کیوان ساکت
در سال 1340 در مشهد متولد شد و از نخستین سال هاي نوجواني آموزش را نزد دایي خود منوچهر زمانییان آغاز کرد و سپس
مدت کوتاهي نزد حمید متبسم به فرا گیري موسیقي پرداخت و پس از آن به مطالعه و تحقیق آثار موسیقیدانان قدیم و
معاصر ایران پرداخت. در سال 1369 به گروه عارف دعوت شد و این همکاری تا اوایل سال 1369 ادامه داشت. او در سال 1375
گروه وزیری را تشکیل داد . این گروه نخستین اجراي خود را در همان سال در تالار وحدت به مناسبت بزرگداشت استاد بزرگ
کلنل علینقي وزیري به صحنه برد. اجراي کنسرت موسیقي کلاسیک و آثار برخی بزرگان موسیقي جهان با تار به همراهي
پیانو در سال 1376 در تالار وحدت با اتکا به تکنیک درخشان دریچه هاي جدیدي از قابلیت هاي بالقوه این ساز را در اذهان مردم گشود
نامبرده از خانوادهای همشهری میباشند که سالها پیش از شهرمان به مشهد مهاجرت نموده اندو باتوجه به روحیه فرهنگی
خانواده موفقیت های چشم گیری راکسب نموده اند جهت اطلا عات بیشتر میتوانید از سایت ایشان بازدید نمایید
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 22:11  توسط کاظم خطیبی
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 22:4  توسط کاظم خطیبی
|
استاد دکتر غلامحیدر ابراهیم بای سلامی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
همشهری عزیز وچهره مردمی و باتلاش شهرمان این مطلب تخصصی و علمی را تحقیق نموده اند
مقدمه :
بررسي ابعاد نظام اجتماعي ايران با توجه به شاخصهاي متعددي كه براي سنجش پيشرفت و عقب ماندگي در حوزه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، و فرهنگي جوامع ترسيم شده است، نشان مي دهد كه جامعه ايران عليرغم پيشينه تمدني و استعدادها و منابع غني به دلايل گوناگون در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته كنوني جامعه اي در حال توسعه تلقي ميگردد. توسعه نيافتگي در محدوده جغرافيايي اين جامعه در برخي از مناطق بيشتر از مناطق ديگر است. شرق كشور "1"دردويست سال گذشته ازفرايند توسعه عقب مانده است در پي تحولات اخيرملي و بين المللي درفاصله سالهاي84-1375 تعدادي از طرحها و پروژه هاي راهبردي، زير بنايي و امنيتي در اين منطقه در حال اجراست و چشم انداز"2" اميدوار كننده اي براي پويش و توسعه مجدد و احياي تمدن شرق به وجود آورده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 22:14  توسط کاظم خطیبی
|
مرحوم استاد سید رضا نقیبی همشهری
فرهیخته و دانش پرور را بشناسیم

سيّدرضا نقيبي سال ۱۲۸۶ در خانوادهاي روحاني و مذهبي در شهرستان تربت حيدريه چشم
بهجهانگشود. پدرش سيّدعلينقيبالاشراف از روحانيون سرشناس، فرهيخته و باسواد بود و و دو پسر بهنامهاي سيدرضا و سيدحسين و هفتدختر داشت . او فرزندانش را بهكسب علموتحصيل تشويقنمود. پسرانش سيدرضا و سيدحسين سوادمكتبي را درحضور پدر اعم از فارسي ، عربي و فقهي فراگرفتند.
اواسط دههي سيصد چون شهرستان تربتحيدريه فاقدِمدرسه بود ؛ دولت بهجمعآوري باسوادان شهرستان ازجمله: برادران نقيبي ، شهيدي، نحوي ، سهيلي و جمع ديگر نمود و اوّلين مدرسهي دولتي را بهنام«رضاييه» تأسيس نمودند. سيدرضا بهعنوان معلّم كلاس اوّل بهخدمت مشغولگرديد ضمن آنكه به دانشآموزان قرآن هم تعليمميداد و دراين راستا چندين تقديرنامه از رؤساي فرهنگ وقت استان و كشور دريافتنمود. برادر وي بهنام سيّدحسين و همسر برادرش خانم ميمنت سميعي نيز درشمار چهرههاي فرهنگي و شاخص اين شهر قرارداشتند.
سيدرضا كه علاقهي فراواني به فرهنگِ شهرخود داشت پس ازچندي خدمتصادقانه ابلاغيهاي از وزارت فرهنگِ كلّ كشور براي وي صادرشد كه بهموجب آن بهعنوان بازرسِ مدارس سطح شهرستان شد و فعاليتهاي فرهنگي خودرا بيشتر نمود و با تلاش زيادي حكمِ احداث چند مدرسهي ديگر را در تربتحيدريه گرفت.
سيدرضا نقيبي خوشنويس بود و گاهياوقات شعري هم ميسرود و اشعارش را با خط خوش مينوشت كه تعدادي از اشعارش را كه سال ۱۳۴۱ در سرسراي ايوان بزرگ و قديمي منزلش نوشتهاست هنوز باقي است . ايشان جزءِ فرهنگيان فرهيخته و سرشناس و هنرمندان بٍنام اين شهر بود و شاگردان زيادي تربيتكرد كه هنوز پس از گذشت چندين سال در محافل فرهنگي از خدمات و خاطرات او يادميكنند.
سيدرضا در يكي از بازديدهاي خود از دبستان روستاي مزجرد با خانوادهاي مذهبي از بزرگان روستا بهنام «آخوندملاّ اسدالله اميري» آشناگرديد و اين آشنايي باعث شد كه وي سال ۱۳۱۹ با دخترش «نرگسخاتون» پيوند زناشويي ببندد. از سيدرضا پنج دختر و دوپسر بهيادگار ماند كه يكي از پسرانش بهنام سيدعلي ( متولد ۱۳۴۰) نيز هماكنون در آموزشوپرورش به خدمت مشغول ميباشد. يكي از نوادگان دختري او هم بهنام محمّدمهدي نواري (متولد ۱۳۴۷ تربتحيدريه) محقق و پژوهشگر موسيقي ميباشد و كتاب «شورآفرينان» كه شرحِ حال خوانندگان ايران در يك قرن اخير ميباشد را تأليف نمودهاست.
اين استاد عاليقدر و خدمتگزار صديق در ارديبهشت ۱۳۴۶ دار فاني را وداعنمود و در آرامگاه خوجهاباصلتِ مشهد مدفونگرديد. بهپاس خوشخدمتيهاي اين استاد سال ۱۳۴۷ از طرف وزارت فرهنگوقت دبستاني را در ابتداي خيابان باغسلطاني اين شهر بهنام او احداث وثبتنمودند كه ساختمان دبستان سيدرضا نقيبي ۱۳۶۵ فرسوده شد.
يكي از اشعاري كه مرحوم سيّدرضا نقيبي انگار در رثاي خويش سروده چنيناست :
وجود من كه در اين باغ حكم خاري داشت / هزار شكر كه آن خار پاي كس نخليد /
چوگل شكفته ازآنم در اين چمن كه دلم / چو غنچه خونجگر خورد و پيرهن ندريد.
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 23:11  توسط کاظم خطیبی
|
در باره شاعر عزيز و مردمي شهرمان
استاد قهرمان پيشتر بدانيم
محمد قهرمان متولد ۱۰ تير ۱۳۰۸ تربت حيدريه
- تحصيلات ابتدايى وتاسال دوم متوسطه در تربت حیدریه
- عزيمت به مشهد و پايان تحصيلات متوسطه و عزيمت به تهران
- اخذ مدرك ليسانس حقوق در رشته قضایی
- سرودن اشعار محلى به زبان خراسانى از دوران تحصيل
- مسؤول كتابخانه دانشكده ادبيات خراسان در دهه ۳۰
- تصحيح و تحقيق در متون كهن سبك هندى و انتشار نزديك به بيست اثر تحقيقى
- برخى از آثار تحقيقى او عبارتند از: تصحيح ديوان صائب تبريزى (۶جلد)، تصحيح ديوان صيدى تهرانى، انتشار و تصحيح مجموعه آثار ابوطالب کلیم همدانى، تصحيح ديوان حاج محمد جان قدسى مشهدى، برگزيده اشعار صائب و ديگر شعراى معروف سبك هندى، صيادان معنى (برگزيده اشعار سخن سرايان شيوه هندى) و ...
- انتشار مجموعه «حاصل عمر» شامل مجموعه اشعار محمد قهرمان و نشر شعرهاى تربتى او با نام «خدى خلدى خودم»
- همچنين درباره محمد قهرمان كتاب «شناخت نامه محمد قهرمان» تأليف دكتر رضا افضلى و «پردگيان خيال» ارج نامه او منتشر شده است.
«خراسان حتى در محدوده امروزى اش، چشم و چراغ فرهنگ ايرانى است. درقرن بيستم با پروردن چهره هايى همچون بهار، فروزانفر، اخوان ثالث و شجريان، جايگاه والاى خود را در عرصه خلاقيت فرهنگى ايران زمين محفوظ نگاه داشته و از سنتهاى ديرينه ادب و هنر ايرانى، در وجه خلاق آن پاسدارى كرده است.
زبان پارسى در اين پاره از خاك ايران بزرگ، چه در عرصه حيات طبيعى اش و چه در قلمرو پژوهش ها و افزايش هاى عصرى، همچنان بالنده و بلند ايستاده است، در جايگاهى استوار. از آنها كه در نيمه دوم قرن بيستم، در خراسان توانسته اند به اين بالندگى و تعالى فرهنگى يارى برسانند يكى و در صف نخستين، استاد محمد قهرمان است كه در ۵۰ ساله اخير با خلاقيت شعرى و با پژوهش هاى ادبى و با محفل فرهنگى هفتگى اش، اين چراغ را همواره روشن نگه داشته است كه روشن باد و روشن تر باد. امروز كه جمعى از شيفتگان سنت هاى ارجمند فرهنگ ملى ما مجلسى در بزرگداشت اين شاعر و اديب برجسته عصر، تشكيل داده اند، وظيفه هر ايرانى فرهيخته است كه از جان و دل احساس شادمانى كند و در اين مجلس عزيز و روحانى حضور به هم رساند. اين بنده به عنوان كوچكترين عضو اين خانواده هنرى و فرهنگى و يكى از شاگردان قديمى اين استاد بزرگ، از يك يك دست اندركاران اين مجلس خجسته و فراهم آورندگان كتاب پردگيان خيال و همه شاعران و اديبان و هنرمندانى كه از سراسر كشور و بيرون از كشور در اين محفل مساهمت ورزيده اند، سپاسگزارم و از خداوند متعال براى استاد قهرمان و دوستداران بسيار او بهروزى و كاميابى مسألت دارم.» اين سخنان را استاد بزرگ زمان ما محمدرضا شفيعى كدكنى گفته ادر وصف محمد قهرمان شاعر بزرگ خراسان ست.
خراسان؛ سرزمين خورشيد. از ديرباز همچون خورشيد در مشرق ايران پهناور درخشيده و به سبب موقعيت خاص جغرافيايى اش كه مطلع الشمس ايران به شمار مى آمده، به «خراسان» جايگاه طلوع خورشيد شناخته شده است. خراسان از ديرباز و در طول تاريخ سرزمين نام آوران و بزرگان ادب بوده است. بزرگانى چون رودكى، فردوسى، ناصرخسرو، خيام، عطار و ... در گذر زمان از دامان اين سرزمين برمى آمدند و در عصر حاضر نيز اديبانى چون ملك الشعراى بهار، عماد خراسانى، اخوان ثالث و محمدرضا شفيعى كدكنى بر تفاخر ادبى خراسان افزودند. يكى از شاعران بزرگ معاصر خراسان محمد قهرمان است.
«من كه محمد قهرمانم و بنده اى از بندگان پروردگار مهربان، در ۱۰ تير ۱۳۰۸ در تربت حيدريه به دنيا آمدم ... در سال ۱۳۲۸غزلى با اين مطلع ساخته بودم:
تا ازو دورا يكى ور سر ميه
دل مگه هونا دره دلبر ميه
... همين غزل را در همان سال براى استاد جاودان ياد ملك الشعراى بهار خواندم، و تحسين شنيدم. ايشان از جمله فرمودند: «لهجه هاى محلى، خواه ناخواه با نفوذ روزافزون راديو روبه نابودى خواهند رفت، ولى بسيارى از لغات اصيل به كمك شعر محفوظ مى مانند و اين كار تو خدمتى شايسته است. امر گردآورى دوبيتى ها و امثال و كنايات و لغات را هم ستودند و مرا به ادامه كار تشويق فرمودند.»
محمد قهرمان در كمال سادگى و متانت همه شور و شوقى كه اسباب اين غور و تفحص طولانى در ادبيات و شعر براى او مهيا كرده است را بيان مى دارد و تشويق ملك الشعراى بهار را مسبب اصلى اين سفر دراز مى داند. اما او دوست ديرين اخوان ثالث شاعر بزرگ نيمايى نيز بود و در جمع خراسانى هاى اهل ادب حضورى مستمر و پويا داشت.
تحصيلاتش را تا مقطع ليسانس در تربت، مشهد و تهران به پايان برد. از سال ۱۳۲۶ در دبيرستان با مهدى اخوان ثالث آشنا شد و اين آشنايى به رفاقت و دوستى نزديك آن دو منتهى گشت تا پايان زندگى اخوان ادامه داشت. از وقتى نشانه اين دوستى اين روزها با نام «ده نامه از مهدى اخوان ثالث» انتشار يافته و با موضوع بررسى و نقد ادبى به پيشخوان كتابفروشى ها راه پيدا كرده است.
اين كتاب مجموعه ده نامه مفصل از مهدى اخوان ثالث به محمد قهرمان است. نامه ها كه پس از گذشت پانزده سال از مرگ اخوان منتشر مى شوند گوياى دوستى عميق اين دو و تصويرى از زندگى اخوان ثالث در تهران است.
اخوان از دهه سى محمد قهرمان را لقب شاعر فاضل داده بود آنجا كه در شرح كتابخانه دانشكده ادبيات خراسان نوشته است: «كتابخانه دانشكده كه به همت استاد دكتر على اكبر فياض تأسيس شده در حدود ۶ هزار جلد كتاب دارد. به تازگى شنيده ام كه شاعر فاضل محمد قهرمان تربتى را به تصدى آن گماشته اند كه جوانى اهل و صالح و دلسوز است. فرايند رونق و سودمندى اين كتابخانه از اين رهگذر روزافزون است.»
محمد قهرمان شاعرى را از دوران دبيرستان آغاز كرد. غزل هايش نزديك به شيوه هندى است. شعر محلى او كم نظير و پژوهش هايى در قلمرو شاعران سبك هندى برجسته و ممتاز است. «حاصل عمر» مجموعه شعرهاى رسمى و «خدى خلدى خودم» نام دفتر شعرهاى تربتى قهرمان است. از او ۱۶ كتاب درزمنتشر شده است.
اما او در كنار شعرز مينه هاى تصحيح و تحقيق انتشار يافته و تنها در كتاب «حاصل عمر» ۳۲۳ غزل از سروده هايش پژوهش ادبى به خصوص درزمينه شاعران سبك هندى را به جد دنبال كرده است. از جمله است تصحيحات ديوان صائب، ديوان کليم، صيدى تهرانى، محمدجان قدسى مشهدى و ...
«صيادان معنى» نيز از جمله كتب قهرمان و برگزيده اى از اشعار شيوه مشهور به سبك هندى است. اين منتخب كه حدود يازده هزار بيت را شامل مى شود با در نظر گرفتن تاريخ فوت شاعران اين سبك تدوين شده و در ابتدا چندسطرى به عنوان شرح حال هر سخنور نوشته شده و مأخذ نقل اشعار او اعم از نسخه هاى چاپى يا خطى و يا ميكروفيلم آن ذكر گشته و سپس اشعارى از آن شاعر نوشته شده است. دقت و وسواس او در پژوهش ادبى نيز همپاى وسواس هاى شاعرانه اوست. به همين جهت است كه كتب پژوهشى محمد قهرمان، منابع دقيقى براى دانشجويان ادبيات است. به طور مثال «برگزيده اشعار صائب و ديگر شعراى معروف سبك هندى» را قهرمان براى دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسى در مقطع كارشناسى به عنوان منبع اصلى بخشى از متون نظم، درس شرح و تفسير بخشهايى از ديوان صائب و ديگر شاعران معروف سبك هندى تدوين كرده است.
قهرمان به راستى استاد بازشناسى و تصحيح ديوان هاى ادباى سبك هندى است.
«ديوان ميلى مشهدى» از جمله ديگر تصحيحات اوست
«مكتب وقوع نوعى از شعر است كه شاعر به جاى خيال پردازى و مضمون آفرينى، به واقعه اى، قضيه اى موجود توجه كرده است و با هنر تسلط خود بر واژگان، ملبوسى شعرى بر تن واقعه پوشانده است. درواقع نوعى شعر رئاليستى در نگاه اروپاييان است. اشعار اين ديوان نيز الهام گرفته از اين مكتب و دربرگيرنده ابياتى از غزلها، رباعى ها، قصايد، تركيب بند و ترجيع بند و تعليقات است. سبك اين ديوان سبك معروف به هندى است كه در زمان خود به طرز نو، اشتهار داشته و درواقع نخستين قدمى است كه از مرحله عرفان و مديحه سرايى و شعر دربارى گفتن، عبور كرده و وارد زندگى مردم شده است.»
فتوحى با بيان اين مطلب كه حضور «حزن» در شعر محمد قهرمان از شاخصه هاى اصيل شعر اوست، اظهاركرد: «اندوهى كه در شعرهاى استاد قهرمان ن معنا كه فراتر از اندوه و حزن شخصى است؛ قهرمان در شعرهايش با بيانى رسا و شيرين به امورى چون ناكامى انسان، ترس، پيرى، زوال عمر و... مى پردازد و اين نگاه كلان او در غزل هايش همواره بيانگر نوعى پاييز جاويد است.»
از ديگر شاخصه هاى شعر محمد قهرمان يكنواختى و يكدستى شعرهاى اوست كه اين يكنواختى نوعى روانى و ساده فهمى را نيز به دنبال دارد.
محمد فتوحى ويژگى ديگر شعر قهرمان كه او را تا حدودى در سبك هندى منحصر به فرد مى سازد را اصرار نداشتن او به دشوارگويى دانست و اينكه« شعر او كاملاً ساده و روان است و تصويرگرى ها در شعرش با عاطفه نسبت صادقانه دارد، حال اين كه در شعر سبك هندى شاعران آن قدر به دشوارگويى مشغول هستند و حتى براى آن تلاش مى كنند كه مدعى هستند كه فهميدن شعر ماكمال است.» نگاهى به آثار و نظريات ادباى سنتى قبل و بعد از مشروطه روشن مى كند كه آنان، تا چه حد با مكتب هندى بيگانه _ و حتى معارض _ بوده اند. كم كم كسانى چون مرحوم اميرى فيروزكوهى، محمد قهرمان و ديگران پاپيش گذاشتند و شاعران آن مكتب را مقبوليتى دوباره بخشيدند.
محمد قهرمان، همزمان با همه كسانى كه از اوايل دهه سى به خلوت رفتند، سكوت كرد و استاد قطعه ها و غزل هاى بى نظير سبك هندى ماند. محمد قهرمان خود درباره سبك هندى مى گويد: «سبك هندى از اوايل سده يازدهم متداول شده و تا دوره اى كه به «بازگشت ادبى» نام گرفته، رواج داشته است. خاستگاه اين شيوه، كه به غلط «سبك هندى» خوانده شده، ايران بوده است. دليل اين نامگذارى جعلى را شايد بتوان چنين توجيه كرد كه پيشگامان سبك مزبور، يعنى نوعى خبوشانى، نظيرى نيشابورى، كفرى تربتى، ظهورى ترشيزى، ملك قمى، شكيبى اصفهانى، انيسى شاملو، سنجر كاشانى، طالب آملى و تعدادى ديگر به هند كوچيده و در همان سرزمين ديده از جهان پوشيده اند. گذشته از اينان، كسانى بوده اند كه ميان دو كشور رفت وآمد مى كرده اند، مانند حكيم ركنا و شاپور طهرانى، يا شعرايى چون طائب كه چندسال درآن ديار گذرانده و به وطن بازگشته اند.
نوآورى سخن سرايان ايرانى چون جاى براى خود بازكرد و موردتوجه سلاطين و امراى هند قرارگرفت، شعراى هندى تبار نيز به پيروى از آنان به همان طرز سخن گفتند.»
قهرمان معتقداست: «گذشته از صنايعى كه لازمه شعر است، شاعر اين سبك از اصطلاحات رايج در زبان روز و نيز اعتقادات عامه هم بهره مى گيرد. شعر در دوران صفويه از دربار دور شد و به ميان توده مردم رفت و همين امر سبب گرديد كه امور «روزمره» وارد شعر شود. استفاده هوشمندانه و درست و درحد اعتدال از اصطلاحات رايج در زبان روز برغناى زبان شعرى مى افزايد. ولى برخى از اين اصطلاحات قبول عام نمى يابند و يا به عللى پس از چندى از يادها مى روند، آنچنان كه براى دريافتن معنى آنها بايد به كتب لغت مراجعه كرد، اگرچه احتمال دست خالى بازگشتن بسيار است. در مقابل، بعضى اصطلاحات كه در شعر آن دوره آمده ولى معناى آنها فراموش شده است، هنوز هم در محاورات به كار مى رود.
به عنوان مثال، ما معنى دقيق «طوق لعنت» را نمى دانيم و در فرهنگها نيز نشانى از آن نمى يابيم.»
محمد قهرمان در انجمن ادبى ۸۰ ساله «فرخ» در مشهد حضورى پررنگ داشته و جلسات شعر خوانى او نيز محفل گرم ادب دوستان و شاعران جوان بوده است.
دكتر محمدرضا راشد محصل درباره شعر قهرمان مى گويد: «در شعر قهرمان به لحاظ بيان احساسات طبيعى شاعر، مى توان تصويرسازى كرد و با آن تصوير پا به پاى شعر حركت كرد. در عصر امروز كمتر شاعرى را مى توان يافت كه به اين صراحت و سادگى و همراه با غناى ادبى و پختگى شعر بگويد، به نحوى كه مخاطبان زيادى را نيز بتواند جذب خود كند.»
وى افزود: «به نظر مى رسد روانى شعر قهرمان به لحاظ تجربه تمام صحنه ها و احساساتى است كه او در شعرهايش آورده است، ضمن اين كه نگاه وى به موضوعات و طبيعت پيرامون، تجربه هاى شخصى وى از حوادث و احساسات شخصى و چگونه تصويركردن اين احساسات در شعرهاى او كم نظير است.»
محمدرضا خسروى درباره محمدقهرمان مى گويد: «محمد قهرمان، «شعرمحلى استاد قهرمان» را دست مايه سخنرانى خود قرار داد و استاد محمد قهرمان با سرودن شعرهاى محلى درحقيقت توانست زمينه هاى ماندگارى گويش تربتى را كه لهجه و گويش مادرى اوست، آماده سازد. گشاده دستى و تبحر استاد قهرمان در استفاده از لهجه محلى خود براى شعرهايش بى بديل است. سرودن شعر محلى به لحاظ نامأنوس بودن و صيقل ناخوردگى واژه ها بسيار مشكل است كه قهرمان به دليل آشنايى با واژه ها توانسته است از پس كار به خوبى برآيد، ضمن اين كه استفاده از واژگان غبارگرفته و زنده كردن واژه هاى خوش تراش از ياد رفته محلى نيز از ويژگى هاى برجسته شعر قهرمان است.»
استاد محمدرضا شفيعى كدكنى كه آشنايى ديرينى با محمد قهرمان دارد از محمد قهرمان به عنوان فرد اكمل و اول در لهجه خراسانى ياد مى كند و مى گويد: «دراين خصوص حتى مرحوم ملك الشعرا بهار آن خصوصيت يك شاعر محلى را به صورت كامل، آن گونه كه قهرمان دارد، ندارد. درباره تحقيقات ادبى درباره سبك اصفهانى نيز بعد از شادروان اميرى فيروزكوهى و گلچين معانى، هيچكس جز قهرمان نتوانسته است به اين پهنه گسترده خدمت كند.» اين سخنان را شفيعى كدكنى در مراسم نكوداشت قهرمان گفت و در همين مراسم، كتاب هاى «پردگيان خيال» (ارج نامه محمد قهرمان)، «حاصل عمر» (مجموعه شعرهاى محمد قهرمان) و «شناخت نامه محمد قهرمان» نيز رونمايى شد. همزمان با آيين نكوداشت قهرمان در مشهد، يك لوح فشرده از اشعار محلى اين بومى سراى نامدار خراسانى، با صداى خود اودردست چا پ ا ست .به راستى كه سبك هندى در شعر فارسى را اين روزها و سالها، محمدقهرمان به تنهايى پاس داشته و اعتبار بخشيده و شعرا و بازتاب بخشى از سنت شاعرانگى ايرانى و پاسداشت او اعتباربخشى به بخشى از فرهنگ وسيع زبان پارسى است.
ادامه عکس های مراسم نکوداشت استاد محمد قهرمان
استاد محمد قهرمان

استاد محمد رضا خسروی
استاد عثمان محمد پرست
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 23:10  توسط کاظم خطیبی
|