه اقبال لاهورى ، شاعر بزرگ و انديشمند جهان اسلام ، برگزار شده است و دفتر دوم ، گزيده اى است از انديشه شناسى اقبال كه در برگيرنده گفتارها، جستارها و ترجمه هايى از نويسندگان و اقبال شناسان مسلمان و غربى است كه در لابه لاى آن زواياى گوناگون انديشه هاى اين شاعر و فيلسوف معاصر نمايانده مى شود. ازچهل مقاله گردآورى شده دراين مجموعه به عنوان نمونه مى توان به مقالاتى از محمدعلى اسلامى ندوشن ، محمد مجتهد شبسترى ، سپيده كاشانى ، غلامرضا اعوانى، عبدالكريم سروش، جاويد اقبال ، على شريعتى ، آنه مارى شيمل و... اشاره كرد. محمدحسين ساكت علاوه بر گردآورى و تنظيم اين اثر ، هشت مقاله از مقالات اين مجموعه از او است. به همين بهانه و به مناسبت سالروز درگذشت اقبال او را مخاطب قرار داديم تا به انديشه شناسى اقبال به روايت وى بپردازيم.
گروه انديشه

 

به عنوان سؤال نخست بفرماييد، نكته اصيل فكر و عرفان اقبال چه بود؟
اقبال سيالكوتى، مشهور به لاهورى، يكى از شخصيت هاى انگشت شمارى است كه تك ساحتى نيست. اين انديشمند چامه سرا به چندين هنر آراسته است. نخست و پيش از هرچيز، اقبال يك شاعر است با همان ويژگى هايى كه بيشتر شاعران جهان در آن مشتركند؛ نازك خيالى، تصويربردارى از طبيعت، زبان كنايه ، عشق و شور و سرمستى، مهرورزى و كين ستيزى، اغراق گويى و عافيت انديشى و ... اما اقبال گزافه گو و عافيت انديش نبود، همان گونه كه به جهان پيرامون خويش و آنچه در آن مى گذشت بى اعتنا نبود و سر برآستان كسى هم نسود. او در دامان مادرى پارسا و با آموزش و تربيت پدرى صوفى منش و وارسته، كه «صوفى درس نخوانده» نام گرفته بود، بزرگ شد. خود در زندگينامه يك برگى خويش در آستانه پايان نامه دكتراى فلسفه اش در مونيخ، آغاز درس خواندنش را با فارسى و عربى مى نويسد. پيداست كه چگونه زبان، ادب و فرهنگ فارسى از همان آغاز كودكى و به همدستى يك آموزگار ايرانى تبار كه معلم سرخانه او بود، در خون و رگ و پوست اقبال ريشه دوانيد و در دل پاك و بى آلايش وى خانه كرد و جا گرفت.
به گواهى نگاشته ها و سروده هاى اقبال و خاطراتى كه دوستان و همنشينان او گفته اند و اقبال شناسان همگى همداستانند، هرچه بيشتر مى آموخت و مى دانست، رشته دوستى و دلبستگى اش به شعر و ادب فارسى و شاعران برجسته ايرانى محكم تر مى شد. بدين سان، نخل انديشه بالنده او از مايه هاى فرهنگ ايرانى ـ اسلامى بار گرفت. ايمان با نگاه و نگرشى نو و همه سويه، در كانون انديشه ورزى اقبال خانه كرد. از آزمون ها و نگره هاى ابوحامد غزالى و ابن عربى گرفته تا ديدگاه هاى كانت، نيچه، برگسون و جيمس وارد و تا گارت و ديگر انديشمندان غربى همه را در غربالى بيخت و آنها را با بينش ايمانى ـ عرفانى فرهنگ اسلامى ـ شرقى در هم آميخت و چكيده ناب و پالوده اى براى خويش ساخت كه پيوسته از آن سرمست بود و در قالب سروده ها و سخنرانى هاى پرمغز و ژرف خويش به ديگران هم نوشاند. از نگاه اقبال ، به پيروى از نگرش عارفان بزرگ مسلمان، سرچشمه حقيقت «خداوند مهربان بينا و شنوا» ست؛ آفرينشگرى كه همه چيز را براى هدف و آرمانى معنادار آفريده است. عرفان اقبال ، عرفان ويژه اى است . او در آغاز با رنگ پذيرى از ابن عربى و مكتب او به «وحدت وجود» گراييد، ديرى نپاييد كه ديد اين انديشه با فراخناى باور او جور در نمى آيد. آن گاه به «وحدت شهود» رو آورد. با اين همه، نخست با نگره هاى سستى آفرين و چشم پوشى از كار و كنش و زمينى بودن زندگانى انسانى سخت به پيكار برخاست و با تاخت و تاز به بزرگان و پذيرفته شدگانى چون حافظ، خود را روياروى هرگونه اعتراض و دشنام قرار داد. عرفان اقبال، عرفان سازنده اى است كه به هيچ رو «زندگى گريزى» و «خلوت نشينى » و «جهان گسلى» در آن راه ندارد.
شما دراين كتاب گفتارى داريد با عنوان «شخصيت اقبال از دريچه نامه هايش» . اقبال در لابه لاى سطرها و سخنانش و در قالب كلماتش چگونه تصوير مى شود؟ در واقع از رهگذر واكاوى ادبى اقبال ، چه چهره اى از او به تصوير درمى آيد؟
زبان شعر، هميشه زبان پالوده و نابى براى بيان احساس و انديشه نيست. درست است كه شاعران ، خداوندان سخن اند و شعر روشن ترين ابزار بيان احساس وانديشه است ، ولى زبان پررمز و راز شاعران، بويژه در پاره اى از سبك هاى ادبى مانند سبك هندى، گاهى در درك و برداشت درست و صادقانه و ناب انديشه ها و نگرش هاى شاعر و بازتابانيدن واقعيت ها و رويدادهاى زندگى و زمانه شاعر از ما دستگيرى نمى كند. نامه هاى دوستانه وشخصى شاعران و هنرمندان و انديشه ورزان ، در بسيارى از جاها، پژوهشگر دلبسته به درك و دريافت واقعيت ها را ياريگر مى افتد. اين نامه نگارى ها، درست مانند سفرنامه هاست. در قياس با تك نگاشت ها و يا نگاشته هايى تاريخى ـ پژوهشى و داستانى در باره يك موضوع.

 

بدين گونه، اگر در گذر از چين و شكن هاى شعر و زبان رمزآلود آن نتوان هميشه به نكته هاى راهبردى رسيد، با خواندن نامه ها پيوسته مى توان به ريزبينى ها و باريك انديشى هايى دست يافت كه براى پژوهشگر و خواننده دلبسته به آن موضوع اهميت بسزايى دارد. براى نمونه، اقبال را در لابه لاى نامه هايش به دوشيزه عطيه بيگم ، شاعر شوريده عاشق پيشه اى مى بينيم كه مانند ديگر شاعران ، بار غم نامهربانى و سردمهرى معشوق را با همه گرفتارى ها و دلمشغولى هايش بر تن و جان مى كشد. نامه هاى اقبال، از نگاه من ، پاره اى از شخصيت گسترده و پيچيده او ـ نه به معناى روانى بلكه ادبى ـ است . اكنون ، آگاهى هاى بسيارى از روش و منش زندگى اقبال در دست داريم، از رهگذر نگاشتن، سخنان و خاطراتى است كه در قالب نامه نگارى هايش با دوستان هم ميهن و بيگانه چهره بسته است. گاهى واكاوى زاويه هاى روانى برمنش يك انديشمند يا هنرمند، تنها از رهگذر تك نگاشته ها يا نامه نگارى هاى او شدنى است و بس.
درهيچ اثرى از اقبال ، واكنش تند و تيز او را نسبت به دورويى و چندچهرگى اين گونه آشكار و بى پرده نمى بينيم كه در نامه
۲۶ تير ۱۲۸۸ خورشيدى / ۱۷ژوئيه ۱۹۰۹ ميلادى او به عطيه بيگم ديده مى شود: «دوست ندارم كه با آفرين گويى ديگران زندگى كنم. زندگى ام بى پيرايه و رفتارم درست و صادقانه است و خودم يك رو و يكرنگم. مردم دوستدار سالوس و دورنگى اند. بگذار احترام توده مردم نثار كسانى گردد كه دوست دارند مرا به تصورات نادرست دينى و اخلاقى شان زيست و رفتار كنند. من نمى توانم جلو احترام به عقايدشان را بگيرم يا مانع آزادى طبيعى يا فكر انسان شوم...»
(ماهتاب شام شرق ، ص
۵۸۳).
اقبال، در لابه لاى نامه هايش، شاعرى است شيفته حقيقت و دانش ، آزاده اى است ديندار و دلواپس آينده اسلام و مسلمانان و هم ميهنان خويش. آرزو داشت جهان و جهانيان او را آن گونه شايد و بايد پيش از مرگش مى شناختند. البته مى گفت «اگر انديشه هاى درونى روح و روان من پيش مردم هويدا شود و آنچه در خاطرم مى گذرد بيان گردد، آن گاه اطمينان دارم جهان روزى پس از مرگم مرا خواهد ستود». (همان، ص
۵۸۶).
چگونه مى توان منش و روش زيستى ، اخلاقى و اجتماعى اقبال را توصيف كرد؟
اقبال پاك زاد؛ پاك زيست و پاك مرد. همان گونه كه پيشتر گفتم او از مادرى پارسا و پرستنده پا به جهان گذاشت و در دامن او بزرگ شد. از همان آغاز با عرفان اسلامى ـ ايرانى و با زمزمه هاى شعر فارسى آشنا شد. شعر مولوى گوش او را نوازش مى داد. بعدها مى بينيم كه چگونه انديشه و شعر و عرفان مولانا آتشى بر سراپرده هستى او و خرمن و خرگاه انديشه ورزى اش درمى اندازد. اقبال خام، بيش و پيش از هركس، پخته و سوخته ذهن و زبان مولاناست. براى همين است كه بينش عرفانى او بيش از همه از شاعر شوريده بلخ ـ مولاناـ رنگ و بو گرفته است. از نگاه اجتماعى ، اقبال كوششگرى خستگى ناپذير است. اگرچه شغل اقبال به عنوان وكيل دادگسترى ، تا اندازه اى بسيارى از فرصت هاى فرخنده تر در صحنه هاى سياست و كنش هاى اجتماعى را از او گرفت ولى هيچگاه او را از آرمان و هدفى كه داشت دور نساخت. او به راستى مردى بود دين مند، درست كردار، آزاده، راستگو، دقيق، اجتماعى، كوشا، دلبسته فرهنگ و تمدن اسلامى و يگانگى و يكپارچگى مسلمانان و دلواپس پيشرفت و بهبود وضع همه انسان ها و بويژه مسلمانان جهان. به عنوان يك شاگرد، به استادانش وفادار ماند و آموزگارانش را دوست مى داشت و همه جا از آنان به نيكى و احترام ياد مى كرد. به عنوان يك استاد، دمى از راهنمايى و دلگرم ساختن شاگردانش فرو نمى گذاشت. به عنوان يك سياستمدار، با همه فريبندگى هايى كه برايش پيش مى آمد، منافع ملى و دينى سرزمين اش را به هيچ چيزى نفروخت. در نظريه پردازى هاى علمى و اجتماعى هيچ گاه گزافه گو و متعصب نبود. البته پيوسته هواى اسلام و مسلمانان در سر داشت، ولى در سخنواره ها، همايش ها، ميزگردها، مصاحبه هاى راديويى و رسانه اى سخن بيهوده و غيرعلمى و رنجش آفرين بر زبان نمى راند. از اين دريچه، اقبال الگويى زنده است كه شايسته نمونه بودن و پيشاهنگ شدن براى زندگى فردى و اجتماعى ما مى تواند باشد .
• تيتر اين گفت وگو از بيتى از ملك الشعراى بهار وام گرفته شده است ؛
بيدلى گر رفت اقبالى رسيد بيدلان را نوبت حالى رسيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:13  توسط کاظم خطیبی  |