عبدالحسين
نوشين

او در جواني ساكن مشهد بود و سپس به تهران آمد و به كارِ هنرپيشگي پرداخت. در اواخر سال ۱۳۱۲پس از بازگشت از اروپا با بانو لُرتا هايراپتيان تبريزي ( متولّد ۱۲۹۰ تهران ، خواننده و بازيگر پرآوازهي تئاتر و سينما) ، ازدواج كرد. بانولرتا پس از ازدواج با نوشين اندوختههاي هنري و دانش علمي خود را در رشتهي تئاتر در اختيار نوشين قرار داد و اين دو با استعدادهاي ويژه و خاصّ ، مدارج ترقي و تعالي را به سرعت پيمودند و اساس تئاتري بينظير را در ايران پي ريختتند.
سال ۱۳۱۴ نوشين و لرتا در جشنوارهي مسكو شركت كردند و از آنجا به مدت يك سال راهي پاريس شدند. نوشين در بازگشت به سال ۱۳۲۳ تئاتر فرهنگ را بازكرد و نخستين نمايشنامهاي كه در آن اجراكرد «وِلپِن» اثر بن جانسون بود. سپس اين دو در تئاتر فردوسي «پرندهي آبي» اثر مترلينگ را به روي صحنه آوردند.
عبدالحسين نوشين ميتوانست در صحنههاي هنري و تئاتر ايران و جهان يكي از بزرگان و ابرمردان باشد ولي وي در كنار امور هنري به فعاليتهاي سياسي نيز ميپرداخت و پس از اينكه به كارهاي سياسي كشانده شد تا حدود زيادي به هنرِ والاي او لطمه خورد و از خلق و اجراهاي آثار بزرگان هنر در دنيا هر روز فاصله گرفت. وي دركناركارهاي ارزنده و شايان توجهي كه انجام داد به تأسيس كلاس براي هنرپيشگان نيز پرداخت و شاگردان بزرگي چون : حميد قنبري ، توران مهرزاد، حيدر صارمي ، محمدعلي جعفري ، شهلا رياحي، مصطفي اسكوئي، ايرج ساويز ، اصغر تفكري، صادق بهرامي، محمد زندي، ايرن زازيانس، اكبر مشكين ، عزتالله مقبلي، محمدعلي ورشوچي و... را تحت تعليم قرارداد كه بعدها در تئاتر و سينماي ايران چهرههاي بزرگي شدند.
سيد عبالحسين نوشين را به حق و گواهي بسياري از بزرگان اين هنر ، ميتوان پايهگذار تئاتر ايران ، تئاتر واقعگرا و رواجدهندهي شيوههاي نظري ، علمي، در نيمهي نخست قرن بيستم دانست. از آثار مشهور وي ميتوان : ترچمهي پرندهي آبي، ترجمهي روسپي بزرگوار، ترجمهي ولپن، ترجمهي هياهوي بسيار براي هيچ، خروس سحر ، ايدهآل و مردم و اعماق اجتماع را نام برد. وي همچنين در دوران اقامت خود در خارج از ايران با شرق شناسان روسي بر تصحيح متن انتقادي شاهنامهي فردوسي در مسكو همكاري داشتهاست. واژهي «ماهكِ شاهنامه» از اين سلسله مطالعات او در ايران به چاپ رسيدهاست.
عبدالحسين نوشين در سال ۱۳۲۹ راهي مسكو شد و سال ۱۳۴۹ در خارج از ايران بدرود حيات گفت. مرحوم نوشين و لرتا پسري بهنام «كاوه» دارند كه مقيم اتريش است و بانو لرتا حدود سال ۵۷ نزد پسرش رفت و در آنجا به زندگي ادامه داد تا اينكه او هم در فروردين ماه ۱۳۷۷ در وين درگذشت.
فر شاد جمالی
هنرمندموسیقی
وهمشهری محبوبمان را بیشتر بشناسیم
فرشاد جمالی در شهریور ۱۳۴۴در یک خانواده باذوق در شهرستان تربت حیدریه متولد شد
وپس از گذراندن تحصیلات ابتدایی درشهرستان تربت حیدریه جهت ادامه تحصیل
به تهران عزیمت نمود ایشان در سال ۱۳۶۸ از دانشگاه علامه
طبا طبا یی دررشته حسابداری فارغ التحصیل شدند .
.
فرشادجمالی بدلیل علاقه مندی به موسیقی سنتی
وعرفانی بدنبال فراگیری آن پرداخت واز همین رو دوره آزاد
هنرستان موسیقی را دررشته تار وسه تاربا استا دان
زیدا له طلوعی وهوشنگ ظریف در سال ۱۳۶۶شروع
نمود همچنین نزد استاد بیژن کامکار آموزش دف را
فرا گرفت در سال ۱۳۷۱ نزد استاد کریم خاوری به
آموزش دف پرداخت ودر واقع ایشان با بیشتر آلات
موسیقی سننتی ایرانی آشنا گردید.
فرشاد جمالی انسانی خوش ذوق روحی لطیف و پرشور دارد ایشان موسیقی را برای آرامش روحی و عرفانی خود انتخاب نموده از همین رو نامبرده سعی نمود در خصوص فراگیری آواز از محضر استادانی همچون کریم صالح عظیمی وصدیف وهمچنین استاد محسن کرامتی و مرحوم رضوی سروستانی استفاده نموده بطوریکه
درزمینه ردیف خوانی تجربیات خوبی کسب نمود
همچنین در جهت زیباشناسی در آواز با مرحوم دکتر حسین عمومی که یکی از
استادان بزرگ موسیقی این دوره را طی کرد
اولین کار ایشان با آقای طهمورث پور ناظری با نام دیار مهر بود که درسال ۸۴ به بازار عرضه گردید و از پرفروشترین
کاستهای سال ۸۴ بوده است
در این کار اشعاری از مولانا حافظ عطار اخوان ثالث دکتر حمید مصدق وحسین منزوی و پرتو کرمانشاهی
اجرا شده است
ایشان کار دیگری در دست دارند که در سال آینده به بازار خواهد آمد
همچنین ایشان یکی از دوستاران طبیعت هست و به همین دلیل
علاقه شدیدی به کوهستان دارد و خیلی از قله ها را یپموده است
ما هم برای این همشهری عزیز آرزوی توفیقات بیشتری داریم .
http://i18.tinypic.com/344xt0m.jpg
محسن نامجو هنر مند موسیقی
شاعرو همشهری
عزیزمان رابشناسیم

«محسن نامجو» متولد سال ۱۳۵۵ در تربت حیدریه است. از سال ۶۷ با یادگیری سولفژ و نت خوانی، همچنین آموزش ردیف آوازی نزد «نصرالله ناصح پور» (که از جمله شاگردانش می توان به صدیق تعریف یا هنگامه اخوان اشاره کرد) پی گیری جدی هنر موسیقی را آغاز کرد. نامجو سال ۷۳ وارد دانشکده تئاتر شد و سال بعد هم به دانشگاه هنرهای زیبا پا گذاشت تا موسیقی بخواند. او تاکنون برای حدود۸ نمایش موزیک ساخته که از جمله آن ها می توان «تکیه ملت» (به کارگردانی حسین کیانی) را نام برد که سال گذشته به روی صحنه رفت. همچنین «من باید برم، خیلی دیرم شده» (نوشته محمد چرم شیر و کارگردانی محمد عاقبتی).
نامجو برای چند فیلم هم موزیک متن ساخته؛ از جمله: برای آمدنت دعا می کنم (که نوروز امسال از تلویزیون ایران پخش شد)، حفره، اقوام، کنتراست، در سه ثانیه اتفاق افتاد، مرگ مرگ و... ضمناً «سامان سالور» از فعالیت های نامجو فیلم مستندی ساخته به نام «آرامش با دیازپام ده».

چهلمین روز درگذشت استاد فرزانه دکتر مصطفی کسروی را
به خانواده محترمشان ومخصو صا" خانم نازی کسروی
تسلیت میگوییم
کسروی در بامداد چهارشنبه، ششم دی ماه (27 دسامبر) در سن 83 سالگی از میان ما رفت. نام مصطفی کسروی، بر خلاف بسیاری از آثارش، برای بیشتر ایرانیان، ناآشناست. کسروی نوازنده ای زبردست در زمینه نوازندگی فاگوت و استاد پیشین هنرستان عالی موسیقی، آهنگسازی فعال و رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.
کسروی سالها بود که خسته و منزوی، در غربت و در شهر لوس آنجلس اقامت گزیده بود و تنها گهگاه سفرهای کوتاهی به ایران داشت. چندی پیش برای زیارت راهی مکه شد و درصدد بود پس از آن رهسپار تهران شود ولی در همان شهر درگذشت. نازی کسروی، دختر مصطفی کسروی، از چگونگی این واقعه می گوید:

ایشان فرزند مرحوم آقای دکتــــــــــر جواد افتخاری معروف در تربت حیدریه که سالیان زیاد ضمن حرفه دامپزشکی ریاست اداره کشاورزی شهرستان تربت حیدریه را بعهده داشته اند
مادرایشا ن خانم فردوس قوام نصیری خواهر دکتــــــــــــر علیر ضاقوام نصیری معروف که سالها ریاست دانشکده پزشکی دانشگاه فردوسی را عهده دار بودند همه ما میدانیم ایشان از خانوادهای سر شناس تربت حیدریه بوده که سالیان زیادی در حرفه معلمی خدمت نموده اند و حق بزرگی بر گردن همه همشهریان دارند ایشان در خصوص راه اندازی مدرسه دخترانه پروین به اتفاق خواهرشان نقش بزرگی داشته اند پدر آقای دکتر فریدون فتخاری از کسانی بوده که در سرما و گرما بتمام روستاهای تربت حیدریه غزیمت کرده ودر جهت بهبود کارهای دامی و کشاورزی روستاییان خدمت زیادی نموده است
خود اقای دکتر فریدون افتخاری هم در بشتر این مسافرتها بدلیل علاقمندی حضور داشته اند ایشان در خاطراتشان میگویند من علاقه زیادی به شهرستان تربت حیدریه دارم خصوصا" محله شیب تربت که در آن
متولد شده ام ایشان در سال ۱۳۲۱در محله شو (محله شیب)متولد شده اند و تحصیلات ابتدایی را دردبستان گل و قطب به پایان رسانید ودر دبیرستان رازی و قطب هم دوران متوسطه را گذرانده اند ایشان علاقه زیادی به مطلعه کتاب وهمچنین ورزش داشتند واغلب در زمین پشت دبرستان رازی ورزش میکردند
ایشان در سال ۱۳۴۰وارد دانشگاه مشهددر رشته پزشکی شده ودر این مدت بسیار فعال بوده و بعلت مطا لعه کتابهای زیادی که ازجوانی علاقمند بود گرایشهای سیاسی در جبهه ملی داشت و بهمین منظور هم مدتی در بازداشت بودند و بهمین دلیل هم دوره عمومی پزشکی را در سال ۱۳۴۸ باتمام رساندند و بعدا"به خدمت نظام وارد شدند ایشان در این مدت پس از طی گذراندن دوره تخصص ارتوپدی در بیمارستان شفا یحیاییان مشغول خدمت بودندودر این مدت خدمات شایانی به هموطنان نمودند آقای دکتر افتخاری بزودی ریس بیمارستان آموزشی وزارت بهداشت ودر مان گردیدند سرانجام درسال۱۳۶۴جهت تخصصهای بیشتر عازم کشور انگلستان گردیدندایشان در سال ۱۳۶۸دوره تکمیلی (LCOM )ودر سال ۱۳۷۱دوره کامل (BOA) ودر سال ۱۳۷۶دوره ( AMO )ودر نهایت ایشان موفق به اتمام دوره ( FLCOM )شدندکه درواقع از استادان رشته ارتوپدی در مرکز بزرگ پزشکی درلندن میباشندایشان هم اکنون در مرکز کلینیک ارتوپدی ژوزف شرق لندن مشغول کار میباشند لازم به یاد آوریست ایشان در دوره دانشجویی با یکی از همکلاسانشان به نام خانم پروین اشرف زاده که ایشان در رشته پاتولوژی بودند ازدواج کردند و حاصل این ازدواج دوفرزند بنامهای بابک و آزاده میباشندکه هردو آنها از
دانشگاه کمبریج و آکسفورد فارغ اتحصیل شده اند
آقای دکتر افتخاری علاقه زیادی به تربت حیدریه دارند و هر و قت به شهرستان تربت حیدریه بیایند خاطرات خوبشان زنده میشود و بقو ل خودشان روحشان تازه میشود امیدواریم همیشه به اتفاق خانواده محترمشان شاد وتندرست باشند
جهت اطلاعات بیشتر از ادامه مطالب استفاده فرمایید ضمنا" ایشان خوشحال میشوند که دوستان از طریق آدرس زیر با ایشان تماس حاصل نمایید