در خواست همکاری از عموم همشهریان
مقیم سراسر جهان
از تمامی همشهریان عزیز در سراسر دنیا در خواست
میشودچنانچه در باره تربتی های مقیم محل خودشان
اطلاعاتی دارند جهت معرفی به همشهریانمان دریغ
نفرمایند چون هدف جمع آوری مجموعه علمی
فرهنگی هنری اجتمایی و..... دیارمان میباشد.
بهرحال منتظر همکاری همه عزیزان هستیم
در باره شاعر عزيز و مردمي شهرمان
استاد قهرمان پيشتر بدانيم
![]() |
![]() |


استاد محمد رضا خسروی


ملكجهان در همين سالها نويسنده و تصويرگر دو كتاب «سنگ صبور» و «شاهزاده آهو» در فرانسه بود و جايزهي بهترين نويسنده و تصويرگر كتاب سال را دريافت كرد و نويسندهي برگزيدهي انجمن زنان در فرانسه شناختهشد. وي درآنجا طراحي صحنه و لباس نمايشهاي : مها بهارتا ، سه قطره خون ، اين موجود شگفتانگيز ، دون ژوان ، و رستمي ديگر اسفندياري ديگر را بر عهده گرفت و تجربيات بيشتري آموخت.
خزاعي در سال ۱۹۷۲به دعوت «وزارت فرهنگوهنر» به ايران بازگشت و با سِمَت طراح دائمي ادارهي تئاتر به كار پرداخت. در اين سالها با هنرمنداني چون : عزتالله انتظامي ، داوود رشيدي و ركنالدين خسروي در بيش از ۴۵ نمايش ازجمله : سنگ و سُرنا (نصرت پرتوي) ، بنگاه تاترال (علي نصيريان) ، غروب در دياري غربت، قصهي ماه پنهان و سگي در خرمن جا ( هرسه به كارگرداني عباس جوانمرد) همكاري كرد. وي در همين سالها در ايران طراح صحنه و لباس چند سريال تلويزيوني ازجمله : سمك عيار (۱۳۵۴) و افسانههاي كهن فارسي (۱۳۵۶) ؛ و در اروپا ، طراح صحنه و لباس فيلمهاي : صحراي تاتارها(۱۹۷۸) ، ملاقات با مردان استثنايي (۱۹۷۸) ، رقصهاي مقدس (۱۹۸۱) ، در غربت و مهابهارتا (۱۹۹۱) و اولين پل (۱۹۹۲) بود.
فيلم «شازده احتجاب» (بهمن فرمانآراء ـ ۱۳۵۳) نخستين فيلم سينمايي است كه ملكجهان طراحي صحنه و لباس آن را در ايران انجام داد. او در سالهاي قبل از انقلاب در چند فيلم ديگر كار كرد كه شاخصترين آنها : سايههاي بلند باد و ملكوت است. او در سالهاي بعد از انقلاب پس از تجربههاي فراواني كه در انگلستان و فرانسه كسب كردهبود طراحي صحنه و لباس تعداد زيادي از فيلمهاي سينمايي را عهدهدار بوده كه ميتوان : بلنديهاي صفر (۱۳۷۲، عاشق فقير (۱۳۷۴)، دل و دشنه(۱۳۷۴)، ضيافت (۱۳۷۴)، غزال (۱۳۷۵، فصل پنجم (۱۳۷۵ ، تولد يك پروانه (۱۳۷۶) ، دو زن (۱۳۷۷ ، صنم (۱۳۷۸، به كارگرداني پسرش رفيع پيتز) ، دختران خورشيد (۱۳۷۸) ، نسل سوخته (۱۳۷۸) ، تيك (۱۳۷۹) ، باران (۱۳۷۹) ، دختري بهنام تُندر (۱۳۷۹ ، بانوي كوچك (۱۳۸۰) و دخيل (۱۳۸۱ را نامبرد.
ملكجهان خزاعي كه جزءِ صد چهرهي برتر در يك قرن اخير در هنر سينما شناخته شدهاست سال ۷۲ از جشنوارةي فيلم فجر سيمرغ بلورين را براي بهترين صحنه آرايي فيلم «بلنديهاي صفر» و سال ۷۶ ديپلم افتخار بخش بينالمللي را براي طراحي صحنه و لباس فيلم «تولد يك پروانه» دريافتكرد.




در باره غلام عباس توسلى

نظريه هاى
جامعه شناسى
متولد ۱۳۱۴ تربت حيدريه
دانش آموخته دانشگاه پاريس
اخذ دكتراى دولتى (دكتراى دتا) در رشته جامعه شناسى در سال ۱۳۴۵ و چاپ رساله در پاريس ۱۹۶۶
بنيانگذار انجمن جامعه شناسى ايران
مدير گروه جامعه شناسى دانشگاه تهران
دريافت عنوان استاد برگزيده در سال ۱۳۸۲
دريافت جايزه و عنوان درجه يك دانشگاه به عنوان پژوهشگر برجسته سال ۱۳۸۱
تعدادى از آثار او عبارتند از : نظريه هاى جامعه شناسى (۱ و ۲) جامعه شناسى دينى ، آينده بنيانگذاران جامعه شناسى ، جامعه ايران در دنياى شرق از نظر نويسندگان فرانسوى و انگليسى ، مشاركت اجتماعى در شرايط جامعه آنوميك و ...
آمن خادمى : صبر و ظفر هر دو دوستان قديم اند / در اثر صبر نوبت ظفر آيد. شايد اگر غلام عباس توسلى اين سخن نغز را در هفت سالگى فرا نمى گرفت و براى هدف خود تلاش نمى كرد، اكنون در جايگاه فعلى نبود. او ۷۰ بهار پرتلاش را پشت سر گذاشته است و زمانى كه او را در دفتر كارش مى بينيم، همچنان سرشار از انرژى و شور است؛ به گونه اى كه براى انتشار كتاب جديدش دلمشغول و نگران است كه مبادا سستى دوران پيرى بى دقت اش كند. او در زمان صحبت دوستانه ما، دانشجويانش را همچون پدرى دلسوز و استادى فرزانه راهنمايى مى كرد.
غلام عباس توسلى در سال ۱۳۱۴ در قصبه رشتخوار از توابع تربت حيدريه، كه امروز به شهرستانى مستقل تبديل شده است، در خانواده اى متوسط زاده شد. مادرش خديجه و پدرش ملااحمدتوسلى بود كه آرزوى طلبه شدن پسرش را در سر مى پروراند؛ البته عمر پدر كفاف برآوردن اين آرزو را نكرد و غلام عباس در سن ۱۱ سالگى يتيم شد. شش ساله بود كه به مكتب رفت و به سبك قديم الفبا را ياد گرفت. همزمان خواندن قرآن و خط نويسى را نيز فرا گرفت . ۱۰ ساله بود كه كتاب هاى مختلفى از جمله صدكلمه حضرت على (ع)، بوستان و گلستان سعدى، دستورات صرف و نحو زبان عربى و ... را آموخت. او بعد از فوت پدر راهى مدارس جديد شد. آن زمان ورود به مدارس جديد نه تنها براى دخترها بلكه براى پسرها ذهنيت هاى منفى بسيارى را به دنبال داشت؛ به همين خاطر مادر با اذن پيش نماز محله، اجازه تحصيل شرعى فرزندش را در مدرسه هاى نو فراهم كرد. توسلى پس از تحصيلات مكتب خانه اى ، مستقيم به كلاس چهارم ابتدايى رفت. بعد كلاس پنجم و ششم ابتدايى را به صورت متفرقه نزد مدير مدرسه محله ياد گرفت. به سال ۱۳۲۹ به مدرسه «قطب الدين حيدر» رفت و بعد از اتمام دوره سه ساله براى ادامه تحصيل به مشهد.
او در سال ۱۳۳۶ با گذراندن كنكور ورودى ، وارد دانشسراى عالى تهران شد و در اين مدت با اخذ درجه شاگرد اولى توانست از طرح هاى اجبارى نظير آموزگارى و دبيرى معاف شود. توسلى توانست مدرك ليسانس خود را در رشته زبان، با كسب رتبه اول در خرداد ۱۳۳۸ به دست آورد. او با امتياز شاگرد اولى ها و با استفاده از بورس وزارت فرهنگ و هنر ، براى ادامه تحصيل در مقطع دكترا در سال ۱۳۳۹ به فرانسه اعزام شد.
توسلى شش سال در فرانسه در رشته جامعه شناسى تحصيل كرد. او پس از كسب ليسانس و فوق ليسانس جامعه شناسى ، موفق به گذراندن دكتراى دولتى (دتا) جامعه شناسى در دانشگاه سوربن پاريس شد. به اين ترتيب توسلى از نخستين ايرانيانى بود كه با ارائه دو رساله، موفق به دريافت دكتراى دولتى از فرانسه شد؛ به گونه اى كه رساله اصلى او با عنوان «جامعه ايران و دنياى شرق از ديدگاه صاحب نظران فرانسوى و انگليسى» با هزينه مركز تحقيقات علمى (CNRS) فرانسه چاپ شد. همچنين عنوان رساله دوم او صنايع دستى در ايران و فرش به عنوان يك پديده اجتماعى و روان شناسى است.
توسلى جزو آن دسته از دانشجويان نبود كه فعاليت هايش به حفظ و ارائه چند تئورى و نظريه محدودشود. او همزمان باتحصيل ، فعاليت هاى متنوع اجتماعى - سياسى چون حضور در اتحاديه دانشجويان، تهيه نشريات دانشجويى، نمايندگى دانشجويان فرانسه در كنفدراسيون دانشجويان ايرانى و مهمتر از همه همكارى با مرحوم شريعتى را تجربه كرد.
آشنايى دكتر شريعتى و توسلى در دوره مقدماتى دانشسراى مشهد و در كانون نشر حقايق اسلامى از سالهاى ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۶ آغاز شد. شريعتى در سال ۱۳۳۸ براى تحصيل راهى فرانسه شد و توسلى يك سال بعداز آن.
همفكرى و دوستى شريعتى و توسلى به مرور زمان وسيع تر شد؛ به گونه اى كه شريعتى كه آن زمان دركوى دانشگاه پاريس و دركوچه اليزا زندگى مى كرد، يكشنبه ها به كوى دانشگاه مى رفت و مدت مديدى را با توسلى به بحث و تبادل نظر مى گذراند. آنها حتى دروس مشتركى را زيرنظر اساتيدى نظير كورويچ، بالن ديه، ريمون آرون و ماسييون گذراندند.
همچنين توسلى با روزنامه «ايران آزاد» كه مرحوم شريعتى سردبيرى آن را عهده دار بود و ۱۷شماره چاپ شد، همكارى داشت.
او بعد از عزيمت به ايران (سال ۱۳۴۵) فعاليت خود را با مرحوم شريعتى در حسينيه ارشاد ادامه داد و در فعاليت هاى مختلف سياسى، اجتماعى دست يكديگر را فشردند.
اين استاد دانشگاه در سال ۱۳۴۵ به ايران آمد و باعنوان استاديار، تدريس در دانشسراى عالى را ازسرگرفت.
همزمان به دعوت مدير مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران به تحقيق و پژوهش درآن مجموعه پرداخت و چندطرح پژوهشى را سرپرستى كرد.
سال ۱۳۵۰ بنا به درخواست دانشگاه تهران به طور تمام وقت به دانشكده علوم اجتماعى منتقل شد ودر سال ۱۳۵۱ به مرتبه دانشيارى ارتقايافت و سرانجام در پى بازنشسته شدن مرحوم دكتر غلامحسين صديقى و تأسيس دانشكده علوم اجتماعى با رأى اساتيد گروه جامعه شناسى به عنوان مديرگروه اين رشته انتخاب شد كه با انتخاب مجدد تا سال ۱۳۵۶ دراين سمت خدمت كرد؛ درعين حال سرپرستى انتشارات دانشكده را نيز به عهده داشت.
او در سال ۱۳۵۶ به مقام استادى ارتقا يافت و در سال ۱۳۵۷ با استفاده از فرصت مطالعاتى در دانشگاه بركلى كاليفرنياى آمريكا به مطالعه و پژوهش پرداخت و چندمقاله منتشركرد. توسلى در بحبوحه هاى انقلاب، به ايران آمد و باتوجه به شرايط آن زمان مقالات متعددى را منتشر كرد و به ايراد سخنرانى پرداخت.
پس از انقلاب رياست دانشگاه اصفهان را قبول كرد و تا سال ۱۳۵۹ (دوسال) دراين سمت باقى ماند.
از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ به دعوت ستاد انقلاب فرهنگى ،سرپرستى گروه برنامه ريز دروس علوم انسانى را عهده دار شد؛ به گونه اى كه اين مدت ۵۶ برنامه درسى در سطح كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترا را با همكارى اساتيد رشته هاى مختلف تهيه، تنظيم و مدون كردو در بازگشايى دانشگاه مورداستفاده قرارداد.
توسلى از سال ۱۳۶۳ مجدداً كار تدريس و تحقيق را در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران ادامه داد. او از سال ۱۳۶۴ مديرگروه رشته جامعه شناسى شد و در سال ۱۳۶۵ به رياست دانشكده علوم اجتماعى درآمد. دراين سمت دوره دكتراى جامعه شناسى را در سال ۶۷-۱۳۶۶ براى سه دانشگاه تهران، تربيت مدرس و آزاد تدوين و نامه علوم اجتماعى را پس ازده سال توقف منتشركرد و مديرمسؤولى آن را به عهده گرفت.
دركنار تحصيل و تدريس، توسلى فعاليت هاى سياسى خود را نيز دنبال كرد و دركنار روشنفكران مذهبى و جريان هاى سياسى احزاب ملى و مذهبى به مسائل سياسى نيز توجه جدى داشته است. با يك نگاه كلى مى توان فعاليت هاى فرهنگى توسلى را همرده فعاليت هاى سياسى و حتى افزون تر از آن دانست.
او تاكنون تقديرنامه هاى فراوان و جوايز ارزنده اى را درعرصه فرهنگ كسب كرده است.
دريافت عنوان استاد برگزيده در سال ،۱۳۸۲ جايزه و مدال درجه يك دانشگاه تهران به عنوان پژوهشگر برجسته در سال ،۱۳۸۱ تقديرنامه به خاطر طرح برگزيده باعنوان رابطه مشاركت اجتماعى و آسيب اجتماعى در سال ۷۳-۱۳۷۲ و... از جمله اين تقديرها و پاسداشت ها است. در پايان سال گذشته نيز انجمن علوم اجتماعى به مناسبت هفتادمين سالگرد تأسيس دانشگاه تهران در برنامه اى از او تقديركرد.
او طى فعاليت فرهنگى خود بيش از ۲۰جلد كتاب درسى، كمك درسى نظرى و كاربردى ترجمه، تأليف و منتشركرده كه برخى از اين كتاب ها نظير جامعه شناسى دينى، نظريه جامعه شناسى۲ و... توانسته اند لوح سپاس و تقدير كتاب بهترين را نصيب خودكنند.
ازمهمترين كتاب هاى توسلى كه تجديد چاپ شده است مى توان به گروه سنجى و پويايى گروهى (چاپ پنجم)، نظريه هاى جامعه شناسى (چاپ نهم)، جامعه شناسى شهرى (چاپ ششم) و... اشاره كرد.
همچنين كتاب هايى نظير جامعه شناسى آموزش و پرورش، نظريه هاى جامعه شناسى جلد دوم، مسائل اجتماعى ايران، اصلاحات و جامعه مدنى را نيز در دست انتشار دارد.

در حدود ۷۵كيلومترى جنوب مشهد در كناره راه قديم مشهد-تربت حيدريه در نزديكى رباط سفيد در كنار دره بازه هور بنايى است كه به مقتضاى موقعيت مكانى اش به بازه هور معروف است.
به نظر مى رسد اين بنا هسته مركزى باقى مانده يك اثر بزرگتر معمارى است. اين بنا كهن ترين بناى باقى مانده در خراسان است و مشخصات معمارى اشكانى و
مطلب ذیل از وبلاگ آقای فرید سرجمعی مسول محترم اداره نوغان تربت حیدریه
گرفته شده است ودیدگاههای کارشناسی ایشان میتواند درروند پیشرفت این
صنعت در تربت حیدریه کارساز باشد
باتوجه به قول مساعد ایشان درزمینه همکاری ایشان در آینده آرزو داریم بتوانیم
مطالب پیشتری برای همشهریان فراهم نمائیم
صنعت ابریشم
بر اساس مدارک تاریخی اولین کشوری که به صنعت تولید ابریشم دست یافت کشور چین بود و این زمان رامو رخین ۲۶۵۰ سال قبل از میلاد مسیح ثبت کرده اند . عبور جاده ابریشم از ایران که محموله های ابریشمی چین از این راه به کشورهای اروپایی حمل میشد موجب رواج صنعت در ایران گردید و کشورمااز جمله کشورهایی بود که در زمینه تولید پیله و ابریشم دارای شهرت جهانی بوده بطوری که در قرون پنجم و ششم میلادی یعنی در دوره سلطنت ساسانیان این صنعت رونق فراوانی داشت ولی سقوط و انقراض سلسله ساسانیان موجبات رکورد صنعت نوغانداری را نیز فراهم آورد.
دوره صفویه را بدلیل ثبات سیاسی موجود ،می توان عصر شکوفایی این فعالیت نام برد بطوریکه میزان تولید ابریشم را در این زمان تا ۳۰۰۰ تن بر آورد کرده اند و در این زمان مناطقی نظیر :مازندران ، خراسان اصفهان،یزد،کرمان و کاشان از جمله مراکز تولید پیله و ابریشم بوده اند.
در زمان سلطنت قاجاریه به دلیل بی توجهی به این فعالیت و از طرفی شیوع بیماری مهلک پبرین (در سال ۱۸۴۵م) مجددا دوره رکورد این صنعت شروع شد و میزان تولید ابریشم را به یکصد تن کاهش داد، ار آن به بعد فعالیتهایی در این زمینه به عمل آمد که به نتیجه مثبتی نرسید ،از جمله اینکه در سال ۱۳۱۶کارخانه حریر بافی چالوس راه اندازی شد ولی در سال ۱۳۳۷ تعطیل گردید . ضمن اینکه در ایام تولیدپیله توسط کشاورزان دستخوش نوسانهای قیمت آن در بازار بوده بطوری که میزان تولید نخ ابریشم در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به حدود ۳۵۰ تن می رسیده است.
پس از پیروزی ایران و با تشکیل شرکت سهامی پرورش کرم ابریشم ایران که به صورت یک شرکت دولتی تحت پوشش وزارت کشاورزی و از ادغام شرکت ابریشم گیلان ،بخش کشاورزی شرکت پیله ور و مجتمع صنعتی تولید ابریشم به وجود آمده ، این صنعت جان تازه ای گرفته و تحقیقات لازم در احیا این صنعت به ویژه در زمینه تولید نژاد خالص کرم ابریشم و به منظور تولید تخم نوغان هیبرید مورد نیاز کشاورزان شروع شد.........
معرفی کرم ابریشم:
کرم ابریشم دردنیا به دوصورت وحشی واهلی وجوددارد.تمامی انواع کرم ابریشم اهلی متعلق به گونه Bombix mori بوده که طی سالیان متمادی پرورش ونگهداری وعملیات اصلاح نژاد،به صورت امروزی تکامل یافته است.
دوره زندگی کرم ابریشم ازچهارمرحله متمایز تخم ،لارو،شفیره وپروانه تشکیل می گردد.به تخم کرم ابریشم تخم نوغان می گویندوآنچه که دراختیار کشاورزان قرارمی گیردازنوع هیبریدیا F1 است که ازاختلاط دونژاد باخصوصیات مورددلخواه ازنظر میزان کمیت پیله حاصله ، کیفیت آن ومقاومت در مقابل بیماریهاوآب وهوای مختلف به دست می آید.
کرم ابریشم به منظور تولید پیله پرورش داده می شود که پیله های حاصله یا برای تهیه تخم نوغان مورد استفاده قرار می گیرند و یا اینکه از آنها نخ ابریشم کشیده و در صنعت برای بافت پارچه ، فرش و دیگر صنایع ابریشمی مورد بهره برداری واقع می شوند .


http://www.abrisham-heydariye.blogfa.com/آدرس وبلاگ ابریشم حیدریه
اصیلایرانی و همشهری عزیز
عنايت شيباني هنرمندي از خطـّهي پهلوان خيز خراسان كه سال ۱۳۰۹ درتربت حيدريه
چشم بهجهان گشود. پدرش مرحوم حسن شيباني يكي ازخوشنويسان خطـّهيخراسان
بود . عنايت در نوجوانيدريافت كه ازصداي خوش و زيباي خدادادي بهرهمند است . او به
موسيقي اصيلايراني عشق ميورزيد و پدرهنرمندش وي را تشويق نمود تا
موسيقياصيلايراني را بهطور علميفراگيرد . عنايت در چهارده سالگي به جامعهي باربدي
در تهران ميرود و جزءِ اوّلين شاگردان استاد اسماعيل مهرتاش( ۱۳۵۹ – ۱۲۸۳ .
موسيقيدان برجسته و مشهور ) است كه به همراه چهار نفرديگر براي تعليمِ آواز ثبت نام
ميكند.
ازآنجاكه جامعهي باربد زيرنظر استادمهرتاش بود ، ايشان تمايلداشت تا عنايت شيباني در
نمايشنامههاي جامعهي باربد نقشي بپذيرد . وي نيز درنمايشنامههايي چون : شبهاي بغداد
و الجزاير ايفاگر نقششد . او درهجده سالگيكه مشغول تحصيل بود ، عضوانجمن
موسيقيدبيرستان شد و موسيقي را ازهمان دوران آغازكرد .
ازاين تلاشهاي پيگير عنايت برايآموختن هنر مدّتچنداني نميگذرد كه پدرش مأمور
خدمت
در شهري ديگر ميشود و تهران را ترك ميگويد . ازاينرو عنايت چندسالي ناخواسته
ازهنر دست ميشويد و مجدداً با عشق و علاقهاي بينظير اوّلين بار براي فراگيري
رديفها وگوشههاي موسيقي سنتـّيايران به كلاس علياكبرخان شهنازي(۱۳۶۳ – ۱۲۷۶
. موسيقيدان و استادِ بزرگ تار) ميرود ودركلاس ايشان مشغول فراگيري علم موسيقي
ميگردد .
سپس دراسفند ماه ۱۳۳۷ به هنرستانآزاد موسيقيملـّي رفته دركلاسِ آواز
استادعبداللهدوامي (۱۳۵۹– ۱۲۷۰ . رديفدان و استادِآواز) شركت ميكند و زيرنظر
مشغول تحصيل موسيقي ميشود . وي مدِتي در خدمت استاددوامي بهفراگيريگوشههاي
آوازايراني پرداخت تاآنجا كه به درخواست استاد مرتضيحنـّانه بهتلويزيون دعوتشد و
پسازچندي به كلاسآواز راديووتلويزيون ايران رفت و به تحصيل خود دررشتهي آواز و موسيقي ادامهداد .
عنايت شيباني پساز مدّتي بنا بهدلايلشخصي ، ديگرمايل نبود با صدايخويش با مردم
رابطه برقراركند و آوايش را فقط براي دل خودشخواند . درعينحال رابطهي خودرا با
محيطهاي هنري قطع نكرد و درمحضر استادان هنر همچون مرحوم علياكبرشهنازي ،
علياصغربهاري ، مهندس همايون خـّرم ، حسين يــاحقـّي و مهدي تـــاكستاني
حاضرميشد . عنايتشيباني ازچهرههاي محبوب انجمنهايادبي بودهاست .
عنايت علاوه براين ، يك ورزشكار نيز بود . اززمانيكهكارمند بانك مركزي شد ، درجامعهي
بانك بهعنوان يك پهلوان زورخانه ، واردگودشد و حدود چهارده سال با زنگ مـُرشد
، در گودِ زورخانه رقص عشق ميكرد و با اشعار عارفانه ، رازدل خويش را با خدايش درميان ميگذاشت .
عنايتشيباني يكي ازاعضاي اوّليهي انجمن هنرمندان ايران بود . وي دوفرزند بهنامهاي علي و
پريسا دارد كه هردو پزشک بوده وبه موسيقياصيلايران علاقه دارند . متأسفانه بنا بهدلايلي
از عنايت شيباني از كار در راديووتلويزيون محروم شد و همين امر در روحيهي او تأثير
گذاشت ولي در محافل ادبي و هنري خصوصي تهران هنرنمايي ميكرد تااينكه سال ۱۳۷۴
خورشيدي زندگي را بدرود گفت
پژوهشگر
خوانندگان موسیقی ایرانی
در صد ساله اخیر
را بشناسیم
محمد مهدی نواری در تیرماه ۱۳۴۷ در تربت حیدریه متولد گردیدوتحصیلات خود را تا مرحله کاردانی در تربت حیدریه وبیرجند به اتمام رساند
پدر بزرگ ایشان شادروان سید رضا نقیبی از فرهنگیان فرهیخته بنام
تربت حیدریه بود که در خانواده نواری تا"ثیر بسزایی داشت وهمین موضوع باعث علاقه مندی ایشان به کارهای هنری و فرهنگی گردید
متاسفانه بدلیل نبود مراکز آموزش موسیقی و هنری امکان فعالیت
ایشان دراین امر نبود و سرانجام ایشان پس از پایان تحصیلات خود به کار آزاد پرداخت
ولی عشق فراوان وی به موسیقی و همچنین نرسیدن به آرزوهای سالهای
کودکی ایشان رابفکر تاءلیف کتابی در مورد موسیقی ایران انداخت و چون بررسی ومطالعه جوانب کار دشواریهای انجام چنین کار بزرگی را آشکار ساخت عزم آن کرد که کار را به معرفی ( خوانندگان ایران) محدود کند و چنین شد که به یاری خداوند بزرگ گام در راه نهاد و با تلاش و زحمت پیگیر و فراوان آگاهی های لازم گرد آوری و کار تالیف آغاز شد وحاصل آن کتابی
است بنام شورآفرینان است که اینک در حال چاپ میباشد لازم به یاد آوریست
در این کتاب حدود ۱۸۰۰ نفر ازخوانندگان ایرانی معرفی شده اند که کاری بسیار
ارزنده و بیاد ماندنی است امید است حداقل اسامی خوانندگان همشهری را
در این وبلاگ درج کنیم.
برای این همشهری عزیز آرزوی توفیق و موفقییت مینماییم