تبليغاتX
شهرستان تربت حیدریه
در باره شهرستان تربت حیدریه
 

 میدان یاد بود ورودی از جنوب تربت حیدریه

 

 

 

 باغ ملی تربت حیدریه

 

 

 

مزار قطب الدین حیدر

 

 

 برای دیدن عکسها بصورت بزرگتر روی آن کلیک کنید

   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

   

 عکسهای خارج از شهر

 

 دشت رخ تربت حيدريه

 دشت رخ تربت حيدريه

 

مزارع دشت رخ تربت حيدريه

 

 

پشم چینی

جاده

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 22:29  توسط کاظم خطیبی  | 

 

 

 

 

 

   

 

 

 كليات

اين سد در 25 كيلومتري شهرستان تربت حيدريه بر روي رودخانه كال سالار قرار دارد.

مشخصات سد

اين سد از نوع خاكي – سنگريزه أي با هسته رسي، با طول تاج 887 متر ، حجم كل مخزن 72 ميليون متر مكعب و حجم مفيد 66.67 ميليون متر مكعب در تراز نرمال مي باشد. ارتفاع سد از پي 61 متر و عرض تاج 11 متر است. تراز آستانه سرريز 75/1249 و تراز تاج سد 75/1255 متر از سطح دريا مي باشد. حجم بدنه 5/20 ميليون متر مكعب است.

 

زمين شناسي

سازنده زمين شناسي ساختگاه سد از نوع رسوبي بوده و شامل آهك، مارن و رس مي باشد.

مشخصات سازه هاي جنبي

نوع سرريز سه طرفه آزاد مي باشد و دبي حداكثر تخليه سيلاب طراحي آن 3560 متر مكعب بر ثانيه (سيل 10000 ساله) مي باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 14:21  توسط کاظم خطیبی  | 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

با ا ستفاده از سایت اختصاصی تربت حیدریه عکس ها درج شده است

خانم کریمی در این مورد زحمات فراوانی را متحمل شده اند

لازم است از سرکار خانم کریمی با توجه بتخصصشان سپاسگزاری نمایم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 13:2  توسط کاظم خطیبی  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

كانسار طلا ي زرمهر:


   موقعيت جغرافيايي: محدوده مورد مطالعه در طول جغرافيايي 53 درجه و در عرض 22 درجه و در جنوب شرقي ورقه 1:100000 فيض آباد و 40 كيلومتري شرق شهرستان كاشمر در مسير جاده كاشمر به تربت حيدريه واقع شده است. كانسار كوه زر تربت حيدريه ناحيه كوه زر در فاصله 33كيلومتري غرب تربت‌حيدريه، جنوب روستاي فديهه واقع شده است . قله كوه زر با ارتفاع 1630متر بلندترين نقطه اين منطقه و اختلاف ارتفاع بين
پايين‌ترين و بالاترين نقطه 300متر است . نزديكترين روستا به منطقه روستاي فديهه بوده كه داراي امكانات برق و تلفن نيز مي‌باشد. كوتاهترين راه دسترسي به منطقه كوه زر از طريق جاده آسفالته تربت حيدريه – بايگ – فديهه است. شهر بايگ در فاصله 22 كيلومتري و روستاي فديهه در فاصله 38 كيلومتري جاده آسفالته درجه دو تربت حيدريه – بايگ – فديهه واقع شده است. تعدادي راه مواسلاتي خاكي از روستاي فديهه تا نقاط مختلف داخل محدوده اكتشافي وجود دارد.
  


نمايي از روستاي فديهه و بخش شمالي کانسار

غار يا اتاقک استخراج شده
    پيشينه معدنكاري:بر اساس بررسيها و گزارشات باستان شناسان و گروه باستان شناسان ميراث فرهنگي خراسان چنين استنباط شده كه در ايام بسيار قديم عمليات اكتشافي و معدني در اين محدوده انجام شده است به گونه‌اي كه برخي سابقه معدنكاري در اين منطقه را قبل از ميلاد مسيح تا قرن هفتم هجري برآورد كرده‌اند. همچنين وجود و وفور آثار معدنكاري شدادي شامل حفريات معدني قديمي (تونل‌ها، ترانشه‌ها و فضاهاي استخراج شده)، سرباره‌هاي ذوب و باقيمانده آسياب‌هاي سنگي شواهد ديگري بر اين مدعاست كه در زمانهاي قديم، استخراج، استحصال و ذوب طلا در منطقه رايج بوده است. بعضي اسامي جغرافيايي كه اشاره به وجود كاني‌سازي طلا و معدنكاري قديمي دارند نيز جالب توجه است از آن جمله مي‌توان به نامهايي نظير قله كوه زر و كال زر در داخل محدوده كانسار طلا، روستاي زرمهر در فاصله 18 كيلومتري جنوب شرق روستاي فديهه و كال زرنوخ در حدود 20 كيلومتري جنوب روستاي زرمهر اشاره نمود.
   حجم عمليات معدنكاري شدادي با توجه به سختي سنگهاي معدني منطقه، كم نظير و تحسين‌برانگيز است. اين حفريات در محل زون‌هاي باريك كاني‌سازي بصورت شكاف و شبه تونل و در محل زون‌هاي عريض كاني‌سازي به شكل اتاقكهاي كوچك و بزرگ، تونل و چاهك مي‌باشند. ساكنين روستاي فديهه به اين حفريات معدني، مس‌كن مي‌گويند. اين در حالي است كه شواهد ژئوشيميايي رسوب آبراهه‌اي و زمين‌شناسي مبني بر كاني‌سازي غني از مس در اكثر زونهاي كاني‌سازي وجود ندارد و روشن است كه هدف اصلي اين معدنكاري شدادي طلا بوده است. اكثر اين حفريات شدادي داراي اسامي محلي هستند مانند: غار كفتري، چاك عليرضا، غار صالحه و…
  
  

 


 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 17:55  توسط کاظم خطیبی  | 

 

 

 

 

 

 

مدرسه دارالفنون

آدرس: خيابان ناصرخسرو
سنگ بناي اين ساختمان به فرمان اميركبيردرشمال ارگ سلطنتي نهاده شد.دارالفنون كه هم اكنون در خيابان ناصرخسرو واقع و غير فعال است‌ اولين مركز كالج مانند ايران بود . نقشه دارالفنون توسط ميرزا رضاي مهندس،كه دزمان عباس ميرزا ،وليعهد فتح علي شاه،براي تحصيل به انگليس رفته بود،تهيه و در اوايل سال 1266 ق به سرپرستي محمد تقي خان معمار باشي ساخته شد. چهارطرف حياط مدرسه را پنجاه اتاق احاطه كرده ودربرابر آن ها ايواني گسترده است.نخستين در ورودي مدرسه به سوي خيابان ارگ بودودركنوني كه درخيابان ناسرخسرو است بعدها ساخته شد.
    اولين معلمان دارالفنون اتباع فرانسه‌، اتريش‌، ارمنستان و ايتاليا بودند. دارالفنون روز پنجم ربيع الاول سال1268يعني 13 روز قبل از قتل امير، به طور رسمي گشايش يافت‌.
    بناي دارالفنون تا چند سال پيش، به عنوان دبيرستان‌، دانش آموزاني را روانه دانشگاه‌ها مي‌كرد اما هم اكنون بسته است و تحت نظارت ميراث فرهنگي قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

كاخ صاحبقرانيه

ميان باغي وسيع در يكي از كاخ هاي مجموعه نياوران، در شمال شرقي تهران، ساختماني قرار دارد كه قديمي‌ترين كاخ اين مجموعه است و تاريخ ساخت آن به عهد فتح علي شاه مربوط مي‌شود. علاوه بر حوض خانه و كرسي خانه بي‌مانند صاحب قرانيه از تالارهاي مهم آن مي‌توان جهان‌نما و آيينه را نيز نام برد كه با تابلوهاي نقاشي گران بها و اشياي بسيار نفيس تزيين شده‌اند. اين كاخ اكنون تنها براي بازديد مهمانان رسمي باز است. سريال هاي تلويزيوني ميرزا كوچك‌خان و اميركبير و فيلم هاي سينمايي شازده احتجاب، سلطان صاحب قران، دلشدگان و كمال‌الملك در اين كاخ فيلم برداري شده‌اند.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 


 

 

 

شمس العماره

ناصرالدين شاه در سفر اروپا به ساخت بناهايي هم‌چون برج‌هاي اروپايي تمايل پيدا كرد. به اين ترتيب‌، به دستور او، بناي مرتفعي ساختند تا خود و زنانش بتوانند منظره شهر تهران و دورنماي آن را تماشا كنند. بناي شمس‌العماره توسط دوست‌علي‌خان نظام‌الدوله معيرالممالك در سمت شرقي ارگ سلطنتي طي دو سال ساخته شد و تاريخ اتمام آن سال1284 ق است‌.
    شمس‌العماره از لحاظ ارتفاع و تقسيم بندي طبقات مانند بناهاي غربي است‌، اما تزيين و آرايش داخلي و خارجي بنا ايراني و در آن از سازه‌هاي سنتي استفاده شده است‌.
    طرح و نقشه شمس العماره از معير الممالك و معماري آن با استاد علي محمد كاشي بوده است‌. اين عمارت با تالار آينه و ستون‌هاي بلند بزرگ مرمرين و راه پله‌ها و دو برج و يك مهتابي‌، از جمله بناهاي عالي آن زمان به حساب مي آ يد.
    در اين عمارت همه اسباب و اشياي‌، بسيار نفيس است و هم‌چنين ساعت بزرگي در بالاي اين عمارت موجود است كه در قديم صداي زنگ آن در اكثر مواقع شنيده مي‌شد. اين بنا پنج طبقه است و امروزه تنها طبقه اول و اصلي آن قابل بازديداست‌.
    شمس العماره هم از نظر نقشه و شكل ظاهري و آرايش داخلي و آينه كاري‌ها و نقاشي‌ها و گچ‌بري‌ها و ازاره‌ها و ديوار و سقف‌هاي آن و هم از حيث نمايش شيوه‌هاي مختلف و متنوع تزيينات داخلي بناها، در ايران بي نظير است و در واقع نمونه‌اي كامل از معماري و تزيينات داخلي آن دوره از تاريخ ايران به حساب مي آيد. براي ساخت و تزيين بنا در آن زمان بالغ بر 40 هزار تومان خرج شده است‌.
    نماي بيروني داراي كاشي‌كاري‌هاي منحصر به فرد و هر ديوار داراي طرح و رنگ آميزي خاصي است‌. در اين كاشي كاري‌ها بيش‌تر از رنگ‌هاي زرد و سياه استفاده شده است كه شاخصه رنگ‌هاي جديد كاشي كاري در اين دوران است‌. هر چند اين بنا مشابه كاخ عالي قاپوي اصفهان است‌،اما شمس‌العماره اولين كاخ به سبك اروپايي در ايران‌است‌.
    شمس‌العماره به معناي خورشيد عمارت‌هاي سلطنتي است كه در واقع به دليل ويژگي‌هاي منحصر به فرد و پنج طبقه بودنش‌، اولين ساختمان بلند در آن زمان به حساب مي آيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 17:44  توسط کاظم خطیبی  | 


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
: شهر ري‌، جاده ورامين
آتشكده ري و تپه ميل، در جاده ورامين و در نزديكي روستاي قلعه‌نو، برفراز تپه‌اي موسوم به تپه ميل قرار دارد.
    قدمت اين آتشكده عظيم به بيش از 2000 سال قبل باز مي‌گردد. مساحت كل تپه و آتشكده بالغ بر 2000 متر مربع است‌. اين آتشكده پيش از اين‌ داراي چهار طاق بزرگ به ارتفاع 20 متر بوده كه هر يك بر سه پايه استوار بوده است‌. اما درحال حاضردو طاق به طور كامل تخريب شده و دو طاق ديگر استوار مانده است‌. ارتفاع تپه و آتشكده بالغ بر 300 متر است‌. قسمت وسيعي از بناي آتشكده تاچندي قبل در زير خاك مدفون بود كه اخيراً ،توسط باستان شناسان، شناسايي و از زير خاك بيرون آورده شده است‌. اين بخش از ساختمان كه شامل دهليزها و راهروهاي تو در تو است‌ توسط راهرويي زير زميني به منتهي اليه غربي بنا، كه همانا ضلع غربي تپه نيز محسوب مي‌شود، متصل مي‌گردد. تعداد زياد سفالينه‌ها و ستون‌هاي به دست آمده از اين مكان بيانگر اهميت،ابهت و ارزش بسزاي آن در دوران ايران باستان است‌.
    بر طبق روايات‌، اين آتشكده يكي از مهم‌ترين آتشكده‌هاي ايران بوده كه احتمالاً توسط اسكندر مقدوني تخريب شده است‌.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 17:31  توسط کاظم خطیبی  | 

خلاصه: موقعيت جغرافيائي خواف ـ روستاهاي بخش خواف و تعداد آسياب‌هاي بادي در آنها ـ بادهايي كه در منطقه خواف مي‌وزد ـ اصطلاحات و مفاهيم قسمتهاي مختلف يك آسياب ـ تهيه سنگهاي آسيا ـ طريقه كار و از كار انداختن آسيا.

آس بادهاي خواف

بقراط نادري

(سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران)

اختراع فرزند نياز است و برتري بشر به ساير مخلوقات در اين نكته است كه ميتواند ابزار ساز باشد و احتياجات خود را بوسيلة ايجاد وسايل مرتفع نمايد … در روزگار گذشته در زمان و مكاني نه چندان دور با شكفتن نيازي كه در زندگي روزمره وجودش احساس ميشد ثمري ببار آمد كه جوابگوي اين خواسته روزانه شد و يك بار ديگر بشر در جدال تن به تن  با طبيعت پيروز شد و اين نيروي لايزال را به نفع خود بكار گمارد.

اين نياز چه بود…؟ و آن كدام بشر بود و در كدامين مكان بود كه توانست طبيعت را به بازي بگيرد، رام سازد و از آن بهره برداري كند؟

اين ابتدائي ترين و مهمترين نياز بشر بود … ‹‹ نان›› و براي تهيه آرد، لازم بود تا دانه هاي طلائي گندم به نرمي خرد شود و براي اينكار مردمان سخت كوش خراسان از باد كمك  گرفتند و با ساختن و بكار انداختن آسياها به منظور خود دست يافتند.

زمان ساختمان و استفاده از اين نوع آسياهاي بادي هنوز كاملا" مشخص نيست، ولي آنچه مسلم است، اين آسياها قرنها مورد بهره برداري بوده است.

عكسي از نماي كلي داخل آسيا

آسياهاي بادي را در نقاط مختلف ايران نميتوان ديد، زيرا كه چرخش اين آسياها مستلزم وجود بادهاي قوي و مداوم و طولاني است و خوشبختانه خواف اين شرايط لازم را داراست و سالها و قرنها موقعيت جغرافيائي خود را در خدمت گرفته، ولي با پيدايش آسياهاي ماشيني كه در اين منطقه از آن بعنوان آسياي آتشين ياد ميكنند، آسياهاي بادي بدست فراموشي سپرده ميشوند و روز بروز از تعداد آنها كمتر وشايد روزي نه آنقدر دور ماشين جايگزين آن خواهد شد. در حال حاضر در بعضي از روستاهاي خواف از وجود آسياهاي بادي استفاده ميكنند در حاليكه از چندين آسياي كنار هم شايد فقط يكي دو عدد آنها كار ميكنند و بقيه تنها ياد آور روزگار آبادي و بهره دهي ميباشد و زنده كننده تأثري عميق از انهدام آنها كه نشانة لطف طبيعت و توجه و بهره برداري بموقع بشر بوده است.

موقعيت جغرافيائي خواف:

بخشي است در جنوب شرقي مشهد، فاصله آن از تايباد كه در شرق آن قرار دارد 65 كيلومتر و تا تربت حيدريه كه در سمت غربي آن واقع است 122 كيلومتر و از جنوب غربي به قاين و از شمال شرقي به تربت جام محدود است.

بخش خواف و روستاهاي اطراف آن از قديمترين ايام از وجود اين آسياها استفاده ميكرده است ، و همانطور كه قبلا" ذكر شد، بواقع كسي نميداند كه پايه هاي اوليه اين نوع آسياهاي بادي از چه زماني شروع شده است، قرنها پيش از آنها استفاده ميشده و اين شيوه طي ساليان دراز همچنان مورد استفاده بوده است و هيچگونه تغيير يا تحولي در ساختمان اساسي آنها داده نشده است ولي متأسفانه همانطور كه ذكر شد ماشين بر روي اين شيوة سنتي بي اثر نبوده و آنها را به نابودي كشانده است، در بسيار از روستاهاي بخش خواف كم و بيش آسياي بادي وجود دارد كه از آنجمله ميتوان ياد كرد:

            اني كتاب از روز تأليف تا قريب هفت قرن (تا اواسط قرن هفدهم ميلادي) در اروپا و تاكنون در مشرق‌زمين مورد نظر طالبان علم طب و جزو كتب درسي اغلب در مشرق‌زمين مورد نظر طالبان علم طب و جزو كتب درسي اغلب دارالعلم‌ها بوده است.

            دراهميت قانون به طور مجمل بايد گفت كه چاپها و ترجمه‌ها و حواشي و تعليقات و شروح و تلخيصهائي كه برآن نوشته شده بسيار زياد است و همين موضوع مبين اهميت و ارزش جهاني آن است كه طي اين سلسله مقالات خواهد آمد.

            آنطور كه از رساله سرگذشت مستفاد ميگردد شيخ قسمت اول قانون (كتاب اول در كليات) را در جرجان (درحدود سال 403 هجري قمري = 13ر1012 ميلادي) و قسمتي را در ري (درحدود سال 405 هجري قمري = 15ر1014 ميلادي) و بقيه درهمدان (بين سالهاي 405 و 414 هجري قمري = 24ر1023 = 1014 ميلادي) تصنيف كرده و به گفته گوزگاني شيخ قانون را به شاگردانش تعليم ميداده است.

عكشي از ماكت تهيه شده در دفتر فني خراسان توسط آقاي داريوش اعظم، مهندس معماري داخلي و همكاري سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران

عكسي از قسمت پشت آسيا كه وضعيت ني باد، درباد، و دريچه ورودي باد را نشان مي دهد.

الف: خواف – داراي 22 آسياي بادي در دو رديف 11 تائي، كه زماني همه آنها كار ميكرده است ولي در حال حاضر فقط 3 عدد آنها قابل استفاده اند كه البته بصورت مدام از آنها بهره برداري نميشود.

ب: خر گرد- در 4 كيلومتري جنوب خواف داراي 13 واحد آسيا كه فعلا" 2 يا 3 واحد آنها كار ميكنند.

ج: لاج – در 2 كيلومتري تغرب خواف داراي 3 واحد آسيا كه فقط يكي از آنها كار ميكند.

د: برآباد – در 20 كيلومتري جنوب خواف داراي 18 آسياي بادي كه خوشبختانه بجز 2 عدد، بقيه مورد بهره برداري قرار ميگيرد.

ص: تيزاب- در 6 كيلومتري جنوب خواف، داراي چندين آسياي بادي بوده، كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند.

عكسي از وضعيت آسياهاي بادي در بخش خواف

عكسي از وضعيت پره ها و نمائي از قسمت بيروني آسيا

ط: مهر آباد – در 10 كيلومتري جنوب خواف، داراي چندين آسياي بادي بوده، كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند.

ل: شنگان – در 22 كيلومتري جنوب خواف داراي چندين آسياي بادي بوده، كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند.

م: نيشتفان – در 18 كيلومتري جنوب خواف، داراي چندين آسياي بادي بوده كه اكثر آنها در حال حاضر از كار افتاده اند.

آنچه مسلم است، اينست كه بجز روستاهاي ذكر شده بسياري ديگر از روستاهاي اطراف داراي چنين آسياهائي هستند و تعداد آنها نسبتا" زياد بوده است ولي شرايط زمان استفاده از آنها را بفراموشي سپرده است.

منطقه خواف اصولا" منطقه اي بادخيز است و از سه سمت، شمال، جنوب، شرق مسير بادهاي گوناگون ميباشد و بديهي است كه از وجود اينگونه آسياها فقط در مناطقي ميشود بهره برداري نمود كه بادخيز بوده و قدرت باد بحدي باشد كه بتواند آسياهاي سنگين و عظيم را بچرخش در بياورد، بلكه ميبايست باد بصورت مداوم بوزد. خوشبختانه وزش بادهاي اين منطقه زماني شروع ميشود كه محصول گندم دست داده و آماده آرد شدن است، بادهائي كه از اين منطقه ميوزد عبارتند از:

الف: باد نيشابور (باد شمال) – كه از سمت نيشابور باين منطقه جريان دارد كه قدرت زيادي براي حركت و چرخش آسياها بندارد و از طرفي بصورت مداوم نميوزد، و از طرف ديگر بايد متذكر شد كه موقعيت ساختماني آسياها طوري است كه دريچه ورود باد از سمت شرق تعبيه شده، باد نيشابور را در شهر نيشابور بنام باد سبزوار و در سبزوار آن را بنام باد چه چه مينامند.

يكي از كشاورزان در حال كوبيدن كاجره (گندم از پوست خارج نشده) بوسيله كاجر كوب در مقابل دريچه باد

طرز قرار گرفتن چوب موشته (مشته) بر روي مش تخت را نشان ميدهد – از قسمت زيرين سنگ آسيا

ب: باد هرات يا فره فره (باد جنوب) – كه از منطقه جنوب جريان دارد و آن نيز مداوم نبوده و قدرت چنداني ندارد.

ج: باد كوه : كه از سمت شرق باين منطقه ميوزد و همان بادي است كه مشهور به باد 120 روزه سيستان است، و بقول اهالي اين منطقه زمان شروع باد كوه از اواسط فصل بهار است. و تا اوايل پائيز ادامه دارد، و با قدرتي بسيار زياد و مداوم وشبانه روزي ميوزد و اين تنها بادي است كه ميتواند آسياها را با سرعتي بسيار بچرخش در آورد و مردم ميتوانند تمامي گندم هاي خود را آرد نمايند، وجه تسميه اين باد بخاطر وزيدن آن از سمت كوههائي است كه در شرق اين منطقه واقع است.

قبل از اينكه عمل كردن آسيا و قسمتهاي مختلف آن را توضيح دهم، لازم ميدانم قبلا" راجع به مفاهيم لغات و اصطلاحاتي كه مردم محلي در مورد آسيا بكار ميبرند شرحي مختصر دهم، تا خوانندگان عزيز، هنگام مطالعه دچار اشكالي نگردند و مفاهيم برايشان مجهول نباشد.

1: پل Pol- عبارتست از چوبهائي كه با زدن شاخ و برگ آن حالت درختي خود را از دست ميدهند و بصورت الوار در ميآيند.

2: سر پل – خر پل Sar-Pol- عبارتست از تير چوبي بصورت تخت با عرض تقريبي 45 سانتيمتر و طول 4 متر و ضخامت 30 سانتيمتر بصورت يكپارچه وتخت كه از دو طرف به ديوارهاي آسيا تكيه دارد و در قسمت وسط با محور چوبي آسيا متصل است و عمل كردن آن جلوگيري از حركات جانبي ‹‹ تير پل›› ميشود.

3: تير پل Tir-Pol- با طول 8 متر و قطر 35 و با محيط 101 سانتيمتر بصورت مدور ساخته ميشود، قطر تير پل در قسمت بالا و پائين يكسان است و چون يافتن درختي با چنين ابعادي امكان ندارد، از اين نظر از سه قسمت تشكيل شده كه بهنگام ساختن، آن را در محل اتصال بهم بصورت نر وماده يا قفل وبست درآودره اند وگوه اتصالي از وسط آن عبور داده تا باينوسيله مانع حركات جانبي و احتمالا" در رفتگي ناشي از فشار حاصله از باد شود، جنس چوب تير پل و  خر پل از چوب كاج است كه مردمي بومي از آن بعنوان ‹‹ ناجو›› نام ميبرند.

3: بازو – باهو : چوبهائي هستند بطول 175 سانتيمتر و بقطر و عرض 7 سانتيمتر كه سر آن به ‹‹ پرها›› و انتهايش ته تير پل متصل است و در حقيقت رابط بين تير پل و ‹‹ پرها›› است و نيروي چرخش پره ها ناشي از باد را به تير پل منتقل نموده و باعث چرخش تير پل ميگردد. هر پره داراي 6 تا 7 بازو است براي توضيح بيشتر اينكه طرز كار گذاشتن بازوها در محل اتصال به تير پل طوري كار شده كه هم مانع شكستن تير پل ميشود وهم استحكام و مقاومت بيشتر تير پل را فراهم ميسازد.

مقطع تير پل

 

عكسي از جزئيات ماكت آسياي بادي، كه توسط آقاي داريوش اعظم، مهندس معماري داخلي با همكاري دفتر فني سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران در خراسان ساخته شده است

تعدادي از آسياهاي بادي بخش خواف كه تمامي آنها بجز يكي يا دو عدد از كار افتاده و فراموش شده است

عكسي از پرده ها و وضع قرار گرفتن، پره ها، پشتيبان، بازوها و خر پل و سره پل

5: پر – چوبهائي با عرض 14 و ضخامت 1 سانتيمتر (علت كم بودن ضخامت پره ها بي علت نبوده و منظور بسك نمودن پره ها بوده كه در اثر وزش باد تابستاني بچرخش درآيد) و طول تقريبي 6 متر، تعداد پره ها درهر پره 4 يا 5 عدد است، عرض پره ها باندازه دريچه ورودي باد ميباشد.

6: پشتيبان- چوبهائي بطول 74 و عرض 6 و قطر 1 سانتيمتر كه بوسيله ميخ، درست در پشت محل اتصال بازوها به پره ها كوبيده ميشده وهدف اتصال و استحكام بيشتر بجهت جدا نشدن بازوها از پره ها بوده است.

7: چوب دو شاخ – چوبي با ارتفاع 140 سانتيمتر و قطر 7 تا 10 سانتيمتر كه انتهاي آن بصورت دو شاخه است، عمل كرد اين چوب هنگامي است كه بخواهند آسيا را متوقف سازند.

8: ني باد، عبارتست از ني هاي بافته شده بهم همچون حصير كه عمل كرد آن هنگاميست كه بخواهند آسيا را متوقف سازند.

9: درگاه – فواصل بين پره ها را گويند، و فواصل آن 62 سانتيمتر ميباشد و براي اينكه پره ها در اثر وزش شديد باد احتمالا" واژگون نشود بوسيله سيم يا طناب بصورت ضرب در آنها را مهار و بهم اتصال ميدهند.

10: پر خو گندم – پر خو نمك – Parkho – در داخل آسيا و در كنار سنگهاي آن محلي تعبيه شده كه از دو قسمت تشكيل شده است: قسمت بالا مخزن گندم و قسمت پائين محل ريختن نمك ميباشد كه بوسيله دريچه اي از طريق ناودان به گلوگاه سنگ آسيا وارد ميشوند.

11: توره – فلزي شبيه به دم چلچه يا پاپيون با 36 تا 50 سانتي متر طول، عرض آن در باريكترين قسمت (كه وسط توره است) 6 تا 7 سانتي متر و در پهن ترين آن 10 تا 12 سانتيمتر، و قطر آن در باريكترين قسمت 2 سانتيمتر و در پهن ترين قسمت 12 سانتيمتر ميباش، و ميله اي قطور و فلزي كه در انتهاي تير پل تعبيه شده و انتهايش بصورت دو شاخه است و درست در وسط توره قرار ميگيرد كه با چرخش تير پل و ميله انتهائيش، باعث چرخش توره و بالنتيجه باعث گردش سنگ روئي آسيا ميشود.

12: ناودان – چوبي است با قطر 12 تا 15 سانتيمتر بطول 60 تا 70 سانتيمتر (كه البته طول ناودان چندان اهميتي ندارد چرا كه با تعبيه نمودن پرخو نمك و پرخو گندم با اندكي عقب وجلو، طول ناودان كم يا زياد مي شود) كه داخل آن را گود نموده اند كه سر ناودان در داخل پرخو نمك و پرخو گندم و سر ديگر آن بصورت مايل و شيب دار كه گندم و نمك را به گلوگاه آسيا هدايت ميكند.

13: لك لكه Lak-Lake چوبي است بطول 40 تا 50 سانتيمتر با قطر 5 الي 6 سانتيمتر كه يك سر آن به ناودان بسته شده و سر ديگر آن بصورت آزاد بر روي سنگ آسيا قرار دارد.

14: دانه كش- چوبهائي با قطر 2 سانتيمتر و با طول 10 الي 12 سانتيمتر كه بآنها نخي بسته شده و توسط ميخي در نزديكي ناودان بديوار كوبيده شده اند. زمانيكه بخواهند از ورود بيشتر گندم از طرق ناودان بداخل گلوگاه سنگ جلوگيري نمايند، با قرار دادن چند دانه كش در ناودان مانع ورود بيشتر گندم به داخل گلوگاه ميشوند يا بعبارت ديگر مانعي است در مقابل جريان گندم به گلوگاه سنگ آسيا.

15: چوب موشته – چوبي محكم ومخروطي شكل از چوب ‹‹سرون›› S a ron و ‹‹ بنوش›› Benosh كه اسامي محلي دو درخت است، ارتفاع موشته 40 الي 50 سانتيمتر است و قطر آن در باريكترين قسمت آن 3 تا 4 سانتيمتر ودر پهن ترين آن 13 تا 15 سانتيمتر ميباشد، انتهاي چوب موشته بر روي قطعه چوب مكعبي شكلي كه وسط آن را باندازه تكيه گاه چوب موشته گود نموده اند قرار دارد، با بدينوسيله از حركات جانبي يا در رفتگي چوب موشته جلوگيري نمايند. بر زير چوب مذكور قطعه چوب مكعلي ديگري كه داراي سطح اتكاء بيشتري است قرار داده اند تا عدم حركت چوب موشته را تضمين نموده باشند، كه هنگي بر روي شو تخت تكيه دارد، و ابتداي آن از قسمت ريزش سنگ آسيا گذشته و به وسط توره (كه داراي فرو رفتگي كه بهمين منظور تعبيه شده است) متصل است.

16: شو تخت – (ش تخت) در حقيقت تكيه گاهي چوبس است با طول تقريبي 2 متر وعرض 30 سانتيمتر و بقطر 4 سانتيمتر كه سر آن در داخل فرورفتگي زير سنگ زيرين آسيا كه بهمين منظور تعبيه شده قرار دارد و انتهايش بر روي اهرم چوبي متكي است.

17: وركش (تلم) – اهرمي چوبي است، كه شو تخت بر روي آن قرار دارد و با قرار دادن چوبي در زير آن حالت اهرمي را بوجود ميآورد.

18: آغاز چوبي – در حقيقت همان ‹‹ گاز›› چوبي است.

19: در باد – كانالي است بطول و عرض 50*50 كه از پشت آسيا در مسير باد تعبيه شده است، اين كانال تا داخل آسيا تا مكاني كه بخواهند گندم را از پوسته خود جدا سازند ادامه مي يابد.

20: شش در گلو – اصطلاحي است كه اهالي درمورد قطر (دو برابر شعاع) سنگ آسيا بكار ميبرند، مثلا" اگر كسي بپرستد كه قطر آن چقدر است ميگويند ‹‹ شش در گلو›› است يعني از هر دو طرف تا گلوگاه، شش وجب است.

21: آجينه – همان تيشه است، البته تيشه مخصوصي كه بوسيله آن سنگ آسيا را پس از جدا نمودن از كوه پرداخت ميكنند.

22: كاجره (كاه جره) – عبارتست از گندمي كه هنوز از پوست جدا نشده است.

23: كاجره كوب – وسيله اي چوبي شبيه به گوشتكوب دراندازه اي بزرگتر براي كوبيدن گندمي كه هنوز از پوست خارج نشده باشد.

24: ناجو – همان درخت كاج است كه اهالي آن را ‹‹ ناجو›› مينامند، جنس تير پل و سر پل از همين درخت است.

25: سرون Saron- بنوش Benosh- نام دو درخت بنام هاي محلي كه داراي استحكام بيشتري است، و چون موشته از همين دو درخت ساخته ميشود شايد همان درخت ‹‹سرو›› و ‹‹زبان گنجشك›› باشد.

تهيه سنگهاي آسيا:

سنگهاي آسيا در منطقه خواف را از منطقه اي صخره اي نزديك قلعه نيشتفان كه در 18 كيلومتري جنوب خواف قرار دارد تهيه ميكنند، و عده اي متخصص فن در اين محل سكونت دارند وكارشان فقط تهيه سنگهاي آسيا است. اصولا" سنگهاي آسيا را بسته به كاركرد آنها تعويض مينمايند و زمانيكه ضخامت سنگهاي آسيا به 10 الي 15 سانتيمتر برسد، موقع تعويض آن فرا رسيده است قطر سنگهاي آسيا حدود 35 تا 40 سانتيمتر است ولي بيشتر اوقات ضخامت آن بخاطر عدم تعويض آن است، چرا كه سنگ زيرين بعلت عدم تحرك و چرخش، فرسايش كمتري دارد و بنابر اين عمر آن سنگ روئي آسيا همانطور كه ذكر شد بنابه كاركرد آن و نازك شدنش تعويض ميشود ولي اصولا" آنها را حداقل 5 و حداكثر 10 سال پس از شروع كار تعويض مينمايند.

براي تهيه سنگهاي آسيا، استاد كاران قسمتي از صخره را كه صاف و بي رگه باشد، انتخاب نموده و قطر (دو برابر شعال) سگ را مشخص ميكنند و سپس باندازه 30 تا 40 سانتيمتر دور آن را خط مينمايند وبعد با وسايل خاصي كه مخصوص اينكار در اختيار دارند با زحمات فراوان دور آن را گود مينمايند و پس از اتمام آن با كمك چندين نفر از چند طرف بوسيله ديلم و ابزار ديگر آن را از روي صخره جدا ميسازند كه مستلزم چندين روز كار سخت و مداوم است. پس از جدا نمودن سنگ ها به جدا نمودن قسمتهاي اضافي آن و پس از اتمام كار آن را به نقطة مورد نظر حمل و در محل سوار مي كنند و چون سنگهاي پرداخت شده آنطور كه بايد وشايد صاف نيستند و براي مرتفع نمودن اين اشكال، با بكار انداختن آسيا و ريختن شن و خورده سنگ در داخل سنگ و آسيا شدن، تا حدودي سطح زيرين سنگ صاف ميشود، اين عمل را چندين بار تكرار ميكنند، ولي هنوز سنگها آماده بهره برداري نيستند و براي پرداخت بيشتر، اينبار از جو استفاده ميكنند و پس از آن از ارزن استفاده ميشود، اين سلسله مراتب چندين بار متوالي صورت ميپذيرد تا بالاخره سنگهاي آسيا براي آرد نمودن گندم كاملا" مناسب شود و مورد بهره برداري قرار گيرد.

متأسفانه امروزه بعلت آنكه از اين آسياها آنطور كه ميبايست استفاده نميشود و همانطور كه قبلا" ذكر شد در بيشتر روستاها آسياهاي ماشيني جاي آسياهاي بادي را گرفته و از طرفي چون تهيه اين سنگها مستلزم هزينه و وقت زيارد ميباشد و فقط 5 ماه از سال را هم بيشتر نميشود از وجود آسياها استفاده نمايند، و با فراموش شدن آسياهاي بادي و بالنتيجه عدم مراجعه صاحبان آسياها براي تهيه سنگ، استادكاران نيز از حرفه دست كشيده و بكارهاي ديگر اشتغال دارند.

همانطور كه قبلا" گفته شد، موقع بهره دهي اين آسياها حدود 5 ماه از سال و خوشبختانه پس از بازدهي محصول شروع ميشود و بديهي است كه بقيه اوقات سال با گذشتن ني باد و مهار كردن پره ها توسط چوب دو شاخ در حقيقت آنها را تا سال آينده متوقف ميكنند، اصولا" آسياهاي بادي بصورت مجزا ساخته نميشود، بعبارت ديگر تمامي آسياهاي يك روستا در يك محل و در كنار يكديگر با يك طول و عرض و ارتفاع و با يك سيستم ساخته ميشود، اول بخاطر اينكه بادهاي قوي چون باد كوه نتواند ان را منهدم سازد وبهمين خاطر آنها را در كنار يكديگر ميسازند كه در حقيقت يكسطح وسيعي بوجود آودره و يكپارچگي و مقاومت آن را بيشتر كرده اند، دوم بخاطر اينكه مركزيت داشته باشد و در حقيقت محلي است كه كشاورزان در آنجا پس از بازدهي محصول جمع ميشوند و باينوسيله اجتماع كوچكي را براي داد و ستد و فروش گندم و آرد بوجود مي آورند.

وقتي زمان آرد نمودن گندم ها فرا ميرسد و باد كوه (كه همان باد 120 روزه سيستان است كه در اين منطقه به باد كوه مشهور است) شروع ميشود، كشاورزان گندمهائي را كه آماده نموده اند، بنوبت يا برطبق ضوابط محلي به آسيا ميآورند و چون مقداري از گندمها هنوز از پوست خود خارج نشده است، در محلي كه در مقابل دريچه ‹‹ در باد›› بمنظور كوبيدن آنها با ‹‹كاجر كوب›› بجهت جدا نمودن گندم از پوسته تعبيه شده است ميريزند و شروع به كوبيدن آن ميكنند و آنقدر اينكار را ادامه ميدهند كه تقريبا" گندم ها از پوست خود جدا شوند، سپس گندمها را در داخل سرندي نسبتا" بزرگ كه بهمين منظور تهيه شده ميريزند و دريچه در باد را باز مينمايند و باينوسيله جريان باد را بداخل آسيا هدايت ميكنند و با تكان دادن سرند و بالا ريختن گندم  با طريقة خاصي پوسته ها بخاطر سبك بودنشان بعلت وزش بادي كه از دريچه در باد جريان دارد از گندمها جدا شده و به قسمت ديگري ريخته ميشود واحتمالا" سنگهائي كه ممكن است در گندم وجود داشته باشد از سرند گذشته و در پائين جمع ميشود و با اين وسيله كه ساده ترين روش جدا سازي گندم از مواد اضافي است پاكسازي آن صورت ميپذيرد.

پس از اتمام كار، دريچه ي باد را مسدود ميكنند وبعد از آماده شدن گندم ها موقع آرد شدن آنها فرا ميرسد مقداري از گندم ها را در محلي بنام پرخو گندم جاي ميدهند و با ريختن نمك در پرخو نمك كه از يكديگر جدا هستند، در حقيقت قدم اول براي شروع آرد نمودن برداشته شده است، حال، با برداشتن ني باد كه مانع ورود باد را براي چرخش پره هاي آسيا وهمچنين چوبهاي دو شاخ كه عامل مهار نمودن پره ها ميباشد، عملا" كار آسيا شروع ميشود و با چرخش آن تير پل و ميلة انتهائي آن كه به ‹‹ توره›› كه آن نيز قبلا" از قسمت زيرين در سنگ روئي آسيا جايسازي شده است بچرخش در ميآيد و با چرخش آن ‹‹ لك لكه›› كه يك سر آن بصورت آزاد بر روي سنگ آسيا قرار دارد و يك سر ديگر بوسيله نخي به ناودان بسته شده بحركت در آمده و لرزش پيدا ميكند، لازم به تذكر است كه قسمت بالائي سنگ روئي آسيا را عمدا" ناصاف ميسازند تا لرزش ‹‹ لك لكه›› تشديد شود، اين لرزش را ‹‹لك لكه›ت به ناودان منتقل كرده و لرزش ناودان باعث سرازير شدن گندم از پرخو به ناودان و ريخته شدن آن در گلوگاه سنگ و آرد شدنش ميشود. گاهي مواقع پيش ميآيد كه در اثر لرزش زياد ناودان ناشي از لرزش ‹‹لك لكه›› گندم بمقدار زيادي وارد ناودان و گلوگاه آسيا ميود و بالنتيجه گلوگه پر ميگردد و گندم از آن سرازير شده و باطراف پراكنده ميشود، براي اينكه از اين بابت جلوگيري نمايند از وجود دانه كش كه يك سر آن بوسيله نخي بديوار نزديك ناودان بسته شده است استفاده ميكنند، باين معني كه بنابر احتياج يك يا دو عدد دانه كش در داخل ناودان قرار مي دهند كه باعث كند شدن جريان گندم از پرخو به گلوگاه ميشود. البته اين وضع بستگي خاص با شدت جريان باد و  چرخش پره هاي آسيا دارد. چرا كه اگر چرخش پره هاي آسيا كند بوده و مقدار گندمي كه از پرخو به گلوگاه ريخته ميشود بيش از ظرفيت باشد بديهي است كه مقدار اضافي گندم مازاد بر خورند و ظرفيت سنگ آسياست كه در گلوگاه جمع و پراكنده ميشود و هر قدر تحرك سنگ آسيا ناشي از چرخش پره ها و وزش باد بيشتر باشد روشن است كه گندم بيشتري آرد ميشود، از اين نظر ‹‹ دانه كش ها›› را از ناودان برمي دارند و باعث ورود بيشتر گندم به گلوگاه ميشوند و بهمين صورت با كم و زياد شدن شدت جريان باد و چرخش پره آسيا تعداد دانه كش ها را در ناودان كم و زياد ميكنند.

گاهي مواقع پيش ميآيد كه گندم كاملا" آرد نشده وتقريبا" درشت است و اين زمانيست كه فاصله سنگها از يكديگر زمانيست كه فاصله سنگها از يكديگر زياد است، توضيح اينكه سنگ روئي آسيا كه متحرك است از قسمت زيرين با فشار آوردن به ‹‹ وركش (تلم)›› باعث بالا آمدن ‹‹شوتخت›› (ش تخت) و چوب موشته ميشود و بالنتيجه باعث بالا رفتن سنگ روئي آسيا ميگردد، با پائين آوردن ‹‹ چوب موشته›› حد طبيعي ما بين سنگها را حفظ نموده و باينوسيله مانع درشت شدن گندم ها هنگام آرد شدن ميشود، گندم هاي آرد شده را در آرد خانه نگهداري ميكنند، در گوش، ديگر ترازوئي قرار دارد كه براي خريد و فروش گندم از آن استفاده ميكنند.

آسياها مدام در تمام 24 ساعت تا زمانيكه گندم براي آرد شدن باشد كار ميكند و آسيابان نيز تمام اوقات حتي شبها را در آسيا بسر ميبرد، بگفته آسيابان يكي از آسياها بطور متوسط مقدار آرد گندم بوسيله آسيا در هر ساعت 4 من آرد ميباشد. ( هر من در منطقه خواف 5/2 كيلو است) پس از اتمام كار و  آرد شدن تمامي گندم ها، زمان آن ميرسد كه آسيا را از كار بياندازند براي از كار انداختن آسيا از طرق زير استفاده ميشود.

الف: بوسله ‹‹ ني باد›› كه با گذاشتن آن در مقابل دريچه ورودي باد، مانع ورود باد و چرخش پره هاي آسيا ميشود.

ب: بوسيله پائين آوردن چوب موشته سنگ روئي آسيا با وزن تير پل و پره هاي آسيا بر سنگ زيرين منتقل شده و در حقيقت ترمزي براي توقف آسيا ميباشد.

ج: بوسيله چوب دو شاخ كه با قرار دادن دو شاخه آن در داخل پره و تكيه دادن انتهاي آن بديواره بيروني آسيا، پره ها را مهار ميكنند و باينوسيله توقف كامل پره ها را فراهم ميسازند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:27  توسط کاظم خطیبی  |